زاویۀ زیست

.زاویه زیست واژه ایست در مقابل زاویه دید، فرقش این است که آدم این زاویه را زیست می کند

زاویۀ زیست

.زاویه زیست واژه ایست در مقابل زاویه دید، فرقش این است که آدم این زاویه را زیست می کند

دقیقا چرا؟

شنبه, ۵ اسفند ۱۳۹۶، ۱۰:۲۱ ق.ظ
می خوام در مورد موضوعی که تو بیان مرسوم شده بگم و یه سوال بپرسم که خب «چرا»؟ 
درباره ماهیت وبلاگ نویسی و کار ما بلاگرا چند تا پیش فرض بدیهی وجود داره:
1. ما شروع می کنیم به نوشتن چون این کارو دوست داریم؛
2. ما احتمالا دوستان چندانی در محیط اطرافمون نداریم که بتونیم باهاشون مستقیما صحبت کنیم پس وبلاگ می زنیم؛
3.ما وبلاگ می زنیم که هم بنویسیم و هم دوستانی داشته باشیم که هر چند از ما دورند ولی حس مشترک بیشتری باهاشون داریم تا با آدمای اطرافمون؛
4. ما از اینکه این احساسات رو بیان کنیم و بدونیم که دیگران هم با ما وارد حسی مشترک میشن (چه موافق و چه مخالف) لذت می بریم.

حالا با این پیش فرض ها چرا خیلی از دوستان مطالب رمزدار منتشر می کنن؟ اون هم مدام و همیشه. اگر نوشتن رو دوست داریم دو حالت داره یا میخوایم منتشر کنیم یا نه. اگر نمی خوایم منتشر شه که بهتره یه دفتر یادداشت برای چنین نوشته هایی داشته باشیم، دیگه واقعا چه لزومی داره مدام ستاره مون رو روشن کنیم و ملت رو بکشونیم به وبلاگمون؟! خواهر و برادر گرامی بلاگر، اگر میخوای بنویسی خب بنویس و ما هم باهات همدلی می کنیم اما اگر نمیخوای ماها بخونیم، برو یه گوشه واسه خودت بنویس. وبلاگ برای انتشار مطالبیه که قراره خونده بشه وگرنه قطعا همه مون یه جایی واسه خالی کردن افکارمون داریم. افکاری که به شدت خصوصی ان و مال مال مال خودمونه. اون مال مال مال خودتون رو واسه خودتون نگه دارین.
  • پـــــر ی

زاویه ها (۳۷)

خیلی ساده س! به عقیده ی خیلیا وبلاگ همون نقشِ دفترچه یادداشت رو داره! و دوست دارند نوشته های خصوصیشون تو جای مجازی و مطمئنی مثل وبلاگ نوشته شه! و به عقیده ی همونا به شما مربوط نیست اصن! وبلاگ خودشانه عشقشان میکشه مطالبشون رمز دار باشه! و میگن میتونی نیای نخونی! اجبار که نیست :))) والاع!

خب اون خیلیا اشتباه می کنن. چون «ماهیت» دفتر یادداشت با «ماهیت» وبلاگ یکی نیست. وقتی از یه چیزی استفاده می کنی باید به ماهیتش هم توجه کنی و ببینی کاری که تو از اون چیز میخوای مطابق با ماهیت اون هست یا نه. 
بحث هم همینه که نمی تونیم بخونیم :)))))
البته بحث شما که داستانت رو رمزدار میکنی جداست هاااا. اون داستانه فرق داره :)
دقیقاً
هر از گاهی مشکلی نداره ولی مدام و پشتِ سرِ هم واقعاً کلافه‌کننده‌ست. مخصوصاً وقتی میگن واسه خودم نوشتم :| و رمز هم نمیدن :)

دیگه وقتایی که رمز نمیدن انگار دارن به دم فحش میدن :)
موافقم :)

:)
اونا با ماهیت کاری ندارن! با هیچی کار ندارن! فقط میخوان کاری که دوست دارن انجام بدن. واسه اونا وبلاگ با با یه چیزی مثلِ تلگرام یا اینستاگرام فرقی نداره! 

