زاویۀ زیست

.زاویه زیست واژه ایست در مقابل زاویه دید، فرقش این است که آدم این زاویه را زیست می کند

زاویۀ زیست

.زاویه زیست واژه ایست در مقابل زاویه دید، فرقش این است که آدم این زاویه را زیست می کند

زوایای زیسته

تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل...

سه شنبه, ۲۰ تیر ۱۳۹۶، ۱۱:۰۳ ق.ظ
در توضیح حال بدی این روزای من همین بس که تمام دیروز از تشنگی هلاک شدم و همش با خودم می گفتم پژوهشگاه به این بزرگی چرا آب سردکن نداره یا خدمه اش یه پارچ آب رو میزای ما نمیزارن خب، امروز که اومدم متوجه شدم در دو قدمی میز من، یه دستگاه آب سردکن بزرگ وجود داره:/
  • پـــــر ی

زاویه ها (۳۸)

  • میرزا ژوزف پولیتـزِر
  • چشمها را باید شست. جور دیگر باید دید/. 
    یا مثلا چشم بصیرت سیخی چند؟ حبی چند؟ کیلویی؟
    چه میدونم والله. به من چه اصلا...

    آره شما دخالت نکن میرزا :)
  • میرزا ژوزف پولیتـزِر
  • نه حالا که فکر میکنم باید دخالت کنم..
    چشمها را باید شست. جور دیگر باید دید/. 

    :)))) 
    خیلی باید چشمامو بشورم پس :)
  • دچـــــ ـــــار
  • مطمئنم بعدا این پستو حذفش میکنید :)))))) خخخخخخ

    مطمئن نباش:)
    چرا باید حذفش کنم ؟؟
  • ماهی کوچولو
  • نگرانت شدم دخترم :)) بیا بریم معاینه چشم :)) 

    مشکل چشمم نیست ماهی، ایراد از مخمه :)
  • نویسنده ....
  • پری قضیه چیه؟:)))
    این حواس پرتی ها طبیعی نیست:دی
    خبریه؟:))))
    [وی به سرعت متواری می شود]

    نه بوخودا منو چه به این حرفا :)
    حالا چرا دیگه متواری میشی جانم :))) بمون گپ بزنیم :)
  • دچـــــ ـــــار
  • این یه پیش بینیه صرفا :)

    خوشوقتم نوستراداموس بیان :)
    😃😃😃😃😃😃😃😃😃😃😃😃😃😃😃😃😃😃😃😃😃😃😃😃😃
    آی پری آی پری کم کم دارم ازت نامید دومم روله :))))
    این از اثرات هوای تهران نیست عامو من میگم نکنه قاشوق شدی بیا اعتراف کن 😉😃😃😃😃😃😃
    آی خندیدم :دی 


    +
    من میگم پیشنهاد داداشم رو عملی کنم بیام تهران شیرینی کار و قاشوق شدنت رو ازت بگیرم 
    نظرت چیه ؟:دی 😃😃😃
    آی پری مردم از خنده انصافا 
    خدا خیرت بده :دی

    نا امید نباش. هنوز امیدی هست :)

    نه بابا قاشوق چیه واران. منو چه به این حرفا

    کارم که اوکی نشده هنوز، برا اون یکی هم باید خرما پخش کنم جای شیرینی :(

    خدا روشکر حداقل گیجی من موجبات شادی روح شما رو فراهم کرده :)
    برای اینکه پیش بینی جناب دچار هم اشتباه در بیاد هیچوقت این پست رو حذف نکن انصافا 😃😃
    که بیشتر بخندیم :))):دی 😁😁😁😁😃
    باشه ؟
    قول ؟:))

    قول:)))
  • ماهی کوچولو
  • همون کامنت نویسنده بدون فرار :)) 
    بعلاوه ی اینکه میتونه اثر گرمای این تابستون وحشیم باشه منم زیاد سوتی میدم سوتیاااا :)) مورد داشتیم بعدش میخواستم خودمو بکشم طرف گفته نه نکش من میرم تو افق :)) 

