زاویۀ زیست

.زاویه زیست واژه ایست در مقابل زاویه دید، فرقش این است که آدم این زاویه را زیست می کند

زاویۀ زیست

.زاویه زیست واژه ایست در مقابل زاویه دید، فرقش این است که آدم این زاویه را زیست می کند

زوایای زیسته

بنویسم؟

چهارشنبه, ۷ تیر ۱۳۹۶، ۱۰:۴۳ ب.ظ
داشتم پیامای دوستان رو می خوندم که: «چرا نیستی؟ چرا نمی نویسی؟» همزمان داشتم فکر می کردم چطور میشه توهین حساب نکنیم اون شعر رو، یعنی فکر کردم چطور و با چه نظام فکری ای باید فکر کرد که توهین حساب نشه اون حرفا؟ همزمان داشتم فکر می کردم که قسط این ماه رو چجوری واریز کنم، بعد دیدم چاره ای ندارم جز اینکه بالاخره از ته مونده حسابم، با یه هفته تاخیر پرداختش کنم. صفحه پرداخت رو باز کردم. شماره کارت رو وارد کردم و فکر کردم چرا من دو ماهه هیچ درآمدی نداشتم واقعا، بعد فکر کردم که چجوری باید سفر برم پس؟ فکر کردم به اینکه چرا اینقدر روزهای این تیرماه لعنتی کند میگذره؟ اصلا انگار نمیگذره چرا؟ فکر کردم که چرا حالا که وقت ندارم و باید کارهای مربوط به سخنرانی های استادم رو برسونم و بعدشم باید کارهای قبل از سفر رو انجام بدم شروع کردم به خوندن کتاب حجیمی مثل «کافکا در کرانه»، بعد فکر کردم که باید وقتی شروع می کردم که واسه چند روز سرم خلوت باشه، بعد فکر کردم به همه توصیه کنم همین کارو بکنن، یعنی وقتی سرشون شلوغه شروع نکنن به کتاب خوندن، اونم کتاب پربرگ. بعد فکر کردم چرا اون یارو تو رمان اونجوری گربه ها رو می کشت که من که اینقدر از گربه می ترسم هم دلم واسه گربه ها سوخت. بعد فکر کردم چه خوب می شد مثل تامورا می رفتم یه کتابخونه دنج پیدا می کردم می نشستم یه گوشه، کافکا تامورا رو می خوندم ببینم چیکار میکنه بالاخره. بعد بازم فکر کردم چطور میشه توهین حساب نکنیم اون شعر رو؟

+خب حالا دیدین چرا نمی نویسم؟ اگر دوست دارین از اینجور فکرای بی سروته و مسخره بخونین که بنویسم. بنویسم؟
  • پـــــر ی

زاویه ها (۳۷)

  • ف.ع ‏ ‏‏ ‏
  • بله بنویسید :)

    جدی؟؟!!! :)
    بنویس بابا:)))

    :)
  • سِناتور تِد
  • منفی رو من دادم :))
    گفتم ک بگم ک بدونی با این حال و اوضاعت حال نمیکنم! امیدوارم حل شه همه چیز!

    منم خیلی رو اون شعر فکر کردم! خیلی سعی کردم توهین به حساب بیارمش، بعد مقایسه ش کردم با توهین هایی که جناب رئیس جمهور به منتقدین کردن، بعد یه سر هم به نقدهاشون به قوه ی قضائیه و زندان و اعدام و اینا زدم، یه نیم نگاهی هم به شعارِ زنده باد مخالفِ من و آزادیِ بیان و رویِ گشاده و جایزه برای منتقدین  و ... انداختم، کلا سکوت رو ترجیح دادم :)))
    بیخیال اصن! چه خبرا؟! هوا چطوره؟! :))

    خوبه خودت سریع اعتراف کردی :)
    خودمم حال نمی کنم تد، ولی خب خیلی ساله وضعیت همینه. خیلی ساله که حل هم نشده، نه همه چیز، که حتی یه موردش 

    آتیش میباره از آسمون :)
    یک عبارت توهین آمیز از این شعر به من نشون بدین :
    http://www.bartarinha.ir/fa/news/556171

    توهین فقط فحش و استفاده از الفاظ رکیک به سبک و شیوه ریاست جمهوری قبلی نیست مستر
    وقتی شما میگی «نکنی خود را گم» اونم به شخص دوم مملکت این هیچ معنایی نداره جز توهین.

    ضمن اینکه فارغ از خود «واژه»ها و «اصطلاحات» به کار رفته تو این شعر، خود این «روایت» از مسائل جاری کشور در قالب شعر نشون دهنده شکل گیری گفتمانیه که قطعا برای همه ما خطرناکه. 
  • ماهی کوچولو
  • بله ما فکر بی سر و ته رو هم دوست داریم شما بنویس لذت بردنش نگران شدنش غصه خوردنش شاد شدنش کشف کردنش با ما :) 
    والا من شعر رو نشنیدم نظری ندارم حالم ندارم برم دنبالش برمم ترجیح میدم نظرمو برای خودم نگه دارم :)) خسته تر از اونم که بحث کنم
    ان شاء اللّه شرایط کاری و مالیت درست میشه و سفرت رو خیلی راحت میری و کاری که برای استاد باید بکنی هم خیلی راحت انجام میشه
    تیر برای اکثریت داره کند پیش میره ولی من جزو اقلیتم همیشه :)) الان حیرونم کی هفتم تیر شد؟ من چه گلی به سرم بگیرم؟ :| هنوز بیش از سیصد صفحه از کتابی که باید تا 15 تیر بخونم مونده فردام میخوام برم سفر :|||
    و ان شاء اللّه در عین اینکه بیکار و علاف نخواهی بود وقت آزاد و راحت برای کتاب خونی پیدا کنی با یه کتابخونه دنج که چای و قهوه ام داشته باشه :دی من میمیرم موقع کتاب خوندن چای نخورم :)) 

    والا چی بگم، این فکرای بی سرو ته به جایی نمی رسه ماهی جان :)
    مستر مرادی تو کامنت لینک شعر رو گذاشته می تونی بری بخونی، جالب نیست قطعا.
    ممنونم. البته شرایط مالی سرجاشه :) اما کار رو بالاخره میشه انجام داد و تموم میشه :)
    خوش به حالت، کاش منم جزو اقلیت بودم :)

    قهوه رو موافق نیستم چون سریع به حال مرگ می افتم اما چایی رو به شدت موافقم :)
  • سِناتور تِد
  • خب بهتر نیست یه فکر. اساسی کنی واسه این وضع؟! یه تغییرِ بزرگ مثلأ!

