زاویۀ زیست

.زاویه زیست واژه ایست در مقابل زاویه دید، فرقش این است که آدم این زاویه را زیست می کند

زاویۀ زیست

.زاویه زیست واژه ایست در مقابل زاویه دید، فرقش این است که آدم این زاویه را زیست می کند

مثلا 110

پنجشنبه, ۲۳ فروردين ۱۳۹۷، ۰۸:۱۸ ب.ظ

هفته پیش که مناسبتی مذهبی بود، بازم هیات محل به شکل وحشتناکی صدای نوحه خونیش بالا رفته بود. سه ساعتی تحمل کردم. دیدم بی فایده است. تماس گرفتم 110 که بگین حداقل صداش رو کم کنن. آدرس محله رو که دادم، آقایی که پشت خط بود ذوق زده گفت: عه، این که هیات دوستای منه. گفتم یه زحمت بکش بگو تموم کنن. گناه ما چیه خونه مون نزدیک هیاته. چند دقیقه بعد صداش قطع شد. همینطور داشتم با خودم می گفتم خدا خیرت بده که دیدم تماس دارم. از کجا؟ از 110. تعجب کردم. پیش اومده بازم بابت این سروصداها باهاشون تماس بگیرم اما نه اینکه اونا دقیقا پیگیری کنن که صدا قطع شد یا نه. جواب دادم. گفتم که ممنون. صدا قطع شد کاملا. چند دقیقه بعد دوباره تماس گرفت. گفت من هم محله ای شما هستم. میخواستم مطمئن شم که صدا رو قطع کردن. خوشحال بودم از این همه «مسئولیت پذیری» این پلیس عزیز و داشتم پی می بردم به این که آقا پلیسه بیداره و این حرفا. دیدم که بعله داره آمار میگیره خونه من دقیقا کجاست و صدام قشنگه و چرا تا حالا منو ندیده تو محل!! 

قیافه من موقع شنیدن این حرفا :/

میخواستم دوباره زنگ بزنم 110، مورد مزاحمت تلفنی خودش رو گزارش کنم که دیدم دور باطله. 

درواقع اینجاست که باید بگم: مملکته داریم؟!

  • پـــــر ی

زاویه ها (۲۸)

ما هیچ ما نگاه :|
کمر اعتمادهامون یکی یکی داره می‌شکنه :/

می بینی حریر
پلیس مملکتمون اینه. وای به حال بقیه آدما :(
بله، از حق خودتون دفاع کردین، مگه گوش و اعصاب ادم چقدر جا داره!
و پلیس هم کم کم میترسم بیاد دم خونمون ازم بپرسه کجا میخوام برم و با کی میخوام
برم و چی کار کنم و ..‌.!

پلیس نگو بلا بگو :)
  • نیوشا یعقوبی
  • الهی العفو داشتم میگفتم چه پلیس خوبی که گند زد به هر چی تصوراتم از پلیس بود :)) 

    دقیقا
    خلاصه که اینجوریاست. به هیشکی نمیشه یه ذره اعتماد کرد :( حتی پلیس دوست عزیز :)
    مریض همه جا پیدا میشه. ولی خب انتظار میره اینجور جاها کمتر پیدا شه.

    و باز هم جمله ای قصار از تدبزرگ :))
    موافقم. درواقع انتظار میره اینجور جاها «اصلا» پیدا نشه.
    اصلا که اجتناب ناپذیره! ولی امیدوار باشیم به حداقل برسه. و اینکه همه رو با یه چوب نرانیم. با چوب های‌ متنوع برانیم :)))

    باشه. از این به بعد چوب های متنوعی رو دم دستم میذارم و دقت می کنم کدومش واسه کی بهتره :)))
    :)) :/ 
    واقعا؟! برای تماسی که ضبط و پیگیری میشه چطوری جرأت کرده همچین کاری کنه؟! 

    آره واقعا. نمی دونم والا، منم تو همینش موندم. گفتم شاید یه گزینه دارن که صدا رو ضبط نکنن.
    نمی دونم.
    افق مرا می‌خواند...
    اگه دوباره زنگ زد بگو یه دوست دارم روی چال لپ من تعصب داره ... می‌کِشتت بالای دار با من از این شوخیا نکن... ^_^

    شما یه لحظه صبر کن، تو افق نرو کارت دارم :)
    میگم سرک اگه بفهمه چال لپ دارم که دیگه دست بردار نیست. ولش کن. همون فعلا به صدام گیر داده کفایت میکنه :)))
    واقعا تعجب کردم!وضعیت اسفناکه

    اوهوم
    شماره رهگیریش رو زنگ بزن ۱۹۷ بگو پدرش رو درمیارن. مطمئن باش. آدمای کثیف توی این لباس سبز رنگ زیاده. دیدم که می‌گم...