پس باید بهشون گفت یه کم با ماهیت کار داشته باشن چون اینجوری اذیت میکنن بقیه رو.
اول سلام 
خوشحالم نوشتی :))


سلام علیکم 
خودمم خوشحالم :))
بشخصه عذر میخوام از اینکه ستاره ات روشن میشه و یهو میبینی پستم رمزداره :)))🙈🙈
ولی چرا رمزداره ؟
همه حرفات درست اما گاهی وقتا بعضی از پست ها هستند عکس دار هستند :))
گاهی وقتا میترسی یکی آشنا پیدا بشه برای همین رمزی مینویسی :))
گاهی وقتا حرفا اونقدر خصوصی است که فقط میخوای خودت رو به نوعی خالی کنی و یادت بمونه این روز چی شده و چه خاطره ای داشتی ؟! تو دفترچه یادداشت/خاطرات  بنویسی ممکنه یه روز یک نفر ببینه و لو بری کلا پس ترجیح میدی اینجا بنویسی:)
گاهی وقتا حرفا فقط مختص این که خانم ها بخونن و وبلاگنویس دوست نداره جز خانم ها اون مطلب رو کس دیگه ای  بخونه برای همین رمزیش میکنه.
گاهی وقتا هم این گاهی وقتا خیلی پیش میاد :)
گاهی وقتا هم نمیشه رمز رو به خواننده های خاموش داد:))

حالا هم بجای حرص خوردن برو یه  چای به لیمو  بخور آروم بشی :)))
کاری هم نمیشه کرد جز صبوری شما و یا خدای ناکرده  قطع دنبال زدن :))


نمی دونم چرا من هر چی می نویسم تو فک می کنی عصبانی ام ؟؟؟!!
بحث هم همینه که بهتره تفکیک کنیم بین خیلی چیزا. اگه می ترسیم آشنا پیدا شه خب ننویسیم اصلا درموردش.
بحث منم همینه جای خالی کردن خودت با جنبه خصوصی بودنش وبلاگ نیست. وبلاگ ماهیت مشخصی داره. اگه می ترسی کسی پیدا شه بخونه می شه که فولدرگارد دانلود و نصب کرد و همه فایل های متنی و عکسی رو توش گذاشت و نرم افزار رو رمز گذاشت. هزار و یه راه وجود داره. 
در مورد بحث خانوم و آقا هم مسئله اینه که ماهیت شبکه های اجتماعی اینه که تفکیک پذیر نیست به خصوص بین جنس مذکر و مونث. 
من باز هم روی «ماهیت» هر ابزاری تاکید می کنم. 
اینکه میتونن تو دفتر بنویسنُ شدید موافقم! -_-

خوبه :)
من کی گفتم تو عصبانی هستی ؟:)))
 [چرا الکی حرف میزنی تو دهن من ؟:)))) ]
جدی من همچین برداشتی نداشتم و نگفتم :|:))


اصلا من از این به بعد نمی نویسم خوبه ؟:)))
ببین بعضی عکس ها بمحض اینکه سرچ بشه میاد بالا و زوم میشه به اون وبلاگ :)
آشنا داریم تا آشنا :)
مثلا من آدرس وبلاگم رو خانداداشم و همچنین داداش کوچکم میدونه.
پس هیچ ترسی ندارم از این بابت ولی میگم آشنا داریم تا آشنا :))
در ضمن اینی که گفتی نصب کنم امکانش تو گوشیم یا حتی لپ تاپم نیست وگرنه نصب میکردم و  خیال تو رو راحت میکردم :))
کما اینکه برای بار اول بود اسمشو شنیدم :)
درسته تفکیک پذیر نیست من بشخصه خودم نمیتونم هر مطلب شخصی که مربوط به بانوان هم باشه عمومی بذارم حالا هر چی هم میخوای بهم بگو :))))


بنظرم جای  نظرات شباهنگ تو این پست خالیه :))
باید خبرش کنم بیاد اینجا این متخصص و استاد وبلاگنویسی در بیان :))




نوشتی جای حرص خوردن برو چای به لیمو بخور :///////
من اصلا بحثم سر تو به تنهایی نیست. دارم کلی در مورد این معضل توی بیان حرف می زنم. کاری ندارم به اینکه چه کسانی آدرس وبت رو دارن یا ندارن. دارم در مورد یه موضوع کلی حرف می زنم که توام شاملش میشی و موقع نوشتنش اصلا تو توی ذهنم نبودی.