    شاید اواخر تیر ماه این تغییر بزرگ رخ بده 
    خودم هم منتظرم :)
    رئیس‌جمهورِ قبلی چه واژه‌ی رکیکی استفاده کرد؟ 
    مصراع رو کامل بخونید :) «ای نشسته در صف اول، نکنی خود را گم * در پی اقدام تو هستند هنوز این مردم» الان کجای این شعر، صرفاً خطاب به شخص دوم مملکت هست؟ چه کسانی صف اولِ همایش‌ها، مجالس، اعیاد و اقدامات و افتتاحات و در کل، صفِ اولِ نظام هستن؟ واقعاً چه کسانی؟ «مسئولین». نه توجیه دارم می‌کنم، و نه حرفِ عجیبی میزنم. چرا که معتقدم حتی اگه به رئیس‌جمهورِ کشورش، گفته باشه خودت رو گم نکن، باز هم توهین نکرده. ولی تنها چیزی که اولش به ذهنم اومد، «مسئولین» بود و نه «حسن روحانی، نشسته در صف اول نماز عیدسعیدفطر» :| و آیا مردم منتظرِ اقدام چه کسانی هستن؟ کسانی که در جلوی نظام دارن به خدمت می‌پردازن اصطلاحاً. غیر از اینه؟ مردم منتظر نیستن یه حرکتی توسط مسئولین برای رونق بازار اقتصادی، برای حل مشکلات فرهنگی، برای پیگیری برجام شکل بگیره؟
    اما بذارید طبق نظر شما فکر کنیم که گفته «ای حسن روحانی، نکنی خود را گم * در پی اقدام تو هستند هنوز این مردم». بیاید یه نگاهی به همین یک ماهِ گذشته‌ی ریاست‌جمهوری بندازیم. 38 سال انقلاب رو «زندان و اعدام» خطاب کردن. حرف از دیوارکشی زدن و ترس از چیزی ایجاد کردن که نیست! موشک‌های سپاه رو مانع تعامل با غرب دونستن و «امنیت ملی» رو در مناظرات زنده‌ی تلویزیونی، به تمسخر گرفتن. موارد بیش‌تری هم هست. اما فکر می‌کنم کافی باشه برای اینکه کسی راهش رو گم کرده باشه. - هرچند هنوز معتقدم همه‌ی مسئولین و صفِ اول نظام، مورد خطاب بوده و نه اینقدر سطحی خطاب به یک نفر -

    «انتقاد» یا «بیان مشکلات رایج کشور» و یا حتی «گفتن از قدیم و حال و آینده»، برای شما خطرناکه؟ خفقان زیباست؟ هاله‌ی نور؟ چند به چندید آخه؟ 

    یعنی واقعا من اینجا باید بیام تحلیل کنم که از زمان رییس جمهور قبلی چطور ادبیات سیاسی و واژه های دولتمردان این کشور به شدت افول کرد تا معلوم بشه چه واژه رکیکی استفاده کرده؟؟؟؟؟ فکر نمی کنم ذهن کسی واژه های چند سال پیش رو بتونه راحت حذف کنه.

    نکته اول: ببینید مستر با هر رویکردی که به این شعر نگاه کنیم، شعری است توهین آمیز و فحاشانه.
    اگر بخوایم نگاه «بسامد»ی و «واژگانی» به این شعر داشته باشیم، نه فقط «نکنی خود را گم» مصداق بارز توهینه که نمونه های دیگه ای تا آخر شعر می شود بسامدنگاری کرد. من اگر اینجا با لحنی که شعر خونده شد به شما بگم: «هیییییی، مستر مرادی، نکنی خود را گم» بهت برنمیخوره؟؟؟؟ قطعا میخوره. پس توهینه. 

    اگر بخوایم هرمنوتیکی به شعر نگاه کنیم که بی شمار «مفاهیم» و «مصادیق» توهین توش هست. نمونه اش توهین به برجام و اینگونه موارد. 

    اگر بخواهیم گفتمانی به داستان نگاه کنیم. «روایتی» که این شعر از جامعه ایران، دولت ایران، سیاست ایران، جناح های ایران ارائه میده گفتمانی است سخیف و پر از تضاد دو حزب. دو دیدگاه. دو رویکرد. 

    نکته دوم: بعد از سخنان شخص اول، بعد از فحاشی روز قدس به رییس جمهور و دستیارانش صورت گرفت فضای جامعه و گفتمان غالب جامعه، مبتنی است بر توهین به رییس جمهور. شما این رو نمی تونی رد کنی. مسئله اینجاست که فضا، فضای توهین به رییس جمهوریه که در انتخابات خود این نظام با اکثریت آرا رای آورده. اگر می خواستن حتی پیش از تفویض حکم دوره جدید ریاست جمهوری چنین کارهایی رو انجام بدن خب پیش از انتخابات کاری رو میکردن که لازم بود. لذا معتقدم شما به شدت داری توجیه میکنی. چون کاملا مشخصه این شعر خطاب به چه کسی است. تاکید می کنم اگر فضای کلی جامعه و سیاست ما اینگونه که گفتم نبود، بله حرف شما رو می شد پذیرفت و گفت شاید مخاطب مسئولین بوده باشن. اما نه، این مانیفست روشنتر از چیزی بود که بشه انکارش کرد. 