    :))
    نه بابا دوازده ساعت تمام کولر روشن بوده و هیچگونه علائم گرما و گرمازدگی در بنده رویت نشده، همون مخم داغان شده :)

    اوکی میشه ناامید نباش :)
    خرما چیه عامو ؟^__^
    همون شیرینی باید بدی ناپلونی هم باید بدی بهم :)
    تازه تو میگی گیج شدی از کجا معلوم راس بیشی دکو معلوم خبری نباشه روله :دی 😃😃😃😉



    +
    کلی خندیدم و هنوز نیشم بازه 😁😁
    مرسی 



    ++
    خدایا این شادی ها رو ازمون‌نگیر :)))آمین 

    والا به خدا باید خرما پخش کنم :)
    من صادقم دیگه، معلومه که دروغ نمیگم پس قعا هیچ خبری نیست :)

    خداروشکر خوشحالم که خوشحالی :)
  • مریــــ ـــــم
  • ناراحت نباش
    یه این فکر کن شاید یه حکمتی تو کار بوده
    :|



    منم ازاین گیج بازیا زیاد درمیارم
    :)

    آخه حکمت تو آب نخوردن؟؟؟؟ هلاک شدم :)
  • گُل نِگار
  • فکر کن تو این آتیش ِ جهنم این روزها..
    خودت آب رو از خودت دریغ کنی :)
    نه انصافا تهذیب نفس بوده ؟:)

    همینو بگو :)
    نه بابا. من ماه رمضونشم که اجباره تهذیب نفس نکردم چه برسه به حالا :)
    یعنی خود سوتیت یه طرف کامنتای این پست یه طرف :)))):دی 
    انصافا کامنت مریم منو کشت و جوابی که تو بهش دادی بیشتر منو کشت :دی  😃😃😃😄😄😄😄😅
    آی خدا خیر همه بده امروز منو شاد کردین انصافا .
    مرسی از همتون بخصوص از خودت پری جان ^__^

    آره کامنتای این دو پست آخر خیلی باحال بود. اهل بیان باحالن کلا دیگه مث خودت :)
    خواهش میکنم. قابلتو نداشت :)
  • آقاگل ‌‌
  • الان نمیدونم باید بخندم یا نه. :))
    چون خودم همیشه از این دست اشتباهات میکنم. و معمولا بقیه بهم میخندن تاحالا پیش نیومده بود به یکی غیر خودم بخندم. :d
    کار جور شد؟


    بخند آقاگل بخند :)
    خب ایندفعه پیش اومده خداروشکر:) سوژه ام نکنی حالا :)
    قطعی نه:(
  • פـریـر بانو
  • پرستو! خب تو که هلاک شدی از تشنگییی...وای خدا... 
    ایشالله دیگه از این موقعیتا پیش نیاد و حالت هم بهتر بشه عزیزم :*

    جمله آخر فقط :)))
    یه جورایی «خوب نمیشی عزیزم» خاصی توش موج میزنه :)
    امان از حواس پرتی
    امااااااااااااااان :)

    این دیگه رسیده به گیجی :))
    داداش چیکار کردی وبت اینقد پر طرفدار شد جدی جدی بهت تبریک میگم یه نیمچه نگاهی هم به وب ما داشته باش مرسی sinamoaf.blog.ir

    داداش؟؟؟؟!!!!!!!!
  • ماهی کوچولو
  • من مجنون اونیم که دیس لایک زده :)) خیلی خوبی آبجی/داداش :)) و من الله توفیق :|

    واقعا کی بوده؟ :)))
  • ماهی کوچولو
  • کی تغییر کردی پری؟ :)) طبق آخرین مشاهدات من دختر بودی که :)) 

    تو این مدت تغییر جنسیت دادم :) نگفته بودم سورپرایز بشین :)
  • ماهی کوچولو
  • وووی وووی :)) از این پسر لوسایی که قاشق دهن زده رو استفاده نمیکنن؟ :)) یا تو ورژن پسر آپدیت شدی؟ :دی

