زاویۀ زیست

.زاویه زیست واژه ایست در مقابل زاویه دید، فرقش این است که آدم این زاویه را زیست می کند

زاویۀ زیست

.زاویه زیست واژه ایست در مقابل زاویه دید، فرقش این است که آدم این زاویه را زیست می کند

کورش؟!

يكشنبه, ۲۶ فروردين ۱۳۹۷، ۰۴:۳۳ ب.ظ

۱.هفته گذشته به دعوت یکی از دوستانم تئاتر «کورش» به کارگردانی پری صابری را دیدم. کلی خوشحال بودم که کاری تاریخی عرضه شده و چه خوب که در این وضعیت کمی هم تاریخ ببینیم. البته که نمی خواهم ترغیبتان کنم آن را ببینید. اتفاقا تاکید دارم نبینیدش. چیزی در حد افتضاح بود. روایت تاریخی ویران، بیان بازیگران داغان، اشتباه تاریخی زیاد، اشتباه در تلفظ اسامی هم فراوان، و خواننده ای که هر بار ابیاتی بی ربط می خواند، یعنی هم وجود چنین فردی و هم انتخاب اشعار، بیخود و بی جهت بود.

۲. ای کاش تا وقتی تاریخمان را نخوانده ایم سعی بر نویسندگی و اجرای گوشه هایی از آن را هم نداشته باشیم. ای کاش تا وقتی نمایشنامه نویسان قهاری چون بهرام بیضایی داریم که چونان از تاریخ می نویسند و چونان فضا و بستر و بیان تاریخی را منتقل می کنند که نفس در سینه خواننده و نه حتی ببینده بند می آید کسانی مثل پری صابری دور این حوزه را خط بکشند و بگذارند در حیطه آنهایی بماند که تاریخ را خوانده اند و می دانندش. 

۳.صابری حتی از یک مشاور تاریخی هم بهره نبرده بود و دقیقا به همین دلیل هر «روایتی» را که به پیشبرد قصه اش کمک می کرد از تاریخ برگرفته بود. جایی از روایت هردوت، جایی گزنفون و جایی دیگر کتزیاس. اگر خط روایی مشخصی طبق یکی از این مورخان باستانی انتخاب می کرد قطعا کاری شکیل تر به بیننده اش عرضه می کرد. در داستان افسانه ای که درباره کودکی کورش در منابع ذکر شده٬ کورش در سن ۱۰ سالگی در یک بازی کودکانه نقش شاه را ایفا می کند و با کتک زدن پسر یکی از بزرگان به دربار آستیاگ برده می شود اما نمی دانم پری صابری در کدام منبع این واقعه را در سن ۱۹ سالگی کورش خوانده است؟؟!!

۴.در کلام داستانی نیز ضعیف بود، استفاده از کلماتی مثل «چی»٬ «چطور» و.... در نمایشنامه ای تاریخی نشان از عدم تسلط نویسنده بر آن دوره تاریخی دارد.

۵.در بیان بازیگران همین بس که یکی از آنان واژه «مِهان» را که در ترکیب «کِهان و مِهان» استفاده می شود «مَهان» خواند. کِهان و مِهان به معنای کوچکان(خردان) و بزرگان است. مَه به معنای ماه و مَهان جمع آن است.

۶.طراحی صحنه بسیار عجیب بود و هیچ المان و نمادی از دوران تاریخی را در خود نداشت، لباس ها کمی بهتر طراحی شده بود و به نظر می رسید حداقل نیم نگاهی به کتیبه های مادی و هخامنشی شده است، اما بازیگر نقش کورش نقشش را خوب درآورده بود و اشتباهات کلامی کمتری داشت.

در هر حال، بهتر است پری صابری کار تاریخی نکند یا حداقل مشاور تاریخی داشته باشد. اینکه همه اهالی هنر تصویری ما تصور می کنند تاریخ می دانند خود فاجعه ای است که باید آسیب شناسی شود.