    نکته سوم: بهترین حالت برای درک یه وضعیت ساخت حالت نقیض اون رخداد هست. یعنی اصلی به نام اصل «واژگونی» وجود داره که بهت میگه اتفاقی که رخ داده رو در حالت واژگون خودش قرار بده ببین چه نتیجه ای میگیری. من از شما می پرسم: اگر رییس جمهور فعلی کشور هر کسی بود جز روحانی یا شخصی از اصلاح طلبان، اگر چنین شعری درباره اون شخص خونده می شد، اگر شعر حاوی مضامینی این چنینی بود خطاب به آن شخص، اگر تریبون مهمی مثل نماز عید فطر به اصلاح طلبان داده می شد برای خوندن چیزی شبیه این، اگر هفته پیش در روز قدس به اون رییس جمهور فحاشی می شد و ما تیتر خبرهای دنیا می شدیم از این نظر، اگر، اگر، اگر ............. (همه حالت های واژگونی رو تصور کن)  آیــــــــــا شما همین حرفا رو می زدی؟آیا شما می گفتی خطاب به تمام مسئولین بوده؟؟؟ آیا جامعه همین حرفا رو می زد؟ آیا گفتمان غالب چنین نتیجه ای می گرفت؟ و هزااااار آیای دیگه.

    نکته چهارم: زمانی که اکثریت رایشون رو می خواستن خس و خاشاک بودن، چرا حالا که بازم حدود 23 میلیون به روحانی رای دادن باز هم طوری برخورد میشه انگار که خس و خاشاک هستن؟؟؟؟؟؟ بر خلاف شما که فکر می کنید این شعر خطاب به مسئولین هست، من فکر می کنم ادبیات سخیف این شعر خطاب به 23 میلیون ایرانیه.

    نکته پنجم: ببینید همه این حرفا رو زدم اما هنوز با اصل ماجرا مشکل دارم و نمی تونم بپذیرمش و اون هم اینه که ماهیت این کار فراتر از چیزیه که ما داریم درباره اش بحث می کنیم. ماهیت این کار خیلی گسترده تره. خیلی عمیق تره. وقتی شما بیای نقش گرایانه و کارکردگرایانه به ماجرا نگاه کنی متوجه میشی چقدر این حرکت می تونه عواقب داشته باشه در نقش کسانی مثل مداحان. فکر که میکنی می بینی اساسا از کی مداحان چنین جایگاه و رتبه و کارکردی پیدا کردن؟ چرا پیدا کردن؟ کی بهشون میدون داد؟ تا پیش از این مداحی یه شغل هم حتی به حساب نمیومد چه برسه به داشتن چنین رتبه ای که تریبون اصلی رو حتی پیش از سخنان رهبری داشته باشه. به تاریخ و نقش علما و روحانیون نگاه کنید بهتر متوجه منظورم می شید. فکر می کنی به اینکه شعر چی بود؟ شعر فرهنگی چی بود؟ شعر سیاسی چی بود؟ نمونه های تاریخی شعر سیاسی رو توی ذهنت مرور می کنی می بینی این خیلی سخیف تر از اوناست. می بینی نمیشه که اینجوری تو یه شعر جامعه رو دسته بندی کرد. می بینی نمیشه این رو حتی شعر سیاسی خطاب کرد. 
    هر چیزی جایگاه خودش رو داره. 
    طولانی شد.
    اگر فحش به حساب بیاریم که نمیاد ، فحشی بود که زمین انداخته شد.صاحبش برداشت. گم نکردن خود در توصیه های حضرت علی هم بوده. ترور منتقد اگرچه ارمغان صرف این دولت بوده و هست(همین بس که "صرفا جهت اطلاع" بعد از سالها انتقاد به دولت دکتر ، در طرفه العینی در این دولت تعطیل شد)اما این تروریست های اجتماعی نه به هدف ترور ، که با هدف حاشیه سازی جهت دور کردن اذهان از فاجعه های سیاست خارجی ، اقتصادی و فرهنگی دسترنج خودشان ، دست به هفت تیر شده اند...

    خب البته با جمله اولت مخالفم. ترور منتقد ؟؟؟؟ در این دولت؟؟؟ 
    با بخش آخر صحبتت موافقم تاحدی. بخشیش می تونه برای دور کردن اذهان از فاجعه های دیگه باشه، اما به چه قیمتی؟ به قیمت اینکه اختلاف داخلی کشور رو تو دهن رسانه های خارجی بیندازیم؟ به قیمت شدیدتر کردن اختلافات جناحی تو کشور خودمون؟ اونم تو روزای مهمی مثل عید فطر و قدس؟ نه، این کاری که داره انجام میشه بیشتر از اینکه اذهان رو از فاجعه ها دور کنه، داره زوم کشورهای خارجی و آمریکا رو روی ایران و اختلافاتش زیاد میکنه. اینجوری که اینا برخورد می کنن آمریکا و اروپا فکر میکنن هر جمعه، با هر نماز جمعه جناح های مخالف تو ایران گرفتار جنگ داخلی ان. این رفتارها بازخورد خوبی نخواهدداشت.
  • دل‌آرام میم سین
  • بنویس بنویس :)

    :)
  • آقاگل ‌‌
  • اول اینکه نمیدونم چرا دوتا منفی گرفته پستت :)
    دوم هم اینکه قدیمیا میگفتن مرگ خوبه! ولی برا همسایه. مثلا بازداشت خوبه ولی برا بقیه. هم فکرای مارو بازداشت کنن اخه! بده. یا مثلا توهین خوبه ولی اگه ما بکنیم! کلا ما خوبیم! بقیه بد. ما که عادت کردیم به این نوع نگاه! ولی کاش مملکت و فرد برای ما لیلی برای مجنون نباشه که بدیش رو و اشتباهش رو و زشتیش رو نبینیم هیچوقت! که اونموقع واویلاست.
    .
    شما بنویسین. از هرچی دوست داشتین بنویسین. :))
    البته این در صورتیه که خودم هیچی برا نوشتن ندارم چند وقته. 

