زاویۀ زیست

.زاویه زیست واژه ایست در مقابل زاویه دید، فرقش این است که آدم این زاویه را زیست می کند

زاویۀ زیست

.زاویه زیست واژه ایست در مقابل زاویه دید، فرقش این است که آدم این زاویه را زیست می کند

زوایای زیسته

اکنون، ما و شریعتی

شنبه, ۱۷ تیر ۱۳۹۶، ۰۴:۱۹ ب.ظ
یک توضیح: روزهای 14 و 15 تیرماه همزمان با «روز قلم» قرار بود که سمپوزیومی با عنوان «اکنون، ما و شریعتی» برگزار بشه. تا حدودی در جریان برگزاریش بودم و می شد حدس زد اولین مکانی که برای برگزاری این برنامه توسط هیات علمی سمپوزیوم در نظر گرفته میشه حسینیه ارشاد هست. ولی حسینیه ارشاد نپذیرفت که حتی یادمان چهلمین سال درگذشت (شهادت) دکتر شریعتی رو برگزار کنه و این یادمان در 29 خرداد در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد. 
بعد از رد حسینیه ارشاد، بنا به اینکه تعدادی از اعضای هیات علمی این سمپوزیوم از جمله دکتر عباس منوچهری؛ دبیرعلمی، از اساتید دانشگاه تربیت مدرس بودند، نامه نگاری با دانشگاه تربیت مدرس آغاز شد و به استناد توضیحاتی که توسط گروه اجرایی این برنامه اعلام شد همه امور اداری هم انجام شده بود اما دقیقا یک روز پیش از برگزاری برنامه دانشگاه تربیت مدرس هم اون را لغو کرد. این درحالی بود که سیزدهم تیرماه سالن شهید چمران در دانشگاه تربیت مدرس به طور کامل در دست عوامل اجرایی سمپوزیوم به منظور نصب پلاکاردها و تهیه میزهای کتاب و سایر تدارکات بوده. حتی هزار جلد کتاب هم به آنجا منتقل شده بود. اما یکباره لغو این برنامه رو بدون دلیلی مشخص و به بهانه عدم انجام امور اداری و عدم صدور مجوزهای لازم به دبیر اجرایی اعلام می کنند. 

هر کسی که کار اجرایی انجام داده باشه، میدونه که امکان نداره چنین اتفاقی بیفته، یعنی بدون گذراندن مجوزهای لازم، جلساتی با کارشناس برنامه و دبیرعلمی سمپوزیوم و دانشگاه میزبان برگزار بشه، سالن هم در اختیار عوامل اجرایی قرار بگیره و همه امور انجام بشه و بعد اعلام بشه که نه، نمیشه. اساسا تا وقتی تمامی امور اداری صورت نگرفته باشه امکان نداره دانشگاهی درب مهم ترین سالن خودش رو که پر از تجهیزاته مخصوص صدا و تصویره به روی کسانی باز کنه که بالاخره معلوم نیست قراره اونجا برنامه اجرا کنن یا نه. 
شریعتی به عنوان یه متفکر معاصر که البته اندیشه اش وجوه مختلفی داره برای این انقلاب باید بیش از اینها قابل توجه باشه، نه اینکه به این شکل باهاش برخورد بشه. حتی اگر شریعتی رو «تئوریسین انقلاب» هم ندونیم همچنانکه دکتر احسان شریعتی چنین اعتقادی درباره پدرش نداره، اما به عنوان یه متفکر بسیار مهمه و باید جنبه های متفاوت اندیشه اش در چنین برنامه هایی دقیقاً واکاوی بشه. 
اکنون، ما با شریعتی چه می کنیم؟

+در همین راستا بخونید. «شریعتی ممنوعه»، روزنامه اعتماد

الحاقیه: یوزف کا نویسنده وبلاگ «آوخ» با ارجاع به این مطلب، و در پاسخ سوالی که برای من پیش آمده بود، لطف کرد و پاسخ داد و علاوه بر کامنت مفیدش پستی مفصل تر هم نوشته است. دوست داشتید بخوانید.
  • پـــــر ی

زاویه ها (۱۷)

  • ف.ع ‏ ‏‏ ‏
  • عجب!!! ما هیچوقت یاد نگرفتیم ادمارو صفر و صد نبینیم بالاخره هرکسی وجه مثبت داره منفیم داره فقط شخصیتای سطاه و سفید ساختیم تو تاریخ... 