  • پـــــر ی

زاویه ها (۲۴)

چه تحلیل دقیقی
داشتم فکر میکردم منی که از تاریخ و تئاتر هردو هیچ چیز سر در نمی آورم اگر این نمایش را ببینم مثل شما اینقدر نگاه منتقدانه درستی خواهم داشت؟ قطعا نه

البته اگه بشه اسمش رو تحلیل گذاشت 
تاکید هم بکنم که خیلی از تئاتر سر در نمیارم و به اون حوزه هم ورود نکردم چون تخصصش رو ندارم، اگر انتقادی شده بیشتر از دیدگاه تاریخی بوده.
اساسا ساختن اثر تاریخی ریسک بزرگیه. چون برای داستانی کردن تاریخ مجبور به دراماتیزه کردنش هم هستی که از دید خیلیا تحریف تاریخه اما اگه این کارو نکنی بیشتر شبیه یه کلاژ از تصاویر گسسته و خشک میشه تا یه روایت جذاب و پیوسته. نویسنده مجبوره جاهای خالی تاریخ رو با تخیلش پر کنه. ولی در کل حق با شماست. اگه هم قراره داستانی روایت بشه باید با علم و آگاهی و تحقیق و مشاوره کافی باشه. نه یه چیز باسمه‌ای و سر دستی و شعاری.

تو ایران ریسک بزرگیه، چون خودشون رو بی نیاز از هر تاریخ خونده ای می دونن، از طرفی مشکل این مورد خاص این بود که اساسا دراماتیزه نکرده بود داستان رو، درواقع داستان کودکی و مرگ کورش خودش به اندازه کافی دراماتیک هست، نویسنده هم تلاشی در تشدید این ماجرا نداشت. اگر با تخیلش داستان رو پر می کرد مسئله چیز دیگه ای می شد و اون وقت باید از جنبه دیگه ای بهش نقد می شد. مسئله اینه که از اساس پر از باگ های تاریخی و حتی هنری بود. ولی من وارد حوزه هنرش نشدم چون تخصص ندارم و ممکنه بحث سلیقه ای بشه.
میگا
انصافا شما چجوری اومدی جزو وب های برتر!؟
سواله برام :)

اول اینکه دوم شدنت مبارک 
دوم اینکه من کجا جزو برترهام؟؟؟!!!!
من دیدم اسمتو
برو لیست رو ببین :)

الکی باز اومده اذیت میکنه 
چکار کنم از دست تو 
نرفتی؟
صفحه دومش رو ببین
http://blog.ir/topblogs/96

آره 
الان رفتم صفحع دوم رو دیدم، بابا ما از آخر اولیم جناب دچار 
شما بیار اون ناپلئونی ره:))))
تبریک میگم بهت :)

وبلاگ سی ام شدن تبریگ داره آخه؟؟؟!!
اون میم صاد چند صفحه بعد از توئه
ببین چقدر خوشحاله! :)

غیبت نکن
از من تو‌ وب میم صاد می نویسی که چرا جزو برترها شدم 
از اون اینجا می نویسی 
بذار خوشحال باشه خب، من خوشحال نیستم که در سن سی سالگی وبم سی امین وب شده :(((
مطمئنی سی سالت شده؟ :)
من چند جای دیگه هم به انتخاب شما اعتراض کردم!
اشتباهی شده فک کنم :))


باز تیکه انداخت
شما رو باید اول انتخاب می کردن از نظر تیکه اندازترین بلاگر سال 
کجاها اعتراض کردی که من ندیدم؟؟؟!!!
سلام یه سوال چجوری منابع موثق برای خوندن پیدا میکنید ؟ چجوری باید مطمئن باشیم چیزی که میخونیم درسته و تحریف نشده؟

سلام
از دو‌نظر میشه به سوالت جواب داد، یکی با رویکرد پوزیتیویستی، اونم اینکه منبع موثق رو براساس ویژگی های خاصی میشه انتخاب کرد، مثل نزدیکی نگارش اثر تاریخی به زمان رخ دادن آن اتفاق، یکی زنده بودن نویسنده در همان زمان و امثالهم، اما اگر از دیدگاه پست مدرن به ماجرا نگاه کنید درواقع هیچ منبعی موثق نیست.
براین اساس فکر می کنم به سوال دومت هم پاسخ داده باشم، حتی پوزیتیویست هم معتقده در دانشی مثل تاریخ هیچ‌چیز قطعی نیست، چه برسه به پست مدرن. پس هیچوقت تو تاریخ دنبال قطعیت و درستی حتمی نباش.
با این حال، دانش بشری برخی روایت ها رو تاکنون از تاریخ پذیرفته و میشه به آثار نویسندگان مهم و بزرگی استناد کرد. صرفا استناد و نه اطمینان صد در صد.
به روایت شما در یک کلام گند زدن به تاریخ.!