    یکیش رو سناتور منفی داد، خودش اعتراف کرد:)

    باهات موافقم آقاگل. 
    به درد نمیخورن این حرفا که بنویسمشون.
    شما همیشه در بدترین شرایط یهو یه موضوعی واسه نوشتن پیدا کردی آقاگل، نگران نباش. تاریخ نشون میده اینو :)
  • ماهی کوچولو
  • اوا دور از جونت 
    حال مرگ چرا؟ حساسیت داری یعنی؟ 

    حساسیت که نه، ولی مشکل قلبیم رو حاد میکنه و ضربان قلبم رو به هم میریزه. سالهاست قهوه و تمام محصولات مرتبط بهش رو نخوردم :(
  • کِلاَوس بُودلِر
  • می‌دونی و یا نمی‌دونی که من کمی تا قسمتی حامی روحانی‌م. با این‌حال توهین نبود. انتقاد بی‌جا و بی‌پایه بود ولی توهین نبود. بعدشم... به‌نظرم اگه به‌جای تاکید روی اهانت اون شعر، روی بی‌جا بودنش تاکید کنیم و مهم‌تر از اون روی فرصت برابر خیلی بهتره. مثلا: چرا عالی‌پیام (هالو) که به‌هرحال حتی اگر اقلیت باشن صدای بخش زیادی از مردم ایرانه، شعراش از شبکه یک پخش نشن؟ اگه تاکید رو بذاریم روی رسانه و فرصت رانتی و نابرابر و ناعادلانه، بهتره تا مضمون احتمالا اهانت‌آمیز شعر. چون بعدش دبه می‌کنن دوستان و می‌گن نیگا کنید روحانی منتقدین چی گفته! گفته متحجر.. گفته اقلیت.. . (انگار نه انگار که می‌شه لیستی بلند بلند بلند بالا از ۷۴ضربه شلاق‌خورندگان، یک‌سال و دوسال زندان رفتگان و از کار و تحصیل بی‌کار و اخراج‌شوندگان، «ستاره‌دار شوندگان» که بعضی‌شون از دوستان خودم بودن، به اتهام «انتقاد/توهین؟» احمدی‌نژاد درست کرد. والا بهشون خوش گذشته این چارسال. و امروز در حالی که عزیزان به وزرای روحانی اتهام روابط نامشروع می‌زنن، راست‌راست تو خیابون راه می‌رن (الله کرم). از جفتک‌پرانی‌های هر روزه‌ی رسانه‌های ج.ف.ت.ک هم بگذریم.) 
    خلاصه: توهین نبود اگر هم بود، مهم‌تر اینه که هالو هم واسته اون‌جا به ریش ۳۹ سال سیاست‌های نظام بخنده. برابر و عادلانه. هر دو صدای قشری از ایرانند چه بسا، هالو، صدای اکثریت!!

    - دست ما نیست. به نظر ما هم نیست. اگر لازم بدونی می‌نویسی ولی مراعات ما رو نکن. مشوش و داغان هم اگر بود بنویس. هر وقت لازم می‌دونی بنویس.

    نمی دونستم. در هر حال، با نظرت موافقم. البته تا حدی. در این مورد که باید فرصت ها عادلانه و برابر باشه برای هر دو جناح موافقم باهات که این اصل اساسی برابریه در حقوق. اما با این موافق نیستم که تریبون روز مهمی مثل نماز عید فطر برای چنین کاری در نظر گرفته بشه. این یعنی زوم کردن رسانه های خارجی روی اختلافات جناحی در ایران. و یکی از نقاط ضعف کشورها همینه که دنیای بیرون از اختلافات داخلیشون مطلع بشن. نباید اینطور رفتار کنن با رییس جمهوری که با اکثریت انتخاب شد اون هم در دو روز مهم یکی قدس و دیگری عید فطر .

    - ممنون، خودم که فکر می کنم یه بلاگر نباید آشفته نویسی کنه :)
    حالا من که بنویسی یا نه میام یه چرخی میخورم اینجا :دی
    ولی مراقب خودت باش :)

    قرقش کردی :))
    مرسی عزیزم:)
  • سام نجفی نیا
  • ادامه بدین

    :/
    راستش منم هرچی تلاش کردم توهینی پیدا کنم نتونستم!!
    به برجام انتقاد شده بود. توهین ولی هرگز
    حتی اگه توهین هم شده بود به نظرم حقش بود. به خاطر اینکه برجام یه تلاش نافرجام ویه اعتماد بی اساس به دشمن بود که الان داریم پس لرزه هاش رو میبینیم تو جامعه. تحریم های جدید آمریکا رو با چه منطقی توجیه میکنید؟؟ بازهم از برجام دفاع میکنید؟

    حالا اگه هرکار کردید نتونستید شعر رو توهین ندونید، این عکس رو ملاحظه بفرمایید

    بنده به هیچ وجه از احمدی نژاد دفاع نمیکنم. اگه هم میومد بهش رای نمیدادم
    ولی میخام واکنش متضاد اصلاح طلبان و دوستان آقای رییس جمهور رو توی دوتا قضیه ببینید




    http://bayanbox.ir/view/510424206825590306/photo-%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B7-%DB%B0%DB%B6-%DB%B2%DB%B5-%DB%B0%DB%B0-%DB%B5%DB%B4-%DB%B4%DB%B5.jpg

    فرض کنیم انتقاد شده و نه توهین اما من هنوز هم به ماهیت این کار نمی تونم فکر نکنم و زیر سوال نبرمش

    سلام پرستو /پری 
    پرستو /پری سلام :))