آره از بس شما هم وقت دارین پست ها رو بخونین :)



شما کاری به وقت من نداشته باش چون تنها مخاطب کسانی که می نویسن من نیستم. مسئله بحث حفظ «ماهیت» ابزاریه که داریم ازش استفاده می کنیم.
آخه خواستم بنویسم چایی اول هم دقیق نوشتم چایی ولی رفتم ویرایش گفتم مثلا برات کلاس بذارم بگم چای به لیمو :))🙈🙈
نذاشتی کلاس بذارم آقا اصلا چایی نخور برات بده :)
منم ده سال لب به چایی نزدم :))
خوبه ؟
راضی شدین از ما ؟:))
بخدا اسم هیچ چایی یادم نبود تا الان که بهارنارنج به وبلاگم یادم اومد چایی بهار نارنج هم بود که بجای به لیمو بگم بهارنارنج 🙈🙈🙈

#اعتراف 

در ضمن حرص خوردن بمعنی عصبانیت نیست روله :))


+

میدونم :)
تو اصلا منو یادت نمیاد :)
حیف که اینبار دورهمی دخترا نیومدم وگرنه من میدونستم و تو عزیز جان :)))
#شوخی 

منو نپیچون واران :)
 پس باید خداروشکر کنم که نیومدی؟؟؟!!! :)
مثلا شما توی ابزاری که دستت هست
چرا ماهی یه بار حرف میزنی؟

اونم فقط  اعتراض! :))

سفسطه نکن چون اونوقت مجبوریم به جای فیلسوف بهت بگیم سوفسطایی :)
باشه پری :)
منم راستش فلسفه ی پست های رمز دار رو نمی فهمم
مخصوصا با این سیستم بیان که میاد توی رخدادهای جدید آدم

خب خداروشکر که خیلی سریع پذیرفتی و سفسطه نکردی :) پس حالا بهت میگم فیلسوف :)
معلومه به خاطر همین پذیرفتم؟ :))

تابلوئه :)
نه این نیست
بخاطر این پذیرفتم که جنبه نداشتی که بیشتر اذیت کنم :)

اگه فک میکنی بی جنبه ام می تونی کلا کامنت نذاری
نپیچوندم روله و گیان خوم و خوت 🙈

+
آره برو دقیقا روزی هزار مرتبه خدا رو شکر کن :))))
ولی انصافا خیلی دوست داشتم بیام ببینمت و جایزه هاتو بهت بدم :)))
حیف که قسمت نشد و بقول فاطمه ، همه  رو به حضور علی مون فروختیم 🙈🙊



++

منم موافقم با کامنت اول آقای دچار :)


پس خدا رو شکر می نمایم :)
نه  مشکلی نیست :)


:/
  • سورمه بانو
  • به نظرم یه دلیلشم اینه که دوستان با ماهیت اینترنت آشنا نیستن. چه با رمز و چه بی رمز به قول تیموتی اسنایدر در کتاب استبداد، نوشتن در اینترنت مثل نوشتن روی پهنه آسمان است. چیزی که نمی خوایم کسی بدونه رو نباید تو نت بنویسیم.

    دقیقا. حرف منم همینه. اگر هم بخوان بنویسن می تونن بذارن تو پنلشون بمونه و دکمه انتشار رو نزنن.
    سلااامم.
    من تلاش مبکنم بلاگر خوبی باشم:).
    و کلااا هر چیزی که قابل انتشار دادن نیست و نشرش ندیم بهتره:)

    آفرین بر شما بلاگر خوب :))
    به نظرم هر چهارتا پیش فرضتون میتونه درست باشه اما در مورد پست رمزدار باید بگم میتونیم این طوری توضیح بدیم که یه بلاگر چندتا دوست وبلاگی داره که باهاشون صمیمی هست و میخواد اون افراد فقط پستشون رو بخونند و بقیه نتونند :/

    خب این بلاگر محترم می تونه پستش رو از طریق وبلاگ و با استفاده از کامنت خصوصی برای همون چند نفر دوست بذاره که فقط همونا بخونن. 
    در اصل از پستهای رمز دار خوشم نمیاد ولی خوشم میاد خیلی کم خیلی خیلی کم پست رمز دار منتشر کنم و رمزش رو بدم به تمام دنبال کنندهام حس صندوقچه داره :|
    نه جدا از طنز و بقیه ی بحثها حق باتوعه,نوشتن یعنی خوندن!میدونی منظورم چیه؟!یعنی وقتی چیزی مینویسیم که روزی خونده بشه توسط خودمون یا هر فرد دیگه اگر کسی دوست نداره افراد دیگه نوشته هاشو بخونن بره و کد های قالب وبلاگش رو برداره و فقط واسه ثبت شدن شون بنویسه!یا کلا وبلاگش رو رمزدار کنه یا مثل من ادرسش رو هرجایی نذاره که بتونه کسانی که وبلاگش رو میخونن کنترل کنه و بدونه چه افرادی هستن.
    :)))
    و اینکه خوشحالم نوشتی و خلسه رو شکستی

    آره دیگه. تو جواب به @زمر نوشتم که به نظرم رمزدار کردن پست توی وبلاگ که اساسا ماهیتش به عمومی بودنش برمیگرده یه جور مردم آزاریه. 