یه همیچین چیزی تقریبا 
  • نیوشا یعقوبی
  • من که تئاتر ندوست زیاد :/ ولی موافقم که کاش کسی که تاریخ نخونده دور نمایشنامه رو خط بکشه :| آدم یه چیزایی می بینه و میشنوه میخواد خودشو دار بزنه :))
    مثلا کم مونده بگن که در زمان هخامنشیان هواپیمای ایرباس داشتیم :)) سوتی های به همین حجم میدن تو فیلم های تاریخی :/

    کسی که تاریخ نخونده کلا دور نوشتن و اینا رو خط بکشه و تو این وادی نیاد بهتره
    ایرباس :)))))
    فقط یک آدم دغلباز و فریبکار و دروغگو میتونه رمان، فیلم یا تئاتر تاریخی تولید کنه. 

    البته اگه تاریخی خوبی باشه که خب این جمله مشمولش نمیشه 
    نه. در هر صورت چیزی نیست جز دروغ 

    چرا؟ 
    بنظرت روایت‌های تاریخیمون بر فرض که تماما صحیح و مطابق با واقع باشند این ظرفیت رو دارند که تبدیل به اثری سینمایی یا داستانی بشن؟ شاید حداکثر قابلیت تبدیل به پیرنگ یک اثر رو داشته باشند، بقیه‌ش از کجا میاد؟ از تخیل صاحب اثر. تخیل هم یعنی دروغ

    خیلی داری تند میری، تخیل لزوما دروغ نیست که 
    ظرفیتش رو دارن، تاریخ ما ظرفیتش رو داره اما نه در این نوع از روایت ها، باید تاریخمون رو بیشتر و بهتر بخونیم
    پس کوروش بعد تماشای این تئاتر،حسابی آسوده خوابیده

    رندانه بود حاج مهدی:)
    شاید اصلا منظورش یه چی دیگه بوده ((:

    شاید هم:)))
    می‌ترسم روزی برسه که دیگه چیزی از تاریخ نمونده باشه :|

    وقتی رباتها جای انسان رو بگیرن (در راستای دو پست قبل) تاریخی وجود نخواهد داشت
    من  هم نمایشو دیدم. اما با تو موافق نیستم مخصوصا در مورد کار بسیار عالیه خسرو خورشیدی برای طراحی صحنه. درمورد چی و چطور میتونم باهات موافقت کنم.  باید در نظر بگیری که آدم کار بلدی مثل خانم صابری که نمایش شمس پرنده و یا رند خلوت نشینو  پشت سر خودش داره، اونقدر زیرک هست که یه کار تاریخی رو فقط صرفا برای متخصصین تاریخ و تاریخ خونده ها روی صحنه نبره. ممکنه یه مشت آدم عادی و عوام هم مثل من تو سالن وحدت حضور داشته باشند. نقدت قابل احترام اما انگار با حال خوبی نرفتی به دیدن تئاتر.

