زاویۀ زیست

.زاویه زیست واژه ایست در مقابل زاویه دید، فرقش این است که آدم این زاویه را زیست می کند

زاویۀ زیست

.زاویه زیست واژه ایست در مقابل زاویه دید، فرقش این است که آدم این زاویه را زیست می کند

زوایای زیسته

و باز هم تاریخ بی خردی

سه شنبه, ۳۰ خرداد ۱۳۹۶، ۰۷:۴۳ ب.ظ
سال پیش وقتی هنوز بلاگفا بودم، دفترچه استخدامی آموزش و پرورش که اعلام شد این مطلب را نوشتم:
تاریخ بی خردی

امروز دفترچه آزمون استخدامی آموزش و پرورش منتشر شد. البته که من چندان به آن امیدوار نبودم. می پرسید چرا؟ خب برایتان توضیح می دهم. من یک دانش آموخته رشته تاریخ ایران اسلامی هستم. نه، نه اشتباه نکنید، منظورم تاریخ اسلام نیست، منظورم آن بخش از تاریخ کشورمان است که اسلام وارد سرزمینمان شد.می شود به عبارتی بعد از سقوط ساسانیان. دیگر حتما این را می دانید که اعراب آمدند و ساسانیان را شکست دادند و بعدش ماندگار شدند و بر ایران حکومت کردند تا زمانیکه ایرانیان بر امور تسلط یافتند، اگر اینها را نمی دانید حتما این مطلب را بخوانید چون روی سخنم با شماست. اگر هم می دانید باز هم بخوانید چون خوب است که مطلع شوید. خب این توضیحات را دادم که تاکید کنم من تاریخ اسلام نخوانده ام. فرض کنید چند سال است که دارید دفترچه آزمون های استخدامی آموزش و‌پرورش را ورق میزنید، یعنی تا اعلام می شود عین جن زده ها دانلودش می کنید و آنقدر آن را نگاه می کنید که چشمانتان هم گیج می شوند. بعد می بینید کشوری با دو هزار و پانصد سال تاریخ(حتی بلکم بیشتر، آن هم با کشفیات جدید)، کشوری با تعداد بسیار زیادی مدرسه در مقاطع مختلف، کشوری با چندین و چند گروه آموزشی و دپارتمان تاریخ در انواع و اقسام گرایش ها در سطح تحصیلات دانشگاهی، کشوری با تعداد بسیار زیادی دانشجو، دانش آموخته، مدرس و محقق تاریخ هیچ احساس نیازی به «دبیر تاریخ» نمی کند. سال پیش که به هیچ عنوان در دفترچه نامی از رشته و تخصص تاریخ برده نشده بود، امسال نیز این تقاضا به چند نفر محدود شده است. شهر تهران با آن عظمت و با آن تعداد مدارس فقط 7 نفر اعلام نیاز کرده بود، و آن هم تنها مرد. درج همین تعداد اندک هم شاید در پی اعتراضات برخی اساتید و ارگانها در سال گذشته بود که من حداقل از چند موردش مطلع هستم. باید بگویم این یعنی فاجعه، یعنی اصلا در وزارت علوم (منظور همه علوم است نه فقط علوم ریاضی و تجربی) تصور نمی کنند که تاریخ را باید مانند رشته های دیگر تخصصی کرد و تخصصی دید، باید دبیر مخصوص به خود را داشته باشد، باید دانش آموخته های تاریخ این درس را به دانش آموزان ارائه دهند. و از همه بدتر اینکه مدیران مدارس نیز هیچ نیازی به دبیر تاریخ نداشته اند که به وزارت علوم اعلام نکرده اند، عجیب است این اندازه قصور در رشته مهمی چون تاریخ. تصور نکنید چون خودم ده سال از عمرم را در این رشته صرف کرده ام چنین نظری دارم، به واقع به دور از جانب گرایی باید فکر کرد. چرا تاریخ را دست کم گرفته ایم؟چرا دانش آموخته هایش را نادیده می گیریم؟ چرا همیشه در مدارس زنگ تاریخ قربانی برنامه ها و مراسم می شود؟ تا کی در مدارس باید این درس توسط دبیران جغرافیا و‌ معارف اسلامی تدریس شود، تا کی باید با این شیوه تدریس همه را از گذشته شان پشیمان کنیم، همه دانش آموزان را از پیشینه شان فراری دهیم؟ همه ما این سخن را شنیده ایم که ملتی که تاریخ خود را نمی خواند، محکوم به تکرار آن است. تا کی این تاریخ نخوانده را تکرار کنیم؟ تاریخ ما در عین عظمت و شکوفایی سرشار است از بی خردی. بلی درست خواندید، بی خردی، به کسر «خ» و فتح «ر». چه کسانی قرار است این شمشیر دو لبه را به دانش آموزان؛ که سیاستمداران، اندیشمندان و دانشمندان آینده ایرانند آموزش دهد؟ تاریخ بیش از آنکه تصور می شود، پر اهمیت است. بگذارید ادعا کنم همین مسئله بزرگترین نقص عقلانیت در ایران است. بلی، بزرگترین بی خردی در تاریخ امروز ماست. من همچنان دفترچه های استخدامی را در سالهای آینده خواهم دید، می دانید چرا؟ نه برای استخدام شدن در مدارس، بلکه برای آنکه تاریخ انقضای این بی خردی را بفهمم و بدانم. چه کسی باید این تاریخ را به آیندگان منتقل کند؟ ما باید هوشیار باشیم.

