زاویۀ زیست

.زاویه زیست واژه ایست در مقابل زاویه دید، فرقش این است که آدم این زاویه را زیست می کند

زاویۀ زیست

.زاویه زیست واژه ایست در مقابل زاویه دید، فرقش این است که آدم این زاویه را زیست می کند

زوایای زیسته

سفید یا سیاه؟

پنجشنبه, ۱ تیر ۱۳۹۶، ۰۱:۳۰ ق.ظ
چهارشنبه که می شود اینستاگرام و فیس بوک پر است  از هشتگ «چهارشنبه های سفید» و عکس هایی که زنان با شال و روسری هایی سفید منتشر می کنند. قطعا با حجاب اجباری مخالفم و حتی شاید با خود مسئله حجاب هم مخالفم اما با حرکت هایی به این شکل که فقط هم در سطح مجازی و میان عامه مردم اتفاق می افتد موافق نیستم. برای این مخالفت هم دلیل دارم:
۱. شاید تکرار مکررات باشد اما همیشه گفته ام که در علوم انسانی بحثی هست با عنوان «فرو کاستن» یا همان Reduction، به این معنا که نباید مفاهیم را بیش از حد ساده سازی کرد و آنها را فرو‌کاست. فروکاستنِ حدو حدود آزادی و حقوق زن ایرانی به مسئله حجاب آن هم در جامعه ای با عقاید مذهبی و اسلامی چندین ساله، هیچ بازخورد مثبتی نخواهد داشت که بیشتر مذهبیون را نسبت به حجاب حساس می کند. به علاوه زن ایرانی فعلا و در این شرایط مصادیق مهم تری از حقوقش را باید جستجو کند.
۲. اینگونه رفتارها مثل همان «آزادی های یواشکی زنان» فقط به «فرو‌کاستن»ِ مفهوم «آزادی» و «حقوق» ختم نمی شود بلکه حتی خود مفهوم «جنبش زنان» را هم فرو می کاهد و این به معنای نادیده انگاشتن بیش از حد زنان است، یعنی نتیجه و پیامد آن است. ممکن است پیامد آنی این رفتارها دیده شدن گسترده زنان در فضاهای مجازی باشد اما پیامد طولانی مدتش صرفا از بین بردن اصل مفهومی به نام «جنبش زنان» است. و در روند تاریخی اش زنان را بیشتر مغفول و مسکوت خواهد گذاشت.
۳. در این که مسئله حجاب مسئله ای تاریخمند است شکی نیست. تاریخمند بدین معناست که سیال است، جریان دارد و در شرایط مختلف تاریخی زیستی متفاوت را تجربه کرده است، به همین دلیل با اینگونه رفتارها حجاب را مفهومی ایستا در نظر خواهیم گرفت که بیشتر به حساسیت آن دامن زده می شود.
۴.زمانیکه رضاشاه دستور کشف حجاب را صادر کرد عملا آن را به موضوعی سیاسی با ابعاد سیاسی تبدیل کرد. موضوعی که «حکومت» می تواند در آن دخالت کند. با وضعیت فعلی جامعه ما این بُعد در مسئله حجاب تقویت خواهد شد و کار حل این معضل را دشوارتر میکند.
۵.چنین حرکت هایی صرفا پاسخ مثبت دادن به تفکرات و‌ گفتمان های غالبی است که در سطح جامعه به تناسب شرایط و موقعیت های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی بروز می کند و پس از مدتی فروکش خواهد کرد، زیر لوای گفتمان غالب رفتن ثمره ای جز همان فروکاستن بیش از حد مفاهیم دربر نخواهد داشت. حتی اگر به آن به عنوان حرکتی فردی نگاه کنیم، نهایتا در جامعه بازتاب فردی ندارد.