    تو کجا دیدی؟؟ تهرانی مگه برادر؟؟
    من نمایش های قبلی پری صابری رو ندیدم اما وقتی داری کار تاریخی می کنی باید جوری کار کنی که هم مخاطب عام رو و هم متخصص تاریخ رو اغنا کنی. وقتی سوتی تاریخی میدی بهتره اصلا تاریخی کار نکنی. بری تو یه ژانر دیگه ارزش و اعتبار هنریت رو هم زیر سوال نمی بری.
    اتفاقا حالمم خیلی خوب بود :/
    کلّا فیلم‌سازا هییییچ زمینه ذهنی از چیزی که میسازن ندارن!!!
    من خودم حدود یه سال رفتم سر کار، یعنی اطلاعاتم خیلی کمه. با این حال هر فیلم یا سریالی که توش عمران یا معماری رو نشون میدن اشتباهات فاحش داره.
    مثلا اولین اصل هر ساختمونی اینه که مهندس کلاه ایمنی سفید بپوشه و کارگرا نارنجی و زرد. ولی تو اکثر فیلما میبینی کارگره سفید پوشیده.
    فیلمایی هم که درمورد بیمارستانه که اصلا فاجعه!!

    همه اینا فقط به یه دلیل اتفاق می افته و اونم اینه که ما اساسا هیچ اعتقادی به «متخصص» نداریم. همه مون همه چی بلدیم. البته فقط تصور می کنیم که بلدیم.
  • مهدی صالح پور
  • منم یه تجربه خیلی تلخ از آثار کلاسیک دارم.
    اجرای سوپرضعیف باغ آلبالو توسط یه گروه شبه‌حرفه‌ای به کارگردانی اکبر زنجانپور که واقعا به زور تا انتهای کار رو تونستم تحمل کنم
    و یه تجربه خوب از آثار تاریخی «تئاتر خاطرات و کابوس‌های یک جامه دار از زندگی و قتل میرزاتقی خان فراهانی» که استاد علی رفیغی کارگردانی کرده بود و واقعا دو ساعت لذت بردم. 

    + خوب شد این پست رو خوندم؛ همسر چندوقتی بود گیر داده بود بریم این تئاتر رو ببینیم!

    هیچکدوم از دو موردی که گفتی رو ندیدم ولی کاری که درباره میرزا تقی خان گفتی خیلی تعریفش رو شنیدم. 

    خوب شد نوشتم در موردش :)
  • شِـــ‌یدا ..
  • من که ندیدم نمایش رو ولی در خصوص مورد ۲ و ۳ یه نکته‌ به ذهنم رسید که دلم نیومد این جرعه‌ی حکمت رو ازت دریغ کنم پی دونقطه.
     ما می‌تونیم به جای اینکه به این تئاتر به عنوان یه کار تاریخی نگاه کنیم، به عنوان یه اثر هنری نگاه کنیم. توی یه اثر هنری اصلاً این حرف‌ها و مطابقت داشتنش با فکت‌های تاریخی اهمیتی نداره.
    مثلا اگه به اتوبیوگرافی نویسنده‌ها علاقه‌مند باشی، باید این نکته‌ رو شنیده باشی یا در نظر بگیری از این به بعد که یه اثر ادبی رسالتی واسه واقعیت قائل نیست. یعنی وقتی داریم گزارش به خاک یونان رو از کازانتزاکیس می‌خونیم، خیلی هم نباید خیال کنیم همه‌ی حرفاش اتفاق افتاده و وجود داشته. و این به معنی خالی‌بندی و گنده‌گوزی کردنِ حضرتِ کازا نیست. این مسئله شامل همه‌ی ادبیات می‌شه. مثلاً طنز و تراژدی هم پر از اغراق و کم‌گویی و ویرایش واقعیته. در واقع هنر و ادبیات حرف و هدفشون چیز دیگه‌ایه. 

    مرسی که منو از حکمتت که البته یک جرعه نبود و دریایی در خود داشت بی نصیب نکردی :))