+دیروز دفترچه آزمون های استخدامی امسال هم اعلام شد، بخش مربوط به آموزش و پرورش رو چک کردم. هرچند امسال وضعیت برای رشته تاریخ کمی بهتر شده، اما تقاضای فقط 30 نفر برای دبیری تاریخ در کل کشور هنوز هم افتضاح است. و بدتر اینکه از این تعداد فقط 5 نفر خانم تقاضا شده. تاریخ را دست کم گرفته اند و همین بزرگترین ضربه را به جامعه، به مردم، به دانش آموزان و به کشور خواهد زد. 

  • پـــــر ی

زاویه ها (۹)

  • نویسه های یک پسرایرانی:))
  • سلام واقعاًًخیلی ناراحتم برای مملکتی که برای تاریخ به اندازه یک جوهم ارزش نزاشته
    بعداًبچه هامیگن دین اسلام اجباری بود
    ومیرن دنبال حرف های دشمنان ودینشون بخاطرخیانت خیانت کنان به
    تاریخ ازبین میره
    من الاااان خیلی ناراحتم ازدستشون

    شما ناراحت نباش 
    پیش میاد دیگه 
  • ف.ع ‏ ‏‏ ‏
  • ما زنگ تاریخمون زنگ مطالعه بود یعنی معلم تاریخ میومد اما ما در سکوت مینشتیم و هر درسی که تو کنکور میادو میخوندیم :| حالا این مثلا مدرسه سمپاد یا همون به اصطلاح تیزهوشانشه دیگه بقیه مدارس که بماند...اخر ترمم سوالارو بهمون میدادن خیلی شیک و مجلسی امتحان میدادیم!
    ولی یه چیزیم هست، حجم کتابا واقعا زیاده و برای اینکه اون قسمتایی از تاریخ که حذف کردن ضایع نشه یه قسمتای دیگه رو بست دادن :|مثل همین ایران بعد از اسلام یعنی اینطوری بگم که از اریاییان تا ساسانیان تو صفحه اول بود دویست صفحه بعدیش ایران پس از اسلام :| 
    ما بعضی وقتا سه چهار نفری میرفتیم پیش معلممون برامون تاریخو خیلی شیرین مثل داستان تعریف میکرد واقعا عجیب و جالب بود ولی ناراحت بود میگفت خیلی تحریفش کردن تو کتابای درسی 
    اما ملتی که تاریخشو نخونه یا اشتباه بخونه محکومه به تکرار شکستاش
    چقدر حرف زدم :| ببخشید D:

    شاهد از غیب رسید. اتفاقا چندین مورد از دوستای خودم معلم تاریخ شدن توی مدارس غیرانتفاعی و چندین مورد از همینها واسم تعریف کردن. خواستم در این مورد هم بنویسم دیدم طولانی میشه. 
    حجم کتاب های تاریخی همیشه زیاده. اما مسئله حذف بخش هایی از تاریخ برای برجسته کردن بخش های دیگه خودش یه بحث دیگه میطلبه.