بی ربط نوشت: رضاخان هم اگر می دید با چادر چه زیبایی، جهان پر می شد از قانون چادرهای اجباری 
همینجوری فقط چون در مورد چادر و حجاب بود :)
  • پـــــر ی

زن زیست

زاویه ها (۲۵)

  • دل‌آرام میم سین
  • منم با از درون تهی شدن این حرکتای نمادین موافقم.
    یه ۶ ماهی می‌شه که اینستاگرام ندارم. فیس‌بوکم که خیلی وقته مرحوم شده. از این اخبار دورم ؛)
    حس پشت کوه دارم الان :))

    حرکت هایی بی نظم و نامنسجم، حتی نمیشه عنوان جنبش زنان بهش داد.
    ضرر نکردی، تو این فضاها هیچ خبری نیست :)
  • سِناتور تِد
  • تنزلِ مفهوم و ارزش و جایگاه آزادی!

    اوهوم 
  • جعفر حبیبی
  • این جرقه ها یه روز بمب میشن...
    ;)

    اینا جرقه نیستن اینا ترقه ان، بمب نمی شن، می سوزونن الانِ ما رو 
    چه تحلیل درستی، من کلن با مسیح علی نژاد نمیتونستم کنار بیام، میفهمیدم کاری که میکنه خیلی سطحیه اما تحلیلم دقیق نبود! الان با این پستت دلیلش مشخص تر شد برام!

    قضیه مسیح علی نژاد نمی دونم چیه، خداروشکر حداثل پستم به یه دردی خورد :)
  • آقاگل ‌‌
  • این حرکتا حرکتای کوره! سطحیه. و بی نتیجه است دست آخر.
    .
    .
    همینطور بی دلیل مثل همون بیت خودت:

    ناشر شعرم تویی ای دختر چادر به سر
    من فقط ناشعر میگویم غزل بانو تویی

    مگه عملیات تروریستیه آقاگل :)))

    به به چه شعری 
    خوشمان آمد:))
  • مترسک ‌‌
  • هر چند رضاشاه رو از خیلی جهات تأیید و حتی تحسین می‌کنم اما کشف حجاب از جمله دلایل انتقادم بهشه؛ علتم هم دقیقاً همینه که شما گفتی: سیاسی کردن حجاب!

    دقیقا، رضاشاه نقاط قوت زیادی داشت اما خب به هر حال یه نظامی بود.
  • مریــــ ـــــم
  • عاغا گو؟؟چرامن ندیدم؟؟
    شعره چیقد قیشنگ بود
    :))

    نمی دونم والا، من کلی دیدم.
    :)
  • مَـهدی (میرزای قدیم)
  • شما رو با درگیری هاتون سر مسئله ی حجاب سیاه و سفید ِ بانوان گرانقدر و عزیز و والا مقام و (کلا یه عالمه صفات از این دست،) تنها میذارم. "گ"

    :///
  • دچـــــ ــــــار
  • فروکاستنِ حدو حدود آزادی و حقوق زن ایرانی به مسئله حجاب
    + نه معلومه که فهم و تحلیلت خوبه اگه حسش باشه:)

    خط دوم رو اگر به حساب شوخی بزارم چیزی نمی گم ولی خداییش خیلی حرفت ضدزن بود.
    بحساب شوخی بذار و جدی نگیر از جناب دچار :))
    جناب دچار هیچی تو دلشون نیست مطمئن باش شوخی باهات کردن :))


    سلام :)
    آقا من پست رو باید بخونم یعنی؟!^__^
     نمیشه خلاصه شو بهم بگی ؟:دی 
    من یه عدد شیرازی هستم :دی 
    ممنونم 


    به حساب شوخی گذاشتم دیگه وگرنه چنان تحلیلی می کردم واسش :)

    واران شما غیرت کوردها رو داری جان دل، به خدا به خلاصه ترین حالت ممکن نوشتمش، بخون دیگه ؛)))
  • نویسه های یک پسرایرانی:))
  • من برداشت خودم رابگم
    شایدبرداشتم بامنظورت اززمین تاآسمون فرق داشته باشه:
    من،حجاب رابرای خانوم هامیپسندم چون آنهاراازتجاوزهای مختلف دورمیکند
    حجاب،یک امری اجباریست ومن میگوییم اجباریست ولی قرارنیست اینجوربگم
    اجباره بایدجوری بگم که اهمیتش درک بشه وبعددرک اهمیتش اون شخص
    میتونه درک کنه که حجاب به نفعشه یاضررشه
    دراین روزگارکشورهای دشمن ایران،دست ازهرکاری برنمیدارندتاحجاب راکه
    امری پسندیده است وبعنوان یک محافظ برای زن است آنرابدزدند
    ولی بعضی مردم میشینندپای ماهواره وحرف های دروغین دشمنان
    رامیشنوندومیگن ازدواج اجباریست

