زاویۀ زیست

.زاویه زیست واژه ایست در مقابل زاویه دید، فرقش این است که آدم این زاویه را زیست می کند

زاویۀ زیست

.زاویه زیست واژه ایست در مقابل زاویه دید، فرقش این است که آدم این زاویه را زیست می کند

یلدای دوست داشتنی

يكشنبه, ۳ دی ۱۳۹۶، ۰۳:۱۱ ب.ظ
می دونید؟ زندگی یه تناقض بزرگ و مسخره است. اگه یه کم ریشتر زمین لرزه چهارشنبه بزرگتر بود می شد که جشن یلدای امسال عزادار باشیم(یا حتی عزادار ما باشند) ولی زنده موندیم و جشن گرفتیم. با زلزله ای که اومد ممکن بود که بمیرم و اصلا به دو شب بعدش نرسم ولی نمردم و دو شب بعدش یکی از آرزوهام برآورده شد. ممکنه به نظرتون آرزوی کوچیکی بیاد ولی واسه من قشنگ بود. تو جمعی بودم که استاد شهرام ناظری عزیز هم حضور داشت. همینقدر قشنگ، همینقدر محظوظ از صدای زنده استاد و همینقدر خرسند از مصاحبت با ایشون. همیشه دوست داشتم از نزدیک ببینمش و این دیدار حتی خیلی بهتر از این بود که کنسرتش رو رفته باشم. خلاصه که میخوام بگم شب فوق العاده ای بود. ولی باز میخوام بگم زندگی به همین اندازه هم می تونه بیخود باشه. 
با این حال قدر این «شاید وقت اضافه» زندگیمون رو بدونیم چون شاید تو همین دو دقیقه (با احتساب یک دقیقه اضافی شب یلدا میشه سه دقیقه: ) )وقت اضافه یکی از آرزوهامون، هر چند کوچیک برآورده بشه.

+با تاخیر یلداتون مبارک.
  • پـــــر ی

زاویه ها (۲۴)

  • محمد هستم
  • این پست و از وبلاگ دوست و همسایه آوردم. یه نگاه بنداز بهش
    http://mini2.blog.ir/post/163

    بعله بعله. مینیس یکی از خوب های روزگاره. خوندم این پستش رو 
  • لیمو جیم
  • چقدر خوب :-)

    مرسی :)
    از زاویه ی زیست من، زندگی خیلی بی تناقض و خیلی جدیه که ما باید به خیلی شوخی بگیریمش :)

    زاویه زیستت رو می پسندم :)
  • جناب دچار
  • بر شما و آقای ناظری هم مبارک باشه :)

    مرسی :)
  • آقاگل ‌‌
  • اِ رفتی رفیق منو دیدی؟ چه خوب بوده. :)
    منم خیلی دوست دارم ایشون رو ببینم. لمسش کنم ببینم جنسش از چیه دقیقاً؟ :دی

    عه، نمی دونستم استاد ناظری رفیق شمان :))
    والا ما که باهاش دست دادیم و لمسش کردیم متوجه چیز خاصی نشدیم :) البته که جزو آدمهایی بود که محکم دست میداد :)
    خوشحالم که بهت خوش گذشته ^__^

    جای نارخاتون اونجا خالی بوده انصافا :)
    ایشالا اینبار که جناب ناظری رو خواستی دوباره زیارت کنی نار خاتون هم همراهت  باشه :))


    +
    شب های زمستونیت بخیر و مبارکی ایشالا :)

    نارخاتون چرا؟ اونم جزو دوستداران استاد ناظریه؟

    ممنون گلم. به تو هم :)
  • حضرت کازیمو
  • یا حضرت ناظری

    :)))
  • بامبـو ❧☘☙
  • امیدوارم زندگیتون پر بشه از این وقت اضافه های قشنگِ با حس خوب :)
    یلدای شما هم پساپس مبارک :))

    نه بابااااا، ایشالا آرزوهامون تو وقت اضافه ها برآورده نشه :)
  • خانه سبز
  • ای جانم..چقدر خوشحال شدم که به آرزویِ قشنگت رسیدی و شب فوق العاده ای داشتی.😚😚😊😊

    مرسی پریسای نازنینم:)
    امیدوارم توام به همه آروزهات برسی :)
    سلام 
    بله دیگه :)
    جز طرفداران و دوستداران ناظری هستش:)



    مرسی ^__^

    سلام
    خیلی هم عالی :)
  • حاج مهدی
  • ما هم قائل به خوشبختی یعنی دیدن چیزای کوچیک هستیم ها... ولی چیزای کوچیک هم مدتیه گذاشتن و رفتن نامردا :))

    برا منم مدت ها بود رفته بودن هااا، ولی به زور برگردونمشون :)

    سلام
    خیلی وقته از روزایی که فلسفه‌ام رو به زندگی مرور می‌کردم گذشته. شاید به خاطر اینه که خیلی وقته که نوشتن رو کنار گذاشتم. اما به هر حال، این وقت اضافه‌ها رو عشقه.
    شاید فردایی نباشه.