    مرسی :)))
    خوب چه کاریه آخه واسه این همه نفر ارسال کنه یه پست میزاره هر کی که دوست داشت بخونه رمزش رو میده بهش

    همین دیگه. حرف خودت هم متناقضه. بالاخره «هرکی» دوس داره بخونه رمز بهش تعلق میگیره یا خود نویسنده پیش از نوشتن متن می دونه می خواد متن رو به کی بده بخونه. این دوتا با هم فرق دارن.
    من به شخصه مینویسم چون به نظرم مفیده که بنویسم
    برای خالی شدن فکرم
    برای پی بردن به یه چیزایی که شاید ته مغزمه و حتی گاها خودم ازش خبر ندارم و ...
    حالا نه اینکه بگم فقط تو وبلاگ
    گاهی تو بلاگ گاهی  خارج بلاگ

    کسایی که از وبلاگ به عنوان دفترچه یادداشت انلاین استفاده میکنن رو درک میکنم ولی منم خوشم نمیاد هی رمز دار ببینم

    مسئله اینه که کاربری وبلاگ اساسا دفترچه یادداشت نیست. یه جور شبکه اجتماعیه با ویژگی های خاص خودش که اصلی ترینش همین دیده شدن و خونده شدنه. زمانی که راه افتاد صرفا برای انتقال داده های علمی به صورت گسترده بود. داده هایی که اونقدر کوتاه بودن که امکان کتاب یا مقاله شدن نداشتن و یا جنبه علمی کتاب و مقاله شدن رو نداشتن. کمی بعد گسترده شد و برای مسائل روزمره هم با دیدی انتقادی استفاده شد. اینکه هی بیایم رمزدار کنیم شخصی های زندگیمون رو و ملت رو بکشونیم وبمون نوعی از مردم آزاریه به نظرم.
    من یکی دوبار اقدام به انتشار پست رمزدار کردم. خدایی حس خوبی نداره. اعتراف می‌کنم به این موضوع :))
    حالا یه موقعی یکی می‌خواد فقط طیف خاصی از مخاطبینش پستش رو ببینن. باز میشه در موردش فکر کرد. ولی اون حالتی که من ازش استفاده کردم یه جوری بود. بعداً خودم پست‌های خصوصی‌ترم رو پیشنویس کردم. پیشنویس دیگه فقط مختص به خودته. تازه کسی رو هم ناراحت نمی‌کنه.

    خوبه حداقل شما بهش اعتراف می کنی :)
    آره دیگه. به هر حال هر کاری می شه کرد جز اینکه تو وبلاگ منتشرش کنن. به هر حال بیان امکاناتش زیاده و میشه به قول تو پیش نویس کرد و دکمه انتشار رو نزد.
    یعنی فردا من پست رمزدار ننویسم ؟:))
    یا رمزش رو بهت بدم و بنویسم ؟:))🙈



    بقول جناب مترسک :
    از دست تو پری :))


    کلا پست رمزدار ننویس
    والا این سوال منم هست :|

    جوابی هم که نداریم واسش :(
    یه خرده باهات موافقم ...انتشار دائمی پست رمزدار یه جوریه 
    ولی اگر کلا کار بیهوده ای بود که اصلا چنین آپشنی قرار نمی دادن
    مثلا ممکنه گاهی(به صورت استثنائی) طرف بخواد فقط بعضی از دوستای مجازیش اون پست رو بخونن نه همه، در این صورت چه اشکالی داره مطلب رمزداری منتشر کنه که رمزشو به اون افراد خاص بده فقط؟ 
    کار بیهوده به نظرم اینه که مطلب رمزدار بنویسی بعد توی عنوانش بگی به هر کی درخواست کنه رمزو میگم مثل این می مونه که یه بچه بیاد به بقیه بچه ها بگه من شوکولات دارم ولی به هرکی التماس کنه می دم :/