    ودطول تاریخ هرشاهی،اگردلش برای مردم ایران سوخته بودحجاب را
    امری اجباری میکرد
    ولی این محمدرضاشاه وقتی باامریکابود،امریکای جنایت کاربهش
    میگفت باید،چادرازایران رخ برافکند



    شما اساسا با یک پیش فرض دارین صحبت می کنین که من قبولش ندارم و اون پیش فرض هم اینه که:«حجاب عامل مصونیت زن است»
    پس قاعدتا و از نظر منطقی وقتی دیش فرضتون رو قبول ندارم، نتیجه ای هم که میگیرید مورد قبول من نیست.
    تا جایی که من در جریانم پشت این چهارشنبه های سفید مسیح علی نژاده، چنبشو اون راه انداخته

    نمی دونستم 
  • اسمم محموده
  • میشه گفت کاملا باهات مخالفم :))
    آزادی، برابری، حقوق ... یه سری مفاهیم پرهزینه، وهم آلود و دست نیافتنی رو لیست کردی. جامعه هایی با سطح فرهنگی خیلی خیلی بالاتر به این آرمانها نرسیدن، ما به جای خودمون!
    اینجور حرکات حداقل نشون میده ملت از سیاست جهل گذشتن، با سیاست ترس هم مقابله میکنن.

    +حالا هرچند ردش میکنم، اما متوجه منظورت شدم، دوست دارم بدونم اینجور کمپینها و حرکات رو قبول نداری، چی پیشنهاد میدی؟

    من اساسا از برابری حرفی نزدم.
    از طرفی حتی اگر بشه اسم مفهومی مث آزادی رو «وهم آلود» گذاشت، مفهوم«حق و‌حقوق» در حد و‌چارچوب قانونیش وهم آلود و دست نیافتنی نیست. پس حرف زدن از اون در هر سطحی از فرهنگ لازم و بلکه ضروریه.