    اساسا حتی اگر شریعتی شخصیت و متفکر منفی ای هم باشه باید اندیشه اش بررسی بشه چون به هر حال بخشی از تاریخ این مملکته. حالا که شریعتی و فرزندانش از مثبت ترین چهره ها تو تاریخ بودن و هستن. 
  • ماهی کوچولو
  • چقدر مسخره است واقعا :|
    دلیل این رفتار بچگانه شون چی بود اون وقت؟ 

    اعلام نکردن. خود هیات علمی سمپوزیوم هم نمی دونه هنوز دلیلش چی بوده. 
    البته دکتر شریعتی احتمالا خیلی محتاطانه به روزنامه اعتماد گفته که دلایل سیاسی و امنیتی نیست. 
  • آقاگل ‌‌
  • هشتگ ماهیچ مانگاه

    :|
    واه
    خب چرا اخه

    چی بگم والا
  • دچـــــ ـــــار
  • یادمه منم پست مراسمش رو گذاشته بودم:

    http://fiish.blog.ir/post/195

    عه چرا من این پستت رو ندیده بودم
  • ف.ع ‏ ‏‏ ‏
  • دقیقا خیلی موافقم
  • دچـــــ ـــــار
  • گویا برخی از شنیده شدن مجدد صدای چپ شدیدا می ترسند و نظام هم بدش نمیاد از صدای چپ در نقد سرمایه داری و... در زمانه لیبرال های وطنی برای ایجاد موازنه استفاده کند :)

    +عجب حرفی زدما!

    الان خواستی بگی خیلی خفنی دچار :)))
  • دچـــــ ـــــار
  • اصلا خودمم همچین فکری درمورد خودم کردم :)) خفنننن

    سلام آقای خفنننن:)))
    گریز از شریعتی، به خاطر خطر بالقوه یا ابهامات نظری او نیست. مگر دیگران بی خطا یا بی خطرند که اندیشه هاشان را روز و شب تکرار می کنند؟ به نظرم گریز از شریعتی، گریز از لحظه ی دشوار رو به رو شدن با خود است، لحظه ای که انقلابیون باید در قبال آنچه کردند و کاشتند بایستند و لختی تامل کنند که امروز چه چیزی برداشت می کنند و چرا...
    حقیقت این است که هیچ چیز اندازه ی من، برای من پر خطر و خطا نیست...

    این سخن شما نماینده این تفکره که شریعتی تئوریسین انقلابه. هست واقعا؟
  • ماهی کوچولو
  • عاشق دکتر شریعتیم :)) آنلاین میاد حرفاشو میزنه حتی از اون دنیا با اینکه وقتی فوت شده نت نداشته هیچ وقت

    چی شد ماهی؟! 
  • ماهی کوچولو
  • هیچی :)) یاد شریعتی پسر نبودم فکر کردم دکتر شریعتی رو میگی که با روزنامه صحبت کرده

    خدا مرگم بده ماهی، دیگه اینقدام گیج نیستم :)))

    ای بابا
    ای بابا
    مابه این رفتارا راضیم
    کاش بازم در همین حد دشمنی میشد


    این خیلی دشمنی بزرگیه اما در لفافه
    والا ما که نفهمیدیم چی به چیه تو این مملکت!
    حالا مقصر کیه مثلا؟
    دولت؟ نظام؟
    به نظر من که مشکلات مافیایی داریم گاهی! :|

    والا چی بگم
    به هر حال یه سازوکارهایی وجود داره که ما ازش بیخبریم 
  • ماهی کوچولو
  • نه خو فکر کردم تیکه انداختی :)))) 

    نه بابا :) 
    مطلب اصن قابل تیکه اندازی نبود :)
  • گُل نِگار
  • چرا آخه..!
    شما هم به تعبیت از جناب شریعتی بزرگ، حرفتون رو با سلاحتون (اشاره به سوال زندانبان از آقای دکتر ^-^) بهشون برسونید:)
    همینطور که تو این پست آهسته گفتی:) :* خیلی عالی