    نه دیگه، ورژن کاملا پسرونه:) حتی از پسرا هم بدتر :)
  • ماهی کوچولو
  • اوووه :)) پس دیدن داره ورژن جدیدت :))))) 

    آرههه، اساسی :)))
    کامنت های ماهی کوچولو :دی :)))
    جوابهای خودت :)))
    خدا ایوه د ایمه نیسنه :)))

    آره. ماهی تو کل کل کم نمیاره :))
    نمیگیره نگران نباش. من بیخ ریشتم :)
  • ماهی کوچولو
  • چرا اتفاقا من زیاد تو کل کل کم میارم :)) خصوصا جلو بابام :| چون مثلا یهو مجبورم سکوت کنم بخاطر نسبت و سنش :)) بعدش جلو پسرا بخاطر محرم نامحرمی و اینکه در کل یه پسر خیلی راحت تر میتونه خیلی حرفا رو بزنه یه وقت نابود میکنن آدمو :)) بعدم جلو دخترام معمولا کم میارم چون تیکه ها دیر یادم میاد :)) من باید برای هر جواب 5 دقیقه وقت تنفس داشته باشم :)) و گرنه جواب خوبا یادم نمیاد 

    والا من ندیدم کم بیاری حالا دیگه از معذوریت ها خبر نداشتم
    ماهی جان معذوریت نداشتی چه میکردی شما :)
  • ماهی کوچولو
  • :))) خدایی تو جمع زنده ی خارج از مجازی ساکتم، نیستم؟ :))) 

    چرا، انصافا خیلی ساکتی:)
    چشمها را باید باز کرد!
    درست باید دید!
    :)

    آره راست میگی
    این بهتره:)
    به عبارت دیگه "اب سرد کن کنار میز و ما بحر سازِمان میچرخیم "

    دقیقا:)
  • جعفر حبیبے
  • چشم دل باز کن که جان بینی

    :)
  • گُل نِگار
  • همینجوری دوباره اومدم وبلاگت رو دیدم..
    همه ی پست ها یه نفر هست منفی میده:/
    یعنی عاشق این آدمام بخدا!:/ وات د فاز یا سیدی؟یا سیدتی؟

    آره
    خودمم دیروز که ماهی گفت چک کردم دیدم 
    واقعا نمی فهمم چرا:)
  • ف.ع ‏ ‏‏ ‏
  • همه‌مون دچار همچین ندیدنایی میشیم...  شاید به خاطر عادت کردن و عادی شدن باشه نمیدونم

    من وقتایی که ذهنم مشغوله رسما چشام نمیبینه :)
  • علی اسفندیاری
  • خخخخخخ 
    از فشار تشنگی بوده که متوجه نشدی 

    فشار کاری هم بود :)
  • פـریـر بانو
  • نه بابا! عه... چرا همچین تفسیری کردی ازش؟ :))))

    مزاح بود حریرجان :)
    من عاشق شدم، تو چت زدی :))))))

    نی لو نزار درد دلم وا شه :)
    -_______- 😂😂😂

    پوکر فیس ! :) پوکر فیسانه نیگام کردی الان؟ :)
  • بانوچـ ـه
  • خب از دغدغه ست احتمالا :دی

    آره. حتما از دغدغه اس بانوچه :(((
  • فروردین دخت
  • چاره ی کار چشم پزشکیه!...
    :))
    چشم دل باز کن که جان بینی آنچه نادیدنی است آن بینی!

    نه بابا چاره کار چیز دیگه ایه دیگه از چشم گذشته :)
    شماره عینکتون چند بود؟! ((:

    اصن چی بگم؟ :)
    فقط کامنت میرزا!!! چشم‌ها را باید شست! :)))))))))))

    فقط :))))))
    به خدا صدبار یه همچین چیزی شبیه این برام اتفاق افتاده :|
    بیا بغلم پـــــــری :))

    یعنی در این حد ما داغانیم :)
    ولی چیزی از ارزش های ما کم نمیشه:) بیا بغلم:)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">