    بیا بنویسیم روی خاک روی درخت رو پر پرنده رو ابرا:))
    بیا بنویسیم روی آب روی برگ روی دفتر موج رو دریا :))


    بیا بنویسیم که خدا ، ته قلب آینس
    مثل شور فریاد یا نفس ، تو حصار سینه اس

    با صدا میام همه جا تو رو می نویسم
    روی آیینه ،گریه هام ، گونه های خیسم

    (این شعررر رو خیلی دوس دارم خیلی بخصوص این بیتی آخری که نوشتم که حتی باهاش گاهی وقتها شده  گریه میکنم )


    در هر صورت تو بنویس عامو ^__^

    ما میخونیم :)

    حتی اگر تو دوران ترک باشیم :))
    انصافا ترک کردن هم کار سخت و مشقت باری است که معتادین به نوشتن نمیتونن این کار رو انجام بدن :))
    اگرم انجام بدن جونشون در میاد مثل من :دی


    در مورد اون موضوع سیاسی هم بنظر خودم باید کم کم مثل بقیه چیزهای هضم نشدنی یا سخت هضم شدنی این مملکت هضمش کنیم البته  کاری هم  جزء هضم کردنش نداریم :(
    خیلی دوست دارم برگردم به عقب خیلی عقب مثلا زمان همون انقلاب (هر چند تو این دوره نبودم ولی شیرینیش رو با وجود ندیدن حتی میشه حس کرد )
    یا همون زمان جنگ ۸ ساله .
    خوشال او زمان مان نه الانمان  (مفهوم: خوشبحال اون زمان حتی با وجود جنگ و آوارگی مون نه الانمون :| )
    حداقل اونموقع همه مردم با هم بودند اینجور دو دستگی و اختلاف سر بدست آوردن  قدرت نبود 
     بقول امام خمینی (ره) که فایلش برای صبا جان تو وبلاگش هم گذاشتم  اینجا هم میذارم امام میفرماید :
     سر چه میراثی دارین  دعوا میکنید ؟ میراث پدر کدومتونه ؟
    فایل صوتی شون تو کامنت بعدی میدم :)
    امیدورام چه موافقین چه مخالفین این فایل رو به دقت گوش بدن و منصفانه حداقل برای خودشون به یه   نتیجه  گیری مثبتی برسند !





    سلام عزیزم

    مرسیییییی :) پس بیا بنویسیم :) یکی باید به خودت بگه این بنویسیم ها که کلا زدی ترکوندی و رفتی :))

    والا ما که به قول تو همش هضم می کنیم ولی یه سری چیزا فراموش نمی شن
    http://s8.picofile.com/d/8299067992/616aec81-9f3e-40f2-aad9-7794ab9e2a13/4_5951636795971076326.mp4

    چه مخالفین دولت چه موافقین دولت و چه احیانا موافقین این شعر یا همون بیانیه سیاسی جناب مطیعی و چه مخالفین این بیانیه لطفا این کلیپ صوتی رو یه دقیقه گوش بدین بد نیست :)
    سخنان امام خمینی (رحمه الله ) است.
    البته من این فایل بیش از ده باره دارم گوش میدم .
    و بنظرم یکبار با دقت هم گوش بدیم بازم کمه گوش کردن به صحبت ایشون .
    ممنونم.

    مرسی از اینکه لینکش رو گذاشتی واران گیان
  • نار خاتون
  • ول کن اینارو... من از سفر برگشتم میای بریم سفر؟!:))

    به به نارخاتون خودمون :) خوش گذشت؟ :)
    من که از خدامه :) بریم :)))
    همه فکرامون اشوبه:))))
    باید بنویسیم که خالی شیم دیگه:))
    میخونیم همو، مینویسیم برا هم اروم میشیم:)
    میخواستم پیشنهاد کنم جهان هولوگرافیک رو بخونی( خیلی ذهن و درگیر میکنه البته)

    یعنی در این حد ؟:)اون کتابو چند ساله میخوام بخونم هنوز نتونستم. مرسی از معرفیش. بعد از سفر ایشالا شروعش می کنم :)
  • نیمه سیب سقراطی
  • واسه ماها نه ، واسه خاطر خودت بنویس که ذهنت از این پریشونی دربیاد و مرتب شه و الویت بندی هات درست در بیاد :) لزومی نداره حتما منتشرش کنی ! واسه من جواب میده ، اصلا همین که افکارمو بیارم روی کاغذ خودش سر و سامون میگیره :)

    این عالیه. باید همین کارو بکنم :)
    به نظر میرسه از همه بیشتر همین قضیه شعرخوانی،درگیری ذهنی شما بوده. حالا بیایم ازین زاویه بهش نگاه کنیم که کل این جریان با حواشیش،چه کمکی به شما و احوالت کرد تا الان؟