    آفرین به شما، چه بچه های تاریخ پژوهی بودین. مسلمه که خیلیا مث شما دوست داشتن توی تاریخشون کنکاش کنن ولی آخرش چی شد؟ با همین کارایی که مدرسه تون کرده شما بیا درباره تاریخ کشورت حرف بزن . می تونی؟ نمی تونی. 
    منظورم از شما. شمای نوعی و کلی هست البته. 

    خیلی هم خوب حرف زدی. اصن حرف دل منو زدی. دستتم درد نکنه :)
    خب این لزوما به این معنی نیست که تاریخ رو دست کم گرفتن! این به این معنیه که دبیر تاریخ کم ندارن!
    توجه داشته باشید که شما تاریخ خونده اید و عده ای دبیری تاریخ! لذا اونها همیشه در اولویتند که از همون زمان تحصیل استخدام بودن و  اصلا چرا باید نیرو کم باشه؟
    همین که هفت نفر کم هستند رو غنیمت بدونید.
    حالا یه سوال! واقعا چی شد که رفتید تاریخ خوندید؟ فرصتهای شغلی براتون مهم نبود؟

    واقعا فکر می کنی دبیر تاریخ کم ندارن؟! اگر کم ندارن پس چرا دبیر علوم اجتماعی و معارف و جغرافیا و حتی پرورشی میرن سرکلاس ها تاریخ درس میدن؟ چرا تصور میشه همه این رشته ها نیازمند متخصصه جز تاریخ؟ 
    اساسا توی دانشگاه ها فکر می کنم جز دانشگاه تربیت معلم که بحثش جداست رشته ای به نام «دبیری تاریخ» وجود نداره. اگر دفترچه استخدامی رو ببینید بعد از اینکه اسامی و کد محل ها و تعداد رو اعلام میکنه پایینش می نویسه که چه کسانی و با چه مدارکی می تونن شرکت کنن. این افراد فقط شامل کسانی که تربیت معلم دبیری تاریخ خوندن نمیشن. اما مسئله اینه که چرا این جامعه هیچ احساس نیازی به متخصص این رشته در مدارسش نمی کنه. مسلمه که مدارس نیاز دارن چون شما یه اصلی داری با عنوان ورودی و خروچی. قاعدتا اگر ورودی و خروجی یه جامعه درست باشه، وقتی فارغ التحصیل وارد بازار کار می کنی از اون طرف نیروی بازنشسته از بازار کار خارج می کنی. ما در عین حال که ورودی دانشگاه هامون بالاست، از این طرف خروجی کمی داریم. اما داریم. ولی جایگزین نمیشه. 
    شما اصلا به آماری که من دادم دقت کن. می دونی چند تاااااااا مدرسه در کل کشور داریم؟ چرا فقط 30 نفر معلم تاریخ خواستن؟ یعنی از پارسال تا حالا فقط 30 نفر معلم تاریخ بازنشسته داشته تمام این کشور؟ یه تناسب ساده شما رو به این نتیجه می رسونه که خیر. اساسا احساس نیاز نمیشه به دبیر و متخصص تاریخ. 

