زاویۀ زیست

.زاویه زیست واژه ایست در مقابل زاویه دید، فرقش این است که آدم این زاویه را زیست می کند

زاویۀ زیست

.زاویه زیست واژه ایست در مقابل زاویه دید، فرقش این است که آدم این زاویه را زیست می کند

زوایای زیسته

رها...

شنبه, ۳۱ تیر ۱۳۹۶، ۱۱:۴۸ ب.ظ
داشتم در دست نوشته های سال های پیش، زمان هایی که هنوز وبلاگ نداشتم یعنی منهدمش کرده بودم می گشتم که به این جمله برخوردم. دقیقاً تیرماه 1393 بوده که آن را نوشته ام. دیدم با گذشت سه سال از آن روزها هنوز هم همین حس را دارم. کجای زندگی ام تغییر کرده جز اینکه من پیرتر شده ام. 

«زمانی که احساس می‌کنی رها شد‌ه‌ای و هیچ‌چیز، دیگر وجود ندارد؛ تنت عمیقاً زندگی را نمی‌تواند بپذیرد. از آن زمان‌هایی است که این حس را به دوش می‌کشم.»

تا کی می خواهم این حس را به دوش بکشم؟

  • پـــــر ی

زاویه ها (۱۸)

  • ف.ع ‏ ‏‏ ‏
  • تجربه ش کردم تاحالا...تنم عمیقا یه جاهایی زندگی رو نپذیرفته... 

    بد وضعیه :(
  • ماهی کوچولو
  • من 4 ساله این حس رو دارم هر روز مردنم میگیره

    عه، تو دیگه چرا ماهی :(
    قبلا یه همچین پستی با همین مضمون گذاشته بودم، یه وقت هایی حس می کنم دارم درجا می زنم و فقط می دونم باید عوض شه شرایط ولی نمیشه


    باید عوض شه شرایط ولی نمیشه 
    چیزی که مدتهاست با خودم میگم:(
    آخ که چقدر صوف الحال منه -_-

    تو دیگه چرا آقاگل :(
    همیشه؛ چون به نظرم فطرت انسان با ماهیت این زندگی در تضاده... معتقدم که باید باهاش کنار اومد و اون سبکی که آزار کمتری میرسونه رو برگزید برای زیستن، حتی اگه منطقی نباشه... ولی یه جایی روی یکی از طاقچه‌های ذهنم این حقیقت رو هم آویزون کردم که «من مال اینجا نیستم و اینجا هم مال من نیست...»

    من نمی فهمم اگه فطرت انسان با ماهیت این زندگی در تضاده، چرا باید تمام طبیعت و‌جهان بر پایه همین تضاد بنا بشه. 
    هوووم، جمله آخرت رو می پسندم و‌موافقم، خیلی در موردش نوشتم، به خصوص سالهای قبل، فکر می کنم وقتش رسیده تیکه هایی ازش رو بزارم اینجا.
  • ماهی کوچولو
  • بالاخره زندگیه دیگه

    خوب باش ماهی تو دختر سرزنده ای هستی
    هممم، تنتون چه چیزهای لاکچری ای رو نمیپذیره :|
    تن من فقط عرق سگی رو نمیپذیره :| و اتفاقا من هم سه سال پیش یکی دو لیوان خوردم و راهی بیمارستان شدم :|

    زندگی لاکچریه مگه؟
  • مریــــ ـــــم
  • علاوه بر تنم روحمم هنوز نتونسته زندگی رو به این شکل بپذیره

    وضعیت بدتر شد که 
  • ماهی کوچولو
  • فعلا شبیه عروس مردگان شدم چند وقته! :)) 
    من میگم افسردگیم از بی حرکتیمه بخدا :)) خلم کرده :) ولیییی تا راه میرم ناخنم که کشیدم تا مغز استخوان تیر میکشه

    عه. دور از جون عروس مردگان چیه

    حالا تو این وضعیت رژیم هم میگیری بدتر افسرده میشی که
  • وال کوهان دار
  • تا ابد من هم حس میکنم این رو

    تا ابد؟ :(
    منم احساسش کردم گاهی :(

    :(
    معمولا این حس وجود داره!!!

    :(
  • میرزا ژوزف پولیتـزِر
  • تا وقتی که از روی دوشت برداریش

    جوابات به سوالام خیلی خوبه میرزا :)
  • ماهی کوچولو
  • دیگه زیادی سنگین رنگین شدم :)) مجبورم 

    سنگین رنگین :)))
  • ماهی کوچولو
  • والااا :)) 
    تقصیر مادربزرگ مرحوممه هی میگفت دختر باید خانوم باشه سنگین رنگین باشه اینجوری شد من علاقمند شدم به لباسای گل گلی و افزایش وزن پیدا کردم به 92.5 کیلو :)) 
    البته الان بعد رژیم تو ده روز شدم 89

    جدی؟ بهت نمیومد وزنت اینقد باشه وقتی دیدمت 
    چطوری اینقد وزن کم کردی تو ده روز؟؟؟؟؟ رژیمت چیه؟ 
  • میرزا ژوزف پولیتـزِر
  • خوبی از خودمه

    صد البته 

    چقد درد داره هر کلمه‌ش :(((((

    گندم بانو :(
  • ماهی کوچولو
  • بله جدی
    من مقدار زیادی از وزنم بخاطر اسکلت بندیمه :)) من از اون ترکام که اگه تصادف کنم ماشین طرف خسارت می بینه :)) بزنم به تخته انقدر استخوان بندیم محکمه دکتر حیرت کرده بود موفق شدم بشکونمش :))
    غذامو با برنامه کرفس متعادل نگه داشتم بعد چون دیگه نمیتونم طناب بزنم وزنه های پامو باز از توی کمد در آوردم وزنه میبندم میخوابم زمین یکسری حرکات ورزشی خوابیدنکی انجام میدم :دی تا مچ پام و انگشتای اون پام خوب‌ شه :)) بعلاوه دمبل دو کیلویی :) ورزشای تقویت بازو همراه با تو بردن شکم
    یه کار دیگه ام ماساژ دایره ای شکل شکم هر روز روزی ده دقیقه 
    همهههه چی هم میخورم فقط کم میخورم و چیزای چربی سوز میخورم مثل قهوه سبز چای تلخ تلخ و آب کرفس :دی

    خب آره، وقتی گفتی وزنت اینقد بوده حدس زدم که استخون بندیت محکمه وگرنه اصلا چاق نبودی به نظرم.  خیلی هم خوب بودی :)

    آهاااا خب همینجوریشم خیلی اکتیوی ماهی، من تقریبا بیست کیلو وزن کم کردم بدون حتی یه دونه حرکت ورزشی :))))) از بس تنبلم :))))
    آره چای سبز خیلی خوبه. منم میخورم
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">