    نه البته در این حد حاجی :)
    بیشتر نگران پرداخت وام بودم و هستم :) 
    کمکی که قطعا نکرد. اگر فکر می کردم باز توی کامنت ها بحث پیش میاره اون قسمت رو کلا حذف می کردم.
    خودتون می‌دونین که پاسخگو می‌تونم باشم ولی خب واقعاً فایده نداره. چون آخرش هم متوجه نمیشید؛ چرا که اصلاً توهین‌های اصلاحات به چشمتون هم نمیاد :)) اما نکته‌ی چهارم خیلی اشتباه کردید. همه‌ی حرف‌های خودتونو بردید زیر سوال.
    اولاً من با اینکه طرفدار احمدی‌نژاد نیستم ولی اونقدری پیگیر بودم که برم چهار خط یا چهار صفحه متن سخنرانیِ اون روزش رو بخونم و بفهمم که به چه کسی گفته خس و خاشاک! و این خیلی واضحه که مردم! و جوانان! رو نگفته. 
    دوماً اکثریت رأیشون رو می‌خواستن؟ یه حق رأی داشتن و دادن و نامزدِ دلخواهشون رأی نیاورد. به چه حقی به منتخبِ اکثریت مردم اعتراض کردن؟ به چه حقی هشت ماه خواب و خوراک و آرامش رو از مردم گرفتن؟ شما اگر اصلاح‌طلبید و از نظریه‌ی باطلِ «تقلب» - که ادعا داره یازده میلیون تقلب شده! - حمایت می‌کنین که عقلاً و منطقاً هیچ حقی برای دفاع از رئیس‌جمهور با عناوینِ «رأی اکثریت» و «منتخب اکثریت» ندارید. کسی که یکبار در حد از بین بردن آرامش و حتی نزدیک به از بین رفتن کشور، به نظام انتخاباتی ایرادِ باطل وارد می‌کنه، حق نداره هشت سال بعدش، دوباره با استفاده از همون نظام انتخاباتی از کسی حمایت کنه. والا.
    سوماً در این شعر اشاره به مشکلاتی شده که روز به روز می‌بینیم. از جمله اینکه روحانی توی یک ماه اندازه‌ی چهارماه تیکه انداخت به بقیه. خطاب به مسئولینی بود که دست روی دست گذاشتن و مشغولِ حاشیه‌بازی و توئیتربازی شدن. 23 یا 24 میلیون مردم رو چرا داخل می‌کنید؟ چرا اینقدر از خفقان در دوران اصلاح‌طلبی حمایت می‌کنید؟ دردِ من اینه که فحش به احمدی خوبه ولی حتی «تذکر» به روحانی بده :|

    بله صد در صد که می تونین پاسخگو باشین و نظرتون رو بگین. ما قبلا هم در یه مورد دیگه ای قبل از اینکه وب قبلیم رو حذف کنم تو این زمینه ها با هم بحث کرده بودیم و البته کلا اختلاف عقیده داشتیم. پس باهاتون موافقم که فایده نداره :)

    البته من اصلاح طلب نیستم. اصول گرا هم نیستم. اما قبلا توی بحثی که داشتیم بهتون گفتم سال 88 دانشجو بودم و خیلی چیزها را با چشم خودم دیدم. فقط یک نکته رو بگم در باره این موضوعی که مطرح کردین: «عقلا و منطقا هیچ حقی برای دفاع از رییس جمهور با عناوین رای اکثریت و منتخب اکثریت ندارید.»

    تاریخ نشون داده که حکومت ها لزوما در تمام طول دوره حکومتشون یک شیوه رو انجام نمیدن. یعنی لزومی نداره حتما حکومت توی همه انتخاباتش به شکلی یکسان عمل کنه. ممکنه یکبار این کار رو بکنه و یک بار دیگه نه. 

    ضمن اینکه من اساسا نه حامی احمدی ام نه روحانی. اصلا درباره شخص حرف نمی زنم. دقت کرده باشید توی تمام صحبت هام از عنوان رییس جمهور استفاده کردم و نگفتم روحانی. شخص محور نکنید بحث رو. 
    مرسی از پاسخت 
    البته من نگفتم که کسی حق نداره با اون عناوین دفاع کنه از ریاست‌جمهور. قید اگر آوردم، که اگر کسی از ادعای تقلب 88 حمایت کرده - یعنی ایراد به نظام انتخاباتی کشور - دیگه همچین حقی نداره.

    حکومت که میگید عجیبش می‌کنید :)) سال 88 به‌دست دولت احمدی بود و احمدی رأی آورد و 96 هم برگزاری انتخابات به‌دست دولت روحانی بود و روحانی رأی آورد. هیچ‌کدوم هم تقلب نبود. - اختلاف رأی یازده میلیونی اگه بتونه تقلب باشه، چرا هفت میلیونی نباشه؟ و نیستن البته -  اینکه هرکدوم رو دوست نداشته باشن بگن تقلبه و هرکدوم رو دوست داشته باشن بگن که حمایت قاطعِ مردمه، خیلی توهین به شعورِ آدمه.

    باشه! شخص محور نمی‌کنم! چرا توهین به رئیس‌جمهورِ دهم اشکالی نداره ولی تذکر به رئیس‌جمهورِ یازدهم قباحت داره؟ :)))

    منظور از حکومت دولت نیست مستر مرادی، حکومت در تعاریف سیاسی یه چیزه، دولت چیزی دیگه. وقتی می گم حکومت دارم از نظام حرف می زنم، از چیزی فراتر از دولت، از قدرتی که می تونه روی دولت (رییس جمهور) اعمال قدرت کنه. لذا همونطور که گفتم تاریخ نشون داده که یک حکومت همیشه به یک شکل رفتار و عمل نمی کنه. ممکنه ۸۸ د نظام انتخاباتی کشور یه تصمیم بگیره ولی۹۶ همون تصمیم رو تکرار نکنه. و اجازه بده انتخابات روند خودش رو ادامه بده. 

    بله توهین است... جلوی دولتی که هیچ کارنامه ای ندارد اسم بردن از کار هم توهین حساب میشود چه رسد به حرف زدن از عدالت اجتماعی و پرهیز از کاخ نشینی و ... و از همه مهمتر حرف زدن از برررررررررجاااااااااام



    دولت قبلی کارنامه و دستاوردش چی بود دقیقا؟!
    میدونم حکومت و دولت فرق داره. برای همین گفتم عجیبش کردید.چون انتخابات وظیفه ی دولته و نه رهبری - که میتونه اعمال قدرت کنه روی ریاست جمهوری -. این اوج بی منطقیه هروقت نتایجی طبق میل کسی یا کسانی نباشه ادعای تقلب توسط حکومت و فلان و بیسار کنن. چطور وقتی رای بیارن ادعایی مطرح نمیشه در زمینه تقلب توسط نظام؟! 

