زاویۀ زیست

.زاویه زیست واژه ایست در مقابل زاویه دید، فرقش این است که آدم این زاویه را زیست می کند

زاویۀ زیست

.زاویه زیست واژه ایست در مقابل زاویه دید، فرقش این است که آدم این زاویه را زیست می کند

چهارشنبه ی روشن

چهارشنبه, ۱۶ خرداد ۱۳۹۷، ۱۱:۴۴ ب.ظ
1.می دونین چه حال خوبیه دوستت موزیسین باشه، دعوتت کنه، ساز بزنه، آهنگا رو زمزمه کنین، با هم حرف بزنین، حرف بزنین و حرف بزنین.
2.  دوست فوق العاده ایه. دوست داشتنی و جذابه. افکار خاص خودشو داره. در مورد من حرف می زدیم امروز. می گفت به بن بست رسوندی خودتو. گفت:«از سر راه خودت برو کنار.»
3. آدم باید کلکسیون داشته باشه. شما دارین؟ 
  • پـــــر ی

زاویه ها (۵۵)

  • حورا رضایی
  • شمارۀ سه من رو یاد هرگز رهایم مکن می‌اندازه. تو چه کلکسیونی داری؟

    من یه چیز مختصری از تکه روزنامه های وقایع سیاسی خاص تو کشور. از یه زمانی به بعد ولش کردم. ولی حالا دارم به یه کلکسیون جدید فکر می کنم. 
    1- نه :-|
    خوشم نمیاد از این کارا
    ترجیح میدم یه موزیک حرفه ای رو بشینم خونه گوش بدم
    کنسرتم دوست ندارم تازه 

    2- کاملا درست گفته

    3-خیلی حس خوبی میده کلکسیون جمع کردن

    1.چه بی ذوقی تو :/
    2.چپ چپ دارم بهت نگاه می کنم.
    3.خب حالا که دوست داری چه کلکسیونی داری؟ 
    من کلکسیون کتاب های آگاتا کریستی رو جمع میکنم:)

    این که کلکسیون محسوب نمیشه :)
    من کلکسیون دوست و رفیق دارم :-))

    میخوای آخر همه رو مثل پروانه خشک کنی بزنی تو قاب دکتر؟ ؟ !! !
    چه وحشتناک. کلکسیون انسانی 
    وقتی بگردم کتاب های چاپ قدیم و عتیقه اش رو پیدا کنم میشه:)

    آره. حالا شد :)
    ۱. آره، برادر من هم ساز می‌زنه. خیلی خوبه یکی برات ساز بزنه خودت هم بخونی
    ۲. از سر راه خودت برو کنار؟؟!!!! از این حرفای مزخرف قرن بیست و یکمی! لابد تو همونی هستی که تو ذهنتی؟ بی‌خیال بابا.
    ۳. من خیلی فکر کردم چه کلکسیونی دارم. فقط یه چیز به ذهنم رسید: ((کلکسیونی از اشتباهاتم.))

    اوهوم خیلییییی لذتبخشه.
    راست میگه حامد. حس می کنم داره درست میگه. 
    هووم. بالاخره اینم یه کلکسیونه دیگه. 
    دوتای اول :
    :-D

    کلکسیون به اون معنی ندارم ولی دلم میخواد داشته باشه
    بزرگترین کلکسیونم فیورت های مرورگرمه :-D

    یه سری نوشته های داخل پادگان دارم که جمع کردم
    یه سری هم قبلا نوشته هام رو توی سررسید مینویشم که هنوز دارم که وااااااااااااقعا خوندشون سرحالم میاره
    در حدی که همیشه نمیخونم ، فقط میذارم وقتای خاص

    یه دفترکلکسیون ایده هامم دارم که عالیه و تاحالا بارها به دردم خورده توی کارم

    کلکسیون هاتم خاصه :)
    حا شاید نشه کله هاشونو تاکسی درمی کنم،،، اما.. 
    نه همون کله هاشون ،،، چه کلکسین جذابی :-))

    دکتررررررررر. خداروشکر جزو این کلکسیون انسانی نیستم :)
    کلکسیون دکمه دارم

    چه بامزه :)) خیلی خوشم اومد :)
    اوهوم من یه زمانی یه تعداد خیلی زیادی از دایره المعارف ها و پازل ها و عکس ها و ماکت های دایناسوری داشتم ولی خب با مشهد اومدنم بیشترش بذل و بخشش شد چون خونه نبودنم! تاس هم داشتم! تاسِ چوبی، نقره، پاک کنی، سایزای مختلف، گلِ سرسبدشون یه جفت تاسِ عاجِ فیل بود که خیلی هم گرون بودن :دی اصلا این داداش کوچیکه ما که دنیا اومد همه چیمونو به باد داد :|

    تو چقددددددددددد چیز میز داشتی. ای ول بابا 
    دوباره جمع آوریشون کن حیفه هااااا
  • نیوشا یعقوبی
  • ۱. نوش جونت و دوستی تون مستدام و همیشه خوب باشین هر دو
    ۲. راست میگه
    ۳. بلههه خودکار مداد رنگی پیکسل