    سوال دومتون:
    چی شد که رفتم تاریخ خوندم؟ سوال خوبیه. خیلی ساله از خودم میپرسمش. تاریخ رو دوست داشتم عمیقاً. اما واقعا زمانیکه یه دختر 18 ساله بودم و داشتم انتخاب رشته می کردم، دختر سی ساله الان نبودم. که اگر بودم قطعا و حتما به بازار کار رشته ام توجه می کردم و شاید تاریخ رو به عنوان یکی از علایقم به صورت غیرآکادمی ادامه می دادم. البته بسیاری عوامل دیگه هم تاثیر داشت که جای گفتنش اینجا نیست. 
    من این فاجعه رو نمیدونستم... :/ همینه دیگه کلا خیلی از بخشارو هم حذف میکنن تا نباشه...
    سریع بچه ها برسن ب انقلاب و نظام جمهوری اسلامی...

    یکی از بهترین دبیرای عمرم دبیر تاریخم بود..پری جان محشر بود ی انسان فوق العاده...امیدوارم هر جایی هست حالش خوب باشه و خدا حفظش کنه..

    البته بحث از اینکه چرا بخش های بزرگی رو از تاریخ ایران حذف میکنن خودش یه داستان دیگه است. 

    خوشحالم که یه معلم تاریخ خیلی خوب داشتی :) تاریخیا کلا خوبن، منو ببین :)
    خب من به عنوان کسی که در خانواده ای سرتاسر معلم بزرگ شده، به شخصه ندیدم معلم اجتماعی بره تاریخ درس بده اما برعکسش رو دیدم چون دبیری اجتماعی نداریم!
    دبیری تاریخ یک رشته ست و خارج از تربیت معلم هم دانشجو می پذیره. من قبل از کامنت گذاشتن اینو سرچ کردم!
    بحث شما که میگید ورودی و خروجی داره و ملت بازنشسته میشن درسته اما این بحث با صحبت من متفاوته من میگم وقتی که دبیر تاریخ استخدام شده ی اموزش و  پرورش در دانشگاه تربیت معلم هست، چرا باید آزمون استخدامی براش برگزار بشه؟
    طبیعیه که برگزار نمیشه! چون نیروی تازه کار موجوده! اونهایی که بازنشست میشن با نیروهای موجود جایگزین میشن. دلیل نداره از بیرون نیرو بگیرن.
    اینکه فقط سی نفر درخواست برای کل کشور هست به این معنی نیست که در کشور فقط سی مدرسه هستند که تاریخ رو تخصصی درس میدن! معنیش اینه که افرادی که دبیری تاریخ خوندن زیادن و نیاز به استخدام از خارج از تربیت معلم احساس نمیشه، جز سی نفر که کم دارن.
    این خیلی طبیعی و معقوله.
    من قبول دارم که در سیستم استخدامی و نیروهای آموزش و پرورش مثل همه جا لابد اشکالات اساسی هست اما در این یک مورد خاص، این یه طرفه به قاضی رفتن رو قبول ندارم.
    فکر میکنم در کامنت قبلی متوجه منظور من نشدی.