    جدی؟نمی دونستم. فک کنم پاکش کردم. 
    ما هیچ، ما نگاه

    :///
    واااااای نگی چال لپ داریااااا خودمو می‌کشم :(((
    ولی جدی زیادی حرف زد بگو با نیوشا میایم براش قاطی می‌کنیم ؛)
    مردک نفهم بیشور نکبت بی ناموس -__- پوزش ...اما بدتر از اینا حقشه بهش بگن :/

    خب سرک جان آروم باش
    یه لیوان آب هم بخور :)))
    من تا حدودی متعجب، رو به افسردگی 😲🤤😢
    فکر کنم اشتباهی به یه جای دیگه زنگ زدید :)

    نه بابا خود خود 110 بود. خیالت راحت :)
    خب آدم بد و خوب داریم همه جا. ولی اینجور جاها خیلی تو ذوق می‌زنن...

    آره خیلی
    زنگ بزن ۱۱۳ 

    دیگه ولش کن :)
    عک خدا چه روداری بوده :| 
    جا داره بگن دهنش آسفالت :| 
    ______ 
    یه خاطره دارم برا یکی از معلم ریاضی دبیرستانم تعریف میکرد ، میگفت وقتی تازه آمدم کرمانشاه سره چهار راه همیشه با صدای بلند جنگ و دعوا بود بعد منم با ترس همیشه زنگ میزدم ۱۱۰ ، از بس دیگه زنگ زدم میشناختنم ، بین خودشان میگفتن یارو خانم تهرانیس ولش بکووو محلش نده :))))
    یادش بخیر چقدر معلم عزیزی بود بعد دو سال دوباره برگشت تهران 

    واقعا رودار بود فاطمه 
    واقعا
    :))))) نمی دونسته تو کرمونشاه عادیه چنین دعواهایی :)
    زنگ می‌زدی هیئت می‌گفتی ببخشید 110 مزاحم ما شده. :|

    عالی بود آقاگل، عالییی :))))
    شوخی نکن :|

    بوخودا 
    کامنت آقاگل :)))))))))) عالی بود

    بلی بلی عالییییییییییی بود
  • علی ابن الرضا
  • عجب پلیس وظیفه شنا...
    و ناگهان خواننده دهانش باز میماند واز تاسف سری تکان میدهد...
    یعنی با همون شماره ی ۱۱۰ تماس گرفت یا شماره خودش..تماس ۱۱۰که ضبط میشه

    نمیدونم. منم موندم چیکار کرده. گفتم شاید گزینه ای دارن که تماس رو ضبط نکنه
    ://
    جاداشت همون کاری که غمی گفتو میکردی تا دیگه کسی تو این لباس همچین غلطی نکنه:|
    :/
    :/
    :/
    -_-

    نه بابا 
    ولش کن. گناه داره :)
    موندم الان بخندم گریه کنم یا تو افق محو بشم ؟:|:/:))
    خدا تو را صبر جمیل بده الهی 🙏




    +
    کامنت آقاگل عالیییییی بود عالییی :دی 



    ++
    عیدت مبارک پری جان 🌸🌹

    در همه حال بخند :)
    به نظرم آدم اینجوری تو هر محیط کاری هست. نمی شه تعمیم داد.

    آره خب. ولی به هر حال عجیبه. اونم تو شغلی مثل پلیس 110 که خودش کارش همینه
    عجیب که نیست. مگه تو استخدام افراد 110 و خیلی شغلهای دیگه اینجور مسائل رو در نظر می گیرن؟ 
    ولی یه شماره نظارت بر پلیس هست، 197 فکر می کنم. اگر مشخصات فرد رو داری حتما به 197 زنگ بزن. تاثیر داره.

    آره خب، تو ایران همینجوری الکی استخدام میکنن
    ولش کن بابا، یه چیزی گفت
    تقصیر خودته. نباید صدات قشنگ باشه و باید همه تو محل ببیننت. 
    راه حل جدیدی به ذهنم رسید می‌گم ...

    ببخشید مهندس، اشتباه کرده صدام
    شما اصلا راه حل نده، بهتره :)
    چه چیزا :/

    بلی،اینجوریاس:)
    من بودم سرم رو می‌کوبیدم به دیوار :|

    باید همیشه آروم بود :)
  • مهدی صالح پور
  • چون قاعدتاً نباید همه چیز خوب و منطقی باشه، این بخش دوم اتفاق افتاده که فراموش نکنید کجا زندگی می‌کنید!

    به هر حال ما هیچوقت یادمون نمیره اینجا ایرانه :(
    بله ولی یه وقتایی واقعاً نمیشه...

    موافقم :) پس در این یه مورد آروم می مونیم :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">