    اینجا نمیشه فقط دید هنری ماجرا رو در نظر گرفت به دو دلیل:
    1. اساسا پری صابری ادعای شناخت و درک تاریخ رو از طریق هنر داره.
    2. وقتی داری کاری تاریخی انجام میدی که از سیر تا پیازش رو دقیقا عین تاریخ داری روایت می کنی، نمیشه که گند بزنی به تاریخ و یه جاهایی رو یهویی از خودت دربیاری. اما یه وقتی هست من میام یه رمان می نویسم و بستر زمانیش رو جوری انتخاب می کنم که یکی از دوره های تاریخی باشه ولی اصل محتوای رمان چیزی فراتر از زندگی کوروش کبیره. یا مثلا یه فیلم می سازم که محتوای کلیش چیزی جدای از تاریخه اما در بستری تاریخی اتفاق می افته، مثل فیلم شهرزاد. اینجور وقتا شما عین واقعه تاریخی رو روایت نمیکنی. بلکه داری از بستر تاریخی برای بیان محتوای دیگه ای بهره می بری. در این صورت هدف هنر چیز دیگه ایه. هر چند که باز هم حداقلی از رویداد اصلی باید حفظ و امانت بشه. 
    اما اینجا اساسا هدف بازآفرینی زندگی کورش کبیره. به نحوی که میخواد عین زندگیش رو تا پادشاهی به تصویر بکشه. پس موظفه به جزئیات تاریخی پاییند باشه.
    واسه مورد اولت من منافاتی نمی‌بینم. واسه مورد دوم هم چیزی ندارم به حرفای قبلم اضافه کنم جز اینکه یه مثال دیگه به مثابه‌ی یه انذار برای پذیرفتن حقیقت واست بزنم (خیلی پیامبرگونه‌طور). دولت‌آبادی در جواب اینکه ازش می‌پرسند شخصیت‌های رمان کلیدر واقعی هستند یا نه، قشنگ‌ترین جواب رو می‌ده. می‌گه؛ هیچوقت از یه نویسنده نپرسید که شخصیت‌هاش واقعی هستند یا نه. ممکنه این جواب به نظر گیج‌کننده برسه. همونطور که واسه من بعد از کلیدر بود. ولی وقتی رفتم از یه اهل فن پرسیدم، بهم گفت که منظور محمود از این جواب اینه که اصلاً این سؤال اشتباه و بی‌معنیه‌. شما باس عینک تاریخی‌ت رو از چشم برداری و به تئاتر نگا کنی.

    مگر اینکه نویسنده‌ی یه اثر قصد خاصی از تحریف تاریخ داشته باشه. که اون اصلاً بحثش جداست و البته همچنان اثرش از نظر هنری مشکلی نداره.

    نه دیگه نمیشه اینجوری به یه اثر تاریخی که ادعای شناخت و گسترش این شناخت از تاریخ رو داره نگاه کنی. وقتی ادعاش اینه باید بتونه حداقل این ادعا رو برآورده کنه. نه اینکه یهو کورش 19 ساله رو (به جای 10 ساله) بنشونه جلوی آستیاگ
    در راستای نگاه هنری داشتن به تئاتر، یه خاطره یادم اومد که باز حیفم میاد نگم برات. دو تا از رفقای تئاتری ما رو دعوت کرده بودند که بریم اپراتئاترشون رو ببینیم. منم دست پیتر رو گرفتم و با هم عزیمت کردیم. یه کار خیلی بزرگ و پر هزینه و شلوغ بود. هفت خان رستم رو می‌گفت‌. من و پیتر که به موضوع بی‌علاقه بودیم، توجهمون کاملاً به دخترای روی صحنه معطوف شد که لباسای سنتی خوشگلی هم می‌پوشیدند. و چون بازیگرای زیادی داشت و جامعه‌ی آماری خوبی در اختیار داشتیم، از اول تا آخر این اثر هنری، در مورد خوشگلی دختراش مباحثه می‌کردیم.
    متأسفانه پیتر عینکش رو نیاورده بود و مجبور بودیم مثه دوتا ژنرال جنگی که از توی سنگر هی دوربین رو واس هم پاس میدن، مدام عینک من رو به هم پاس بدیم تا بتونیم تحلیل دقیقتری از این اثر هنری داشته باشیم.

    من دیگه حرفی ندارم :/
    به نظر من قبلش هم حرف زیادی واسه گفتن نداشتی :))
    حالا اگه تونستی، این رو از کسی که علم به هنر داره بپرس. اصن شایدم برداشت من اشتباه بوده.

    به پای شما تو حرف زدن نمی رسیم که :)
    خیلی با هنریا در ارتباط نیستم. خیلی هم ازشون خوشم نمیاد :/
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">