    پس من چرا تو هیچ دفترچه ای ندیدم. و البته تو هیچ دانشگاهی ندیدم که دبیری تاریخ داشته باشه الا دانشگاه تربیت معلم. 
    بحث منم اینه اگه قراره فقط و فقط این جامعه برای همون دبیری تاریخ دانشگاه تربیت معلمش شغل جور کنه خب چرا دپارتمان های آموزشی توی دانشگاه های بزرگی مثل دانشگاه تهران. شهید بهشتی. تربیت مدرس. تبریز. شیراز و ... رو تعطیل نمی کنه؟؟؟؟ واقعا امثال من که از دانشگاه معتبری مث دانشگاه تهران فارغ التحصیل شدیم چرا هیچ جا هیچ اولویتی به بقیه نداریم؟
    از بیرون نیرو بگیرن یعنی چی واقعا؟ الان امثال من «نیروی بیرون» محسوب میشیم؟؟؟ چرا من و امثال من هیچ حقی از این جامعه و دولت و امکانات کشور خودمون نداریم؟ چرا نیروی از بیرون محسوب میشم؟ چون به جای دانشگاه تربیت معلم که یه سری درس های به درد نخور بهشون میگن که حتی رویکردهای اصلی تاریخی رو نمی دونن درس نخوندم و عوضش رفتم بهترین دانشگاه این مملکت درس خوندم نیروی بیرونی محسوب میشم؟ نه، نمیشه اینجوری به ماجرا نگاه کرد. 
    ببینید اساسا شما متوجه منظور بنده نشدین. من اصلا کاری با فارغ التحصیل های دبیری تاریخ ندارم. قطعا اونها هم تعدادشون به اندازه ای نیست که کل مدارس کشور رو بتونن ساپورت کنن چون تربیت معلم همیشه نیرو کم برمیداره، بحث من اینه که درس تاریخ اساسا، و از پایه در این جامعه به عنوان تخصص بهش نگاه نمیشه. چه در مدارس به عنوان معلم تاریخ و چه در دانشگاه و فضای آکادمیک به عنوان دانشجو، محقق و استاد. 
    ببینید من قطعا یک طرفه به قاضی نرفتم. من الان ده، یازده سال از عمرم رو تو فضای این رشته گذروندم. خبر دارم از اون چیزی که داره بین فارغ التحصیلان این رشته و در مقابل وضعیت اسفناک جامعه و نگاهش به این رشته میگذره. شما هنوز فارغ التحصیلی بیکار و سی ساله از معتبرترین دانشگاه این کشور در رشته تاریخ نشدید که تصور می کنید من یک طرفه به قاضی رفتم. همه می دونیم وضعیت اشتغال در این جامعه به چه صورته. همه می دونیم وضعیت اشتغال رشته های علوم انسانی چه افتضاحیه تو این کشور. همه می دونیم هیچ تناسبی بین ورودی و خروجی این ممکلت در فضای آکادمیش وجود نداره. همه می دونیم گپ بزرگی بین فضای آکادمی و فضای کاری در این جامعه وجود داره. اینها یک طرفه به قاضی رفتن نیست.
    البته  در مورد جمله اول کامنتم قبول دارم که چون من ندیده ام به این معنا نیست که چنین چیزی وجود نداره! اینو قبول دارم
    اما خب این باعث نمیشه که نتیجه گیری شما از دلیل "کمبود ظرفیت پذیرش در آزمون استخدامی" به نتیجه ی "مهجور بودن تاریخ" رو بپذیرم.

    شما این نتیجه رو نپذیرید اما من که دارم تو این رشته کار می کنم اینو می پذیرم و می بینم و لمسش می کنم و حسش می کنم و سرخورده میشم و دیده نمی شم در این جامعه و هیچ آینده ای ندارم. 
    من اینگونه استنتاج می کنم و به شدت بهش باور دارم. 
    اون نامه هایی که ازش در متن یاد کردم که بسیاری از اساتید و ارگان های مربوط به رشته ما به وزرات علوم نوشتند، بسیاری از اونها رو خود من پیگیری کردم. بسیاری از اونها رو من نوشتم و ارسال کردم زمانیکه در یکی از انجمن های مربوط به رشته ام فعالیت داشتم و شاغل بودم. بسیاری از اساتید رو خود ما دانشجوها هشیار کردیم که چرا ما رو به عنوان نیروی مدرس نمی پذیرند. 
    در ادامه کامنت قبلی تون می گم که من فضای رشته ام و کارم رو خوب می شناسم و از روی بی اطلاعی حرفی رو نزدم که جانبدارانه از رشته ام دفاع کنم. 
    ما از گذشته و هویتمون فرار می‌کنیم. تاریخ برای ما توی 50 و خورده‌‌ای زن سیبیلوی ناصرالدین‌شاه خلاصه میشه و کوروشی که هیچی ازش نمی‌دونیم و یه گفتار نیک، پندار نیک و کردار نیک که اگه هم‌وزن نبودند همینا هم به یادمون نمی‌موند. و البته ماجرای کربلا که نمی‌دونم تا چه حد میشه اسمش رو تاریخ گذاشت و چقدرش اسطوره پردازیه.
    هیچ‌کس واسش مهم نیست که چطور کسی مثل آغامحمدخان بنای اون چنان حکومتی رو تونست بذاره. کسی واسش مهم نیست چطور رضاشاه مکارانه حکومت رو دستش گرفت. کسی واسش مهم نیست اعراب چطور موفق شدند ایران رو با اون دبدبه و کبکبه بگیره. کسی واسش مهم نیست چطور ناصرالدین شاه رو راضی به قتل امیرکبیر کردند. ناصرالدین شاهی که بعد از مرگ امیر معتقد بود کار این کشور بدون امیرکبیر درست نمیشه. کسی واسش مهم نیست مقدمات کودتای 28مرداد چی بوده. چطور از کسی مثل مصدق اون چهره خنثی و مستبد رو ساختند و تبعیدش کردند و هیچ‌کس آخ هم نگفت. کسی واسش مهم نیست که همین روحانیون زرتشتی گوگولی مگولی که الان ادعای مظلومیت و اقلیت دارند چه بلایی سر مانی و مزدک آوردند...
    اینایی که نوشتم نشونه تاریخ خون بودن بنده نیست. کل کتابای تاریخی که خوندم از دو-سه تا تجاوز نمی‌کنه. فقط یه کم از دست خودم و خودمون شکارم... از تکرار هزارباره این تاریخ لعنتی توی این کشور خسته شدم... از این زنده باد، مرد بادهای جماعت توسری خور و سواری بده خسته شدم... کسایی که با یه لبخند از بناگوش دررفته و با رضایت کامل پالون میذارن پشتتشون و به بعضیا بفرما می‌زنند...