    دفعه پیش که سر مقوله انتخابات صحبت کردیم من دلایلم رو‌در زمینه انتخابات ۸۸ گفتم مستر، و حالا هم چندین بار تاکید کردم که «تاریخ نشون میده حکومت همیشه به یک شکل عمل نمیکنه» فکر می کنم صحبتم واضحه چون نمیخوام اینجا بسطش بدم دیگه بیشتر از این نمی گم، به هر حال دوست ندارم وبلاگم بره رو هوا :) 
     از نظر من هیچ جای این دیدگاه بی منطقی نیست. شما ندیدید آنچه را که باید می دیدید. شاید اگر می دیدین نظر دیگه ای داشتین.
    @
    مستر مرادی 
    کاش ما هم مثل شما اون شور و ذوق جوونی و سیاست رو مثل شما داشتیم :))
    اونوقت الان منم مثل خودت و پری جان می اومدم بند بند صحبت هاتو تحلیل میکردم :))
    آفرین خوشم میاد که هر دفعه پر انرژی تر از دفعه قبل پاسخگو خواهید بود :)
    انصافا منو یاد یک نفر انداختین :)
    اونم داداش چهارمم هستش ایشون یه زمانی عین خودتون بودند البته الانم هستند ولی کمتر چون دیگه سرگرم زندگی خودش شده دیگه کمتر به مسائل سیاسی توجه میکنه :)
    جالبه هر وقت کامنتهای شما رو میبینم یه حس خیلی قدرتمند، منو شارژ میکنه که وبلاگم رو بازگشایی کنم :))
    ولی دوباره یاد قسم و عهدی که بستم می افتم  برای همین بیخیال بازگشایی میشم :))
    در هر صورت ماشاء الله بهتون :)
    ولی با وجودی که کامنتای تو رو میبینم جواب های محکم پری جان رو که می بینم ناگفته نمونه از خدا که پنهون نیست از پری جان هم که پنهون نیست ولی از شما چه پنهون :دی کیف میکنم برای جواب های خوب و محکم تر پری جان :))



    +
    @
    پرستو من از یه نفر خیلی تو این بیان میترسم ایشون الان تو بیان نیستند و فکر کنم تا پایان ماه اونقدر رفت و آمد نداشته باشند تو بیان و مطمئنم اگر بدونن من بستم دعوام خواهد کرد :دی اگر اون بیاد و خدای ناکرده دعوام کنه احتمالا برگردم :)) چون بشدت حرفش برام سنده :|:) و تاحدودی از دعوای که معمولا با هام بدون تعارف میکنه بشدت  میترسم :)))


     اینم بگم وبلاگم رو  که نترکوندم :))
    فقط تمام پست ها رو به حالت نیمه برافراشته درآوردم :دی 

    @مستر مرادی 
    مستر خطاب به شماست :) کلی ازتون تعریف شده :)


    جواب محکم من واران؟:))) از نظر مستر که بی منطقه همه حرفام :)

    دستت درد نکنه واران جان، یعنی ما همه کشک، شما فقط به حرف اون یه نفر گوش میدی تو بیان :)))))) خب برگرد به خاطر همه خواننده هات بنویس :)

    یعنی عاشق اون پست های نیمه برافراشته ات هستم :))))
  • کِلاَوس بُودلِر
  • عملاً سی‌صدتا چیزِ مختلف در جواب به بخش‌های مختلفِ کامنت‌های مستر نوشتم.از این‌که چقدر واضحاً نمی‌خواد بپذیره حکومت تحتِ شرایط، عمل می‌کنه و رُبات نیست که دستورالعملـش رو از قبل براش تنظیم کرده باشن. [ادم‌ها، شرایط، فضا، ملت، متغیرن. حکومت هم برای تداوم، دست به انتخب‌هایی میزنه متناسب با این متغیرها.] یا این‌که مثلاً نظر مستر رو بپرسم راجع به شش ماهِ زندانِ عیسی سحرخیز (توهین به قوه قضا)، هفت سال زندان تاج‌‍زاده (توهین به رهبر و رئیس جمهوری اما بخونید «نوشتن نامه») و حتا یکی از نزدیکانِ من، که سه سال و نیم به خاطر توهین (بخونید انتقاد) به رهبری، زندان (به علاوه‌ی مخلفاتش مثل شکنجه) رو تحمل کرد. اما خب... بعد دیگه بیهودگی و پوچیِ این کار رو به خودم یادآوری کردم و همه رو پاک کردم! :/

    خواستم فقط اعلام کرده باشم، زحماتم رو متوجه بشین! :)))))

    دقیقا منم دارم همینو میگم. دارم تاکید می کنم که لزوما حکومت یکجور عمل نمی کنه و با توجه به شرایط مختلف عملکردش متفاوت خواهد بود.  چقدر بهتر و جامع تر حرفی که مد نظر من بود رو گفتی. ممنون.

    @مسترمرادی 
    مستر بیا ببین این کامنت رو، بخشیش خطاب به شماست:)

    بله بله، قدر زحماتتون رو می دونیم :)
  • اسمم محموده
  • درسته نقد بود، اما هیلا صدیقی هم نقد میکرد :)
    مشکلمون اینه که مملکت قانونمدار نیست و آیت الله برای حفظ قدرت دست به هرکاری میزنه و الا اگر برای همه آزادی نقد کردن وجود داشت که خیلی عالی میشد.
    البته میدونی ایشون منتقد و به فکر و صلاح مردم بودن که این حرفهارو زدن و نباید چیزی گفت بهشون، امثال صدیقی ها فتنه گرن!
    +یه عده سرشون خوب تو برفه (سهوا یا عمدا!).