    +تاریخ جنبش زنان نشون میده که چنین حرکت هایی هیچ نتیجه مثبتی در روند جنبش نداره، باید به دنبال کارهای دیگه ای بود، ضمن اینکه تو متن هم اشاره کردم زن ایرانی، امروز به حق مهمتری باید فکر کنه، وقتی تمام نظام اسلامی است و در اسلام حجاب بسیار ضروریه نمیشه از لغو‌حجاب حرف زد، اینجوری نظام یکی از ارکان اصلی خودش رو نادیده میگیره. پیشنهاد من تلاش برای رسیدن به حقوق دیگه ایه که می تونه در درازمدت مثمرثمرتر باشه. مثل کمپین داشتن حق طلاق ژنان، یا تلاش در جهت نیروی ارزان کار نبودن و از این دست موارد
  • کِلاَوس بُودلِر
  • تا حدّی مخالف‌م!
    فروکاستن و تقلیل‌دادن آفتی هست که من شدیداً باهاش مشکل دارم اما حس می‌کنم نکته‌ی 1 و به طورِ کلی این پست، یک سری مفروضاتِ اشتباه داره.
    1 می‌گه که « فروکاستنِ حدو حدود آزادی و حقوق زن ایرانی به مسئله حجاب»، در حالی که حداقل من به یاد ندارم کمپین‌های آزادی یواشکی و چهارشنبه سفید تا به امروز ادعای این رو کرده باشن که حد و حدود آزادی یعنی حجاب! به دلیل این‌که این‌طور نیست و همه هم این رو می‌دونیم. اما حجاب، مسئله‌ی کمی هم نیست؛ حجاب اجباری فردیت و آزادی زنان رو زیر سوال می‌بره و تداومِ همون نگاه از بالا به پایین و ابزاری به زنانه. مسئله کمی به نظرم نیست.
    و البته استدلال می‌کنی که خودکار چنین کمپین‌هایی جنبش زنان رو به مسئله‌ای خُرد تقلیل می‌ده. این رو می‌شه بیشتر توضیح بدی؟ چون به نظرم، آزادی پوشش هم وجهی از این جنبش زنان‌ـه و امروز داره بدین شکل پیگیری می‌شه، کمپینِ دیگری هم می‌تونه به دنبالِ مثلاً حقوقِ برابر در بحث ازدواج یا حضانت یا هرچی باشه. محدود بودنِ جنبشِ زنان در ایران، به معنای محدود شدنش توسط دوتا کمپینِ مخالف حجاب اجباری نیست. و به نظرم بیشتر از امروز هم محدود نخواهد شد (به دلیل این کمپین و این دست فعالیت‌های مجازی)
     یک مسئله رو هم درباره وضعیت فعلی جامعه ما و واکنشِ مذهبیون در قدرت نوشتی. خب، راهِ برون‌رفت از این وضعیت چیه؟ مسئله این‌جاست که باید آلترناتیوی داشته باشیم که وجود نداره. جز آگاهی سازی به صورتِ جمعی درباره‌ی حجاب اجباری، جز با نشون دادنِ اعتراض نسبت به این قانون که نشون بده چنین افرادی هم وجود دارن در سطح جامعه، چه کار دیگه‌ای می‌شه انجام داد؟ اینطوری بگم؛ اگر همین دو کمپین نبودن، اگر یک تلاش بسیار محدود اما مثبت برای نپوشیدن شال و روسری در ماشین یا حتی در سطح شهر نبود، اگر چنین کمپین‌هایی چون واقعاً به این تقلیل منجر می‌شه انجام نمی‌شد، وضعیت به چه شکلی متفاوت می‌بود؟ آیا جلوگیری از این تقلیلِ موردنظر باعث پیشرفت جنبش زنان می‌شد؟ یا در آینده، می‌شه بدونِ این‌ها تفاوتِ چشم‌گیری رو متصور شد؟
    به نظرم نقش این‌ها رو زیادی دستِ بالا گرفتی...
    نمی‌دونم منظور پست رو درست فهمیدم و یا منظورم رو درست گفتم یا نه، اما به نظرم می‌آد با وجودِ استدلالِ صحیح مطلب راجع به آفت تقلیل مباحث پیچیده، ادعای پُست، چیزی شبیه به «کنسرت دغدغه‌ی جوانان ما نیست»ـه! نه به اون شکلِ دغون D: اما از همون جنس. حجاب و آزادی پوشش دغدغه و مسئله‌ی مهمیه که به نظرم پی‌گیریش از طریقِ کمپین‌های این شکلی، لزوماً موجب تقلیل این مباحث و محدود شدن جنبش نمی‌شه هرچند می‌شه گفت که نیاز مبرمی به آگاهی‌سازی راجع به جنبش زنان و وجوهِ پیچیده‌ی مختلفش وجود داره...

    دیدِ جدیدی بود! زنده‌باد! :)

    پ.ن؛ به این تد هم باید گفت که داره اشتباه می‌زنه! :))