    یکی منو از برق بکشه :))))

    نه اتفاقا غمی ادامه بده :)
    داشتی خوب می گفتی 
    ادامه بده :)

    موافقم باهات. با اینکه معتقدم حافظه تاریخی ما ایرانی ها خوبه و اینکه میگن حافظه تاریخیمون خوب نیست خودش یه تحریف بزرگ دیگه ست اما به این حافظه تاریخی اصلا رجوع نمی کنیم. و این مشکل ماست. 

  • ف.ع ‏ ‏‏ ‏
  • اره من به شخصه خیلی تاریخ دوست دارم خیلیای دیگه هم همین طور ولی خب دقیقا همونطور که میگید الان درباره تاریخ واقعا نمیتونم صحبت کنم فقط مثل یه سیر زمانی تو ذهنم هست که یه سری قسمتاش بولد شده یه خط محو که چندتا نقطه پررنگ روشه... فکر میکنم همه چی باید سر جای خودش باشه مخصوصا تاریخ که درس زندگیه بشره
    دست شما درد نکنه که این معضل رو نوشتید :)

    خیلی خوب اشاره کردی. اینکه یه سیر زمانی داری با نقاط پررنگ و کمرنگ. این یعنی هر چی این گفتمان دوست داشته تو ذهن تو فعال باشه هست، گفتمان به هدفش رسیده.  از طرف دیگه اینها هنوز هم ول کن بررسی تاریخ به شکل خطی اون نیستن. و اینه که میگم تاریخ باید توسط متخصصش تدریس بشه. 
    پاینده باشی :)
    به نظرم زاویه ی نگاهمون خیلی متفاوته!
    من با حرفهای شما مخالف نیستم که بگم مشکلی وجود نداره یا هرچی!
    من میگم این نتیجه گیری رو قبول نداشتم فقط! همین.
     باور کن من هرجا که تحصیل کردم و اطرافیانم رو می بینم که تحصیل می کنند دبیر تاریخش واقعا تاریخ خونده بوده اونم زمان ما دهه شصتی ها که قحطی بود همه چی!
    در هر حال درست میگی در هر حال این شمایی که عمری رو در این رشته گذروندی و من دارم خارج از گود تماشا میکنم.

    خدا کنه واقعا دبیرای تاریخ، تاریخ رو درس بدن. من که از خدامه. شاید چون شما تو پایتخت بودی اینطور بوده. تو شهرستان ها وضعیت اینجوری نیست. 
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">