    سلام بر قاضی اعظم 
    آقا ما پیش شما حرفی واسه گفتن نداریم :))
    به نظر من وقتی ادم برای نوشته هاش دنبال یک مخاطب میگرده ، یک وبلاگ میزنه..وقتی دلش میخواد حرف هایش را بزند و ممکن هست یک نفر بگوید دقیقا منم مثل تو،پس وبلاگ میزنیم
    اونایی که رمزدار میکنن ممکنه عقده دیده شدن داشته باشن..مثلا بگه همه برای دیدن مطالب من سر و دست میشکنن
    نه وبلاگر عزیز شما بنویس بدون رمز .هرکس به دلش نشست لایک میکند و هر کس ننشست حکم یک رهگذر را دارد

    خب شاید یه کم دیدگاهت منطبق با واقعیت نباشه اما به هر حال رمزدار نوشتن بحث غریبیه در بیان
    حیف که منو دنبال نمیکنی. وگرنه تو یه پست رمزدار واسه ت دلیلشو میگفتم :)))

    ://////
  • آسـوکـآ آآ
  • خدایا
    مرسی که مثل من هستن افرادی که درک نمی کن اینایی رو که مدام رمزدار می نویسن!
    واقعا واسه منم جای سواله!

     واقعا مرسی :) خدا زیادمون کنه :)
    خخخخ اذیت می کنیا :)))

    :)))
    اوهوم همیشه رمزدار نوشتن خیلی مسخره ست اما گاهی و تک و توک قابل درکه واقعا

    حالا با تسامح اون یکی دوبارش در سال البته قابل پذیرشه :)
  • مهدی صالح پور
  • به شدت موافقم. من جز یه بار در سال 90 و به یک دلیل خیلی مهم، هیچوقت پست رمزدار نذاشتم و عمیقا هم مخالفم. 


    به امید روزی که همون یه بارم تکرار نشه :))
    انصافا نمیشه تو دفتر نوشت!!! یکی ممکنه بخونه خب!!!
    من خودم چند بار رمزدار نوشتم. دفعه‌های قبل که به خواننده‌های ثابتم رمزو دادم. این سری هم چون یه مساله‌ای بود که دوس داشتم همیشه یادم بمونه ولی خب نمیشد هیچ کس دیگه‌ای بخوندش، توی عنوان پست نوشتم که رمزو نمیدم به کسی، که کسی رو نکشونم تو وبلاگم الکی :)
    حالا من تبرعه شدم؟؟؟ ^__^

    نه خب 
    تبرئه نمیشی :)
    حداقل تو پیش نویش نگهش دارین و اون دکمه انتشار رو نزنین 
  • محمد روشنیان
  • من مطلب رمزدار تا حالا نداشتم ولی اگر یه روز بخوام داشته باشم ممکنه کدی رو توی عنوان بدم که فقط یه شخص متوجه بشه رمز چیه و بره و مطلب رو بخونه؛ برای اینکه غیر مستقیم انجام بدم کاری رو و اینکه شاید تست کنم که اون شخص وبلاگم رو میخونه یا نه! البته این فقط یه فرض و ایده برای استفاده از این امکان هست و در مورد اون دوستان هم ممکن دلایل متعدد وجود داشته باشه که ما نمی‌دونیم. نکته دیگه هم زمانیه که یه پست رو مثلا منتشر کردیم و به دلیلی برای مدتی می‌خوایم نمایان نشه و از این امکان استفاده می‌کنیم و یا رمز رو به یه سری خاصی میدیم که بخونن متن رو و ...

    حالا اون که شما چه روشی استفاده می کنی که فقط پیگیر فرد خاصی باشی کار تخصصیه. یعنی باید کدنویسی بلد بود و خب چون عمومی نمیشه بحثی توش نیست ولی در کل بحثم اینه اگه کار مداوم و همیشگی باشه خیلی بده. 
    خب میخواستم جو بخونه :)))
    و اینکه از پیش‌نویس خوشم نمیاد

    خب می رفتی به خود جو می گفتی :)
    نه دیگه نشد، چون شما از پیش نویس خوشت نمیاد ما همش باید بیایم به در بسته بخوریم؟؟؟!!! :))))))
    خب من تو عنوان نوشتم به کسی رمز نمیدم.
    در نتیجه اصولا کسی نمیاد دم در دیگه :)

    چرا دیگه
    برا اینکه ستاره زرد از بین بره باید صفحه تو باز کنیم 
    ای بابا پری به چه چیزایی گیر میدیااا کیپ کاممم :))

    خب راست می گم ناصر :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">