    خب حرف منم یه جورایی همینه. اگه جوابم به مستر مرادی رو خونده باشی. اونجایی که دارم از اصل واژگونی حرف می زنم دقیقا منظورم اینه که آزادی نقد برای فقط گروه خاصی اتفاق می افته. وگرنه بقیه هم که اتفاقا اکثریت بودن تو قضایای سال 88 اونها هم داشتن نقد می کردن. تازه همیشه رای با اکثریته که
    من ی مطلب سیاسی میخواستم بگم در مورد این شعر بعد گفتم بی خیالش...چون الان ی چیزی بگم بعد دوباره بحث زیاد میشه...اخه حرفی ک چند جایی خوندم دوستان در مورد ازادی بیان میزنن جالبه

    +شما هر چیزی ک دوست داشتی و بنویس هر چیزی ک توی ذهنت بود و باید توی ص بیاد تا افکار نظم پیداکنند...

    +چه تفاهمی داریم سر گربه...فقط من جدا از اینکه میترسم خیلی هم بدم میاد :/ ولی خب منم با تمام حسای بدی ک نسبت ب گربه ها دارم اگر ببینم کسی اذیتشون میکنه فوق العاده ناراحت میشم و دلم میسوزه

    خب میگفتی ، بحث که شروع شد :)

    اگه بخوام هر چی دوست دارم بنویسم دیگه هیشکی اینجا رو نمی خوند :)

    خب منم بد میاد. به شدت می ترسم و همزمان چندشم میشه :)
    اقا فکرای بی سر و ته مگه فقط مال من نیست؟
    نظر شخصیم رو میگم
    انقدر این متن خوب بود که شاید از این به بعد هر ازچندگاهی همینجوری بنویسم
    چرا خیلی خوب بود؟
    چون توی یه متن در واقع کلی مطلب ادم میخونه

    اون سوال اخر رو من مشابهشو زیاد دارم
    البته توی یه متن که در مورد فلسطین نوشته بودم توضیح دادم و شما هم خونیدش
    کلا این وسالا خیلی بده
    ادم نمیدونه الان جهل اطلاعات داره یا خیلی پروفسوره که با گروه اعظم مردم مخالفه
    کلا این حس رو دوست ندارم 


    مگه شمام فکرای بی سروته داری :)
    فک کردم فقط من اینقد دری وری فکر می کنم :)

    جدی؟ یعنی اینقد خوب بود که تبدیلش کنیم به یه ژانر نویسندگی ؟ 

    آره، ولی گروه اعظم معتقدن که توهین نبوده یعنی ؟؟؟؟!!!
    مملکته داریم :)
    توی یه کامنتی گفتید اگه هرچی تو ذهنمه بنویسم دیگه کسی اینجا رو نمیخونه
    نظرتون چیه یه بار هرچی تو ذهنتونه رو بنویسید؟
    یه بار
    همه اش یه مطلب
    از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون من کارم از کنجکاوی گذشته
    من فضولم اقا فضول
    دلم میخواد بدونم توی ذهن ملت چی میگذره
    بعد از اون طرف دلمم نمیخواد سرک بکشم و مثلا دخالت بکنم و اینا
    برای همین تا یه فرصت گیر میارم تا به صورت شرعی و اخلاقی توی زندگی مردم دخالت کنم این فرصت رو از دست نمیدم :-D
    شما هم اگر یه راهی برای ما باز کنی این قوه رو یه کم سیراب کنم که دیگه عالی میشه :-D
    البته انصافا یه سمت قضیه هم اینه که میخوام خودتونم یه بار ازادانه یه مطلب نوشته باشیدا
    یعنی این جور انسان دوست فضولی هستم کلا :-D

    یعنی من دیگه تو کامنت ها هم هیچی نمیگم. دوستان ماشالا تو مچ گیری حرفه ای هستن :)

    نظرم قطعا منفیه:) چون واقعا نه میشه همه اون چیزی که بهش فکر می کنم رو بنویسم و نه می تونم. یعنی یه چیزایی رو مجبورم بگم که نمیشه بگم :) بعضیاش خصوصیه خب :)

    حالا برای اینکه این قوه فضول بودن شما یه کم سیراب بشه و صورت شرعی و اخلاقی هم پیدا کنه سعی می کنم یه پست بنویسم که تا حدی محورهای اصلی ذهنم رو برملا کنه :) اینم فقط به خاطر شما :) 
    فکر می کنم شما هم بنویسید بد نیست. من فضولم آقا فضول :) اصن با همین ژانر بنویس. اینو تبدیل کن به یه ژانر واسه نوشتن. خوبه؟

    تعدادشون بالاس
    حالا اکثریت هستن یا نه رو نمیدونم

    آره به نظر من خیلی خوبه و احتمالا یه سری مطلب اینجوری بنویسم


    بنویس 
    بنویس 
    بی صبرانه منتظرم که بخونم :)
    عالیه
    چشم 
    حتما مینویسم

    مرسی
    بی بلا :)
    منتظریم 
    برای جایگزین کردن کلمه "گزاره":

    از منو سمت راست
    بخش "قالب" رو کلیک کنید
    از زیر منو روی گزینه " ویرایش ساختار قالب فعلی " رو انتخاب کنید
    صفحه ای که باز میشه بالای بالاش اسم قالبتون رو نوشته
    بعد زیرش یه پنجره اس
    اون پنجره یه قسمت نواز ابزار داره بالاش
    توی اون نوار ابزاره یه کادر هست که کنارش نوشته "finde"
    توی اون کادر کلمه ی "گزاره" رو بنویسید و روی دکمه finde کلیک کنید
    بعد میتونید هرجا کلمه ی گزاره توی وبلاگ اومده رو پیدا کنید و عوضش کنید 

    واقعا و عمیقا ازت ممنونم 
    درست شد :)
    خواهش میکنم :-)

    :)
  • مجید مویدی
  • بله بنویس.حتما بنویس.
    حتی با وجود این چیزایی که گفتی.
    سلام :)
    خوبه که بازم می نویسی. ممنون که آدرس رو برام گذاشتی.

    سلااااااام مجید. چطوری؟
    کم پیدایی چرا
    خواهش می کنم :)
  • مریــــ ـــــم
  • چه اشوووفته!!
    :))

    اوهوم
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">