    ممکنه چنین کمپین هایی مستقیما این مطلب رو نگن، اما نهایتا نتیجه ای که از این حرکتها به دست میاد چیزی جز این نیست، و این یعنی فروکاستن حقوق و‌آزادی زنان به حجاب. اونم در شرایط کنونی جامعه ما که حتی امنیت هم برای زنان تبدیل به آرزو شده و حقی که باید از دولت و حتی از مردان جامعه باید درخواست بشه. وقتی تمام کمپین ها در ایران دریاره مسئله حجابه، این خودش یعنی اینکه بیشترین بخشی از حقوق زنان که در ایران مدنظر قرا ر گرفته «آزادی در پوشش» هست.من قطعا با شما موافقم که حجاب اجباری فردیت زن رو زیر سوال می بره و حتی بیشتر از اون رو، شخصیت و هویت زن رو زیر سوال میبره و اون رو به یه موجود فرودست در مقابل مردان فرادست قرار میده، شما با کسی دارین بحث می کنین که خودش هم با حجاب اجباری مخالفه اما معتقده جنبش زنان در ایران(البته اگر جنبشی وجود داشته باشه) نباید فقط به مسئله حجاب بپردازه، این یعنی تقلیل آزادی زنان. دقیقا خود شما هم دارین به حرف من اشاره میکنین:«بحث ححاب تنها وجهی از آزادی زنانه» بعله، درسته و کمپین های دیگه ای می تونن به دنبال حقوق دیگه ای از زنان باشن، اما چرا نیستن؟! سوال من رو اگر پاسخ دادین متوجه میشین که منظور من چیه، نیست چون در ایران آزادی زن رو فقط در آزادی پوشش خلاصه می کنن. اون هم در یک کشور اسلامی که حکومتش اسلامیه.
    وضعیت به هیچ شکلی متفاوت نمی شد، اگر اینها هم نبودند، ما همین آزادی رو در نوع و نحوه لباس پوشیدن رو از دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی داریم، وگرنه هیچکدوم از این کمپین ها پیش از اون وجود نداشت اما چون خود دولت امکانش رو فراهم کرد که زنان فقط چادرپوش نباشن کم کم فضای جامعه باز شد. در نتیجه بهتره توی نتیجه گیری از بررسی روند تاریخی وقایع هم استفاده کنیم.
    مسئله اینجاست که اینگونه رفتارها صرفا به ایجاد شکاف بزرگی در جنبش زنان(بازم تاکید می کنم اگر جنبشی وجود داشته باشه) منجر میشه و اون رو چند دسته میکنه. بهتره در کنار چنین کمپین هایی، حرکت هایی برای حقوق مهمتری از حق سیاسی و اجتماعی زنان رو پیگیر باشیم و‌خواهیم دید به خودی خود پس از اون آزادی در پوشش هم به ارمغان خواهد اومد.
    حجاب اجباری رو که صد در صد مخالفم
    و تعجب میکنم از گروهی که خودشون رو در اسلام و شیعه از علی و محمد (دقیقا دونفر از اولین مسلمان ها و مهمترین شخصیت های اسلام و شیعه) باباتر میدونن و کاری که اونها انجام ندادن رو انجام میدن
    طبق تحقیق ها و متن هایی که خوندم و حتی سوالاتی که از خود طرفداران جمهوری اسلامی پرسیدم ، نه در حکومت حضرت علی و نه در حکومت حضرت محمد همچین حرکتی رو انجام نمیشده 

    از طرف دیگه بحث این حرکت خانم هاست
    من با انجامش مخالف نیستم
    باید حرفشون رو بزنن
    نظرشون رو بگن
    ولی ای کاش قبلش زمینه سازی انجام بشه
    اگر همین افراد قبلش حرکت هایی بزرگ علمی ، اقتصادی ، اجتماعی ،حتی مذهبی انجام بدن باعث میشه کسی جرات نکنه و حرکتشون رو بکوبه
    و بگه که اینها فقط دنبال بی بند و باری هستن


    مسئله حجاب اساسا در هر جامعه ای شکل خاص خودش رو داشته، مطمئنا در جامعه عرب در آن زمان و دوران امام علی و پیامبر به اون شکلی که ما امروز می بینیم نبوده.
    در مورد حرکت ها و‌کمپین هایی از این دست هم وقتی فقط به مسئله آزادی در حجاب پرداخته بشه، جنبش زنان و حقوق زنان صرفا به این موضوع تقلیل داده میشه، درحالیکه حجاب تنها وجهی از وجوه حقوق زنان هست. باهاتون موافقم که این کار باید تحت لوای حرکت های دیگری انجام بشه.

    البته من در هیچ کجای این متن نگفتم که اینها فقط دنبال بی بندو باری هستن چون اینطور نیست. و کلا واژه بی بندو‌باری و ارتباط مستقیمش با حجاب هم رو هم نمی پذیرم.
  • محمدعلی میری
  • باید به نکته هم توجه کرد که این نوع کارها بیشتر یک نوع آموزش هست... نباید سطحی به این مسئله نگاه کنیم... این افراد با این نوع کارها اهداف بلند مدتی رو دنبال می کنن و می خوان خیلی راحت زنان رو با بحث مقابله  با حجاب اجباری و مسائل اینجوری با خودشون همراه کنن.
    به نظر مسولین همیشه خواب باید بهتر مسئله ی حجاب رو پیگیری کنند... مطمئنل هیچ کس موافق حجاب اجباری نیست اما بی حجابی هم مورد قبول نیست...

