زاویۀ زیست

.زاویه زیست واژه ایست در مقابل زاویه دید، فرقش این است که آدم این زاویه را زیست می کند

زاویۀ زیست

.زاویه زیست واژه ایست در مقابل زاویه دید، فرقش این است که آدم این زاویه را زیست می کند

اعتراف

چهارشنبه, ۸ آذر ۱۳۹۶، ۰۲:۲۵ ق.ظ

قسم می خورم که من استاد خراب کردن همه اتفاقات خوبم.

  • پـــــر ی

زاویه ها (۲۳)

اعترافت قابل قبول نیست :)))
من هر کی جلوم قسم بخوره معمولا حرفش رو قبول نمیکنم :)))


+
حالا چی رو داغون کردی بیا  اونو اعتراف کنید :دی 

سلام 
صبح بخیر :))

نه دیگه نمیشه بگم که :) بعدم اینقد زیاده که اگه بخوام بگم مثنوی هفتادمن کاغذ میشه

مثل من
این جمله تنها جمله ایه که اینروزا شاملم میشه

پس همدردیم :(
  • ماهی کوچولو
  • ااا چی شده؟ 

    کلی چیز شده :(
  • جنابــــــــ دچار
  • کاری نداره
    درست شو!

    یه بار دیگه کامنتت رو بخون خودت واقعا
  • جنابــــــــ دچار
  • یه روانشناس میگفت طرز فکر ما مثل یه نرم افزاره
    برای عوض شدن زندگی باید اون نرم افزار رو عوض کرد/ افتاد؟

    حالا بهتر شد
    اونقدی که تو وبت علمی حرف میزنی تو کامنت هاتم علمی حرف بزن :)
  • ماهی کوچولو
  • دوست داشتی بیا تلگرام بگو چی شده
    شاید بتونیم درستش کنیم :*:*

    چیز خاصی نشده
    یعنی مهم نیست 
    فعلا که سر کارم البته :)
    حس میکنم همون در حد برا همه پیش میاده.

    شایدم 
  • ف.ع ‏ ‏‏ ‏
  • ای بابا :(

    :(
    این ماهی تا نفهمه چی به چیه :دی :))
    دست از تلاش بر نمیداره :دی😄😄😄😃
    کلا رفیق روزهای سخته این بشر :))
    قدرش رو بدون :)))
    خواستی قدر منم بدون :دی 😀😀😀

    +
    @
    ماهی کوچولو

    ماهی کوچولو عاشقتم :))))))



    من قدر هر دو تا تونو می دونم :)
    پس این جمله اعترافی خاموش مانده است که چه اتفاقی رو خراب کردی ! اگر نه همه ما استاد این کار هستیم خخخ

    نهههه من استادم شماها شاگردین :)
    هعی عاغا وضع من از توام بدتره پری :(

    شما همه در این مورد شاگردای من محسوب میشین :(
  • محمد روشنیان
  • صلوات!

    تکبیر حتی :)
    اللن هم همین نظرو داری؟

    مگه الان با قبل چه فرقی کرده؟!
    می تونیم با ام مسابقه بدیم از این نظر :))

    باشه. مسابقه بدیم. تو این یه مسابقه اول میشم :)
    منم فکر میکردم هر جا میرم یه خرابکاری راه میندازم
    اما همه بسته به فکر آدمه
    هر چی فکر کنی همونجوری میشه
    اگه ما زاویه ی دیدمونو تغییر بدیم خیلی چیزا درست میشه (:

    خرابکاری راه نمیندازم درواقع. یه جورایی ویران می کنم. 
    از خرابکاری هم بدتره هم بهتر یه جورایی :)
    گفتم شاید حس گذرا بوده

    نه بابا 
    همیشه هست :(
    می‌دونی؟ احساس می‌کنم یه چیزیه مثلِ یه نیروی درونی. از اینایی که توی انیمیشنا، طرف به دنیا که میاد می‌بینه تو وجودشه. 
    یه روزی باید تصمیم بگیری این نیرو رو کنترل کنی. سرکوب کنی. دردناکه ولی. نیست؟ سرکوب‌کردنِ بخشی از خودت. بخشی از وجودت که می‌دونی باید تغییر کنه.

    شاید هم حس درونی نیست. چیزیه که با یه اتفاق از کودکی همراه ما شده و دیگه ولمون نمی کنه
    راستش فکر نمی کنم بشه یا بتونم سرکوبش کنم. بعیده :(
    یه چیزی که باهات رشد کرده و ذره ذره قد کشیده کنارت. این ترسناک‌تره :)

    پس باهاش دوست شو. منم با یه سری از این اخلاقای قدبلندِ بداخلاقم دوست شدم و رفتارشون بهتر شد.

    دارم سعی می کنم کلا با خودم دوست باشم. امیدوارم نتیجه بده 
    سلام 
    همچنان داری اعتراف میکنی ؟:))
    بابا بیا پایین :دی 
    اعتراف رو ول کنید :)))


    سلام بانو 
    والا چی بگم، دیگه با این اعتراف حرفی واسه گفتن ندارم
  • محمود بنائی
  • الان اتفاق خوب افتاده و خرابش کردین یا کلا جلوی افتادنش را گرفتین؟
    در هر صورت همین که به اتفاق خوب نزدیک شدین هم جای امیدواریه. مثل تیم فوتبالی میمونه که خوب بازی میکنه و نمیبره!

    اتفاق خوب افتاد و من دوباره خرابش کردم مث همه اتفاقات خوب دیگه. 
    نه دیگه، اتفاق نیفته بهتره که :(
  • محمود بنائی
  • اگه اتفاقی نیفته که خیلی بدتره، فکر کن!
    الان دیگه میدونی حداقل دفعه بعد چیکار کنی که خراب نشه. مثال حال به همزن و کلیشه ایه ولی نیمه پره لیوان را هم میشه دید. 

    نه اتفاقا بعضی وقتا بدتر نیست. 
    مشکل همینجاست دیگه. هیچوقت نمی فهمم چطور میشه که یهو خراب میشه و هیچوقت هم نمی دونم دفعه بعد باید دقیقا چیکار کنم.
  • محمود بنائی
  • پس چطور فکر میکنی خودت خرابش کردی؟ اگه خودت خرابش کنی که میدونی چطور خرابش کردی :/ شاید هم خرابش کردن. 

    نه، نمیشه اینجوری. خودم خرابش کردم. ولی نمی دونم کجای کارم اشتباه بوده
    من نیز هم....

    خوشوقتم :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">