     بخون که بتونی بنویسی 
    فردا حجم سفید لیزه، امروز رو باید دریابیم 
  • مسـ ـتور
  • إن شاءالله هر وقت هر آرزویی داشتید و به صلاحتون بود به زودی زود برآورده بشه (:

    ممنونم :) همینطور شما :)
  • میرزا مهدی
  • شه     رام نا     ظری... (ع)
    خوشاب حالت. 

    بلی بلی شه رام نا    ظری (ع) :))))))))))))))))))
    مرسی :)))
    سلام
    همیشه خوب و خوش باشی.
    واقعا ادم یک ساعت یک جا بره مثلا همین برای جشنی کنسرتی یا چنین جاهایی تا چند مدت اثر روحی خولی داره

    سلام 
    اوهوم 
    خیلی خیلی خوب بود 
  • منتظر اتفاقات خوب (حورا)
  • قدر لحظه هایی رو که داریم بدونیم!

    اوهوم
  • مهدی صالح پور
  • زلزله خر است! همینجوری!

    خیلی خیلی هم خر است :(
  • محمود بنائی
  • فکر میکنم اینجا کامنت نهاده بودم، کامنت ما را چه شد؟ 
    به هر حال ما هم با کیهان کلهر و چندی از اساتید را در شب چله، چلچراغ مصاحبت نمودیم و بسیار مشعوف شدیم.
    زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست؛ هرشبتون یلدا. 

    عه. الان رفتم دیدم وبلاگو. پس کامنتت کو؟ من تاییدش کرده بودم که !!!!
    خیلی هم عالی و قشنگ.
    من خیلی دوست داریم به دنیای این چلچراغ وارد بشم ولی چه باید کرد نمی دانم 
  • بانوچـ ـه
  • تحقق همه‌‌ی آرزوهات رو آرزومندم :)


    مرسی بانوچه نازنین:)
  • آسـوکـآ آآ
  • وقتِ اضافه س واقعا
    کسی چه میدونه چی قراره پیش بیاد . . .

    اوهوم
    یکماه از ننوشتنت گذشت :))
    آفرین به اراده :))
    بیا یه کمپ ترک اعتیاد بذار :دی 


    سلااااام واران
    چطوری؟ چرا خودت نمی نویسی؟
    من اصلا حرفم نمیاد :(
    سلام :)
    خوبم ممنونم :)
    تو خوبی ؟:)

    +

    خب بنا بدلایلی فعلا نمیخوام بنویسم :))
    یکیش اینکه پری شده خواننده خاموش وبلاگم :))))
    اونوقت دیگه بی معنی میشه نوشتن :))


    ولی چند بار وسوسه شدم بنویسم ولی بعیده بهش بهاء بدم و بنویسم حداقل تا هفته دیگه بعیده :)
    و ایشالا دیگه دوام بیام تا یکماه دیگه ننویسم :))



    یکمدت که ننویسی واقعا دیگه آدم حرفش نمیاد بنویسه منم کم کم اگر خدا بخواد این شکلی میشم :))


    سلام عزیزم 
    حالت چطوره؟
    من هر وقت خوندمت کامنت گذاشتم جز وقتایی که واقعا حرفی نداشتم :)
    بنویس. نوشتن خوبه. مردم تمرین می کنن بنویسن تو تمرین می کنی ننویسی ؟!
    گاهی وقتها باید ننوشت تا بزرگ بشی تا بقول معروف پخته بشی :))
    الانم زمان بزرگ شدنه زمان پخته شدنه :))
    ننوشتن گاهی این شکلی خوبه :)

    اینکه گفتی چرا نمی نویسم  چون میدونی نمی نویسم  پس خاموشی :))
    برای همین گفتم خاموشی :))

    منم خوبم :)
    فقط درگیر کار و بارم :)
    ممنونم 

    اینم حرفیه  :)
    دیدن شهرام ناظری احتمالا از ان تجربه‌هاییه که قادر به گفت حس واقعی‌ش نیستیم. حس خوبی داشت.

    عالیییی بود :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">