    والا ما فقط شرح ماوقع کردیم:)
    مرسی از نظر لطفت:)
    بستگی داره که از کلمه ی انقلاب چه چیزی بفهمیم. اگه مراد از انقلاب ۵۷، مجموعه وقایعی ست که به نظام جمهوری اسلامی ختم شده، قطعا کمتر نسبتی میان افکار شریعتی و این حاکمیت تئوکراتیک و محافظه کار می توان پیدا کرد. اما اگر ۵۷ را حرکتی عمومی برای تجدید نظر در حیات ایرانیان معاصر بدانیم، فکر میکنم که دینی اساسی به افکار شریعتی دارد و کمتر کسی به پایه ی او، توانسته ست وجدان عمومی ما را مخاطب پرسش هایی جدی در باب وضعیت تاریخی خودمان بکند. شریعتی پرسشگر و آفرینشگر و حساس، و به قول خودش شریعتی نهضت و آرمان و تشیع علوی، قطعا پرونده ای گشوده ست که به خاطر آوردن نامش، بیشتر از هر چیزی، آن پرسش ها را برای وجدان مان زنده میکند. مردمی که پی پرسش ها و حرکت خود را نگرفتند و خیلی زود از راهی که قدم در آن گذاشتند به عقب بازگشتند و نهاد سلطنت را با نهاد فقاهت جایگزین کردند تا تنها یک قشر و صنف خاص برای شان و به جای شان به مسایل اساسی شان بیندیشد، و تصمیم بگیرد؛ قطعا از خود فقها و مسئولین کنونی، نسبت به وضعیت کنونی مسئول ترند و افکار شریعتی می تواند که همین وجدان خفته را بیدار کند. وجدانی که اگر بیدار شود، موریانه در لانه ی محافظه کاران و مدافعان وضع موجود میکند. محافظه کارانی که صدهزار بار راضی ترند تا مردم به آن ها فحش و خشم و کینه نشان دهند تا آنکه نسبت به خودشان وجدان و مسئولیت و آگاهی به خرج دهند و خود را به زیر تیغ نقد خود ببرند. مردمی که جرات و مسئولیت اندیشیدن به خویش و کارنامه ی خویش را داشته باشند، از هزار توش و توان نظام قدرت و  جبر ساختاری آن می توانند موثر تر باشند و راهی اساسی تر به آینده بگشایند. صدای شریعتی، ندایی برای اندیشیدن و قدم گذاشتن در چنین راهی ست و قطعا خطر آن، از هر اپوزسیون و افکار چپ و راستی، بیشتر است...

    من حتی تصور می کنم برخلاف نظر دکتر احسان شریعتی در موردش پدرش و کمی برخلاف نظر شما حتی اگر مراد ما از انقلاب مجموعه وقایعی که به نظام کنونی ختم شد هم باشد باز هم تاثیر شریعتی قابل مشاهده است. اما درباره اینکه صدای شریعتی و گفتمانی که او در وجوه مختلف اندیشه اش داشت و گاه حتی به چاقوی دو لبه شباهت دارد، می تواند زمینه ساز «آگاهی» باشد شکی نیست. «آگاهی» ای که می تواند زمینه ساز تحول دیگری شود.
     اندیشه شریعتی به قدری پویاست که هنوز هم می تواند زمینه ساز انقلابی دیگر شود. و همین کافیست تا چنین برخوردی با او و اندیشه و فرزندانش بشود. 
  • فعلا بی نام
  • علی! دینداران متعصّب و جاهل، تو را به حربۀ تکفیر کوفتند و از هیچ دشمنی و تهمت فروگذار نکردند و غربزدگان نیز که خود را به دروغ، «روشنفکر» می‌نامیدند، تو را به تهمت ارتجاع کوبیدند و اهانت‌ها کردند. رژیم شاه نیز که نمی‌توانست وجود تو را تحمّل کند و روشنگری تو را مخالف مصالح خود می‌دید، تو را به زنجیر کشید و بالاخره... «شهید» کرد. نوشته ی شهید چمران در مورد شریعتی

    توصیف خوبی بود 
    ممنون
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">