    بی حجابی مورد قبول نیست یا بدحجابی؟
    ضمن اینکه چه کسی و چه دستگاه فکری ای این اصطلاحات و واژه ها رو تولید می کنه؟
  • خانم الف..
  • بعد جالبیش اینجاست که من جایی شنیدم بعضی از خانوم های محجبه و چادری قصد کردن روزهای چهارشنبه حتی اگه کاری نداشتن هم برن تو خیابون ها و حضور داشته باشن تا مثلا به این شیوه مقابله کنن با این امر! 
    نه خودِ چهارشنبه های سفید میتونه با اینکارای سطحی به جایی برسه نه به این نحو مقابله کردن کاری از پیش می بره. خیلیامون گم ایم اصن!

    خب ببینید چطور نتیجه عکس میده همچین کاری، دقیقا منظور منم همینه.
    کلا ما زنها گمیم کلا
  • دچـــــ ــــــار
  •  من منظورم شخص شما بود که همش خسته اید نه جنس زن :)

    خب باشه، مگه من زن نیستم؟:)
  • نویسه های یک پسرایرانی:))
  • خانوم...چهارشنبه سفیدهم عجیب وغریبه،ازدواج سفیدکه داغونه
    بایدیه 7الی8تاازاین سفیدادرست کنیممم
    مملکت اطلاعاتشون یکم زیادشه
    نیاندپست دوربین زنده صداوسیمابگندبابامن تریاک کاربوده:(

    ازدواج سفید هیچ ربطی به مقوله ای که اینجا ازش بحث شد نداره.
    از اونجایی که تلویزیون نمی بینم، نمی دونم منظورتون از مورد آخر چیه.
  • نویسه های یک پسرایرانی:))
  • هردوشون شخصیت زن روکوچیک میکنن:(

    شماهم دردوره روحانی،میتونیدبه این آرزویتان دست یابید(حجاب دلخواهی)

    بعضی هامیخواهندباچهارشنبه های سفید،حجاب راارایران برکنند
    ومیکنند

    وخودت میدونی ادم به دیگران بگه انجام بده انجام بده،انجام نمیده
    وهرچی بگن باحجاب  باش باحجاب باش            حجاب رااجباری میدونندونمیخوان باحجاب باشن

    آرزوی من؟!!!
  • نویسه های یک پسرایرانی:))
  • شماهم دردوره روحانی،میتونیدبه این آرزویتان دست یابید(حجاب دلخواهی)




    به کسی دیگه بودم،این حرفمودیگه قبول ندارمم

    *دارش کن:((یعنی حذفش کن)

    ؟!
  • نویسه های یک پسرایرانی:))
  • شماهم دردوره روحانی،میتونیدبه این آرزویتان دست یابید(حجاب دلخواهی)




    به کسی دیگه بودم،این حرفمودیگه قبول ندارمم

    *دارش کن:((یعنی حذفش کن)

    ؟!
    نمیشه اینو بکنی خاکستری ؟:))
    سلام 
    بابا پست جدیدت کو ؟:))

    چیو خاکستری کنم واران ؟؟

    سلام عزیزم
    وقتی حرفم نمیاد چی بگم آخه؟
    خودت گفتی سیاه و سفید :))
    میگم خاکستریش کن بلکه حرفت بیاد یه پست دیگه بنویسی ؛)

    بگو از گرمای تهران چه خبر ؟:))
    پس من چکار کنم از نخوندن پست ها :(
    هوم ؟:(

    آهاااا از اون لحاظ، اصلا آخرین پست خودمم یادم نبود :)))
    نوشتم دیگه الان، دکمه انتشار رو هم زدم :))

    تهران نیستم. هفته بعد ایشالا میرم 
    خدا به دادم برسه. گرمای تهران رو کی تحمل کنه 

  • مترسک ‌‌
  • و دقیقاً به خاطر همینه که مخالف وارد سیاست شدنِ افراد نظامی‌ام...

    هنوز نفهمیدم ربط مداحی به شعرخوانی چیه
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">