    مرسی عزیییییزم 
    آفرین. منم لوازم التحریر خیلی دوس دارم :)
    شب بخیر دوست عزیز :-))

    خدایا خودت رحم کن. ما رو از دایره دوستان دکتر خارج فرما:)))
  • کروکدیل بانو
  • کلکسیون که نه...ولی یه عالمه بوکمارک دارم :)

    خیلی باحاله که:)
  • کوالای پیر
  • 1. یه دوست داشتم ویولن میزد اما تو7سال دوستی هیچ وقت برای من نزد 
    2. دوستت بهتر از خودت میشناستت برو کنار از سر راه
    3. نه ولی یه صندوق کوچولو پراز سکه های قدیمی دارم. تو کلکسیون چی داری ای پری؟؟؟

    +یه عکسی چندوقت پیش تو اینستاگرام دیدم یه دیوار پراز کله های بریده شده پراز خالکوبی بود و اگه اشتباه نکنم درقدیم خریدو فروش میشده 
    الان با کلکسیون دکتر یاد این عکسه و کله ها افتادم :))

    1. اون دیگه دوست نیست که :)
    2. واقعا؟!
    3. واووووووووووووووووو. جدی میگی. خیلی دلم میخواد ببینمشون. باید معرکه باشن. من یه سری تکه روزنامه از وقایع سیاسی مهم کشور. به خصوص زمانی که دانشجو بودم. با یه چند تا سکه که هیچوقت دیگه تکمیلش نکردم.

    + خدا رحم کنه.
    ۱. اوهوم. خیلی.
    زمزمه ی آهنگ ها بخصوص :)
    یاد این شعر افتادم نمیدونم چرا!
    در زدم و گفت کیست؟ گفتمش ای دوست، دوست/ گفت در آن دوست چیست؟ گفتمش ای دوست، دوست
    گفت در آن آب و گِل، دیده ام از دور دل/ او به چه اُمّید زیست؟ گفتمش ای دوست، دوست
    ۲. از ماست که بر ماست :|
    ۳. منم اومدم اون کلکسیون دوستام رو بنویسم، که با جوابی که به دکتر دادی دیگه جرات نکردم بگم D:

    زمزمه آهنگها به خصووووووص :)
    چه شعر قشنگی 
    می بینم که خیلیا تو کلکسیون کردن آدمها هستن. نمیشه اینجور که
    1- آره می‌دونیم!:دی
    کلکسیون چیه؟ :-)

    نه. نمی دونی که. نمی دونی چه کیفی میده :)
    مجموعه. یه سری به سایت «انجمن مجموعه داران ایران» بزن :)
  • مــحــدثــه ...
  • چیز باحالیه کلکسیون داشتن اما راستش نمی دونم چرا از بچگی تا الانم هیچ وقت اهل کلکسیون بازی نبودم اصلا ://



    چون به تاریخی بودن چیزها و آدمها باور نداری یا شاید متوجهش نیستی
    من کلکسیون خاطره دارم...یه صندوقچه پر از خاطره های ریز و درشت از سالهای مختلف...یه چیزایی توش پیدا می‌شه که حتی خودمم باورم نمیشه نگه‌شون داشته باشم 😊
    البته یه کلکسیون درد و امراضم دارم که گمان نکنم خیلی جالب باشه 😂😂😂

    خاطره ها... امان از خاطره ها. منم داشتم. یه روز خریتم گل کرد ریختمشون دور :(
    سلامت باشی همیشه. ولی به قول استادم اون مجمع الاجزایر بیماریه :)
    من نه دوست موزیسین دارم نه کلکسیون( آیکون لب های پایین)

    دوست موزیسین رو باید همت کنی و پیدا کنی :) کلکسیون رو هم جمع کنی :)
    من یه دوستی دارم ساز یکسان می‌زنیم. بعد می‌رفتم خونه‌شون بعد مدرسه، ساز می‌زدیم چندساعت، بعدش راه میوفتادیم می‌رفتیم تئاتر می‌دیدیم. اصلا خاطره ماه‌تر از این؟:]

    پ.ن: کلکسیون بره پولداراس -_-

    خیلییییی خوبه. آدم حتما باید یه دوست موزیسین داشته باشه :) 
    نه اتفاقا. الان دیگه اینجوری نیست حداقل
    3. نه. هیچ وقتم دوست نداشتم داشته باشم. کلی چیز جمع کنی که چی بشه آخه خدایی :))

    تو خودت یه عالمه لیوان داری که خودش یه کلکسیون اساسی محسوب میشه. تازه اگه از جغدهات بگذریم :)
    من ذاتا آدم تنوع طلبیم برا همین کلکسیون هام موندگار نیستن. 
    آخریش فندک بود که دادمشون به دوست و آشنا :)

    تنوع طلبی منافاتی با کلکسیون داری نداره. نگهشون دار خب. همه رو. معنای کلکسیون همینه 
    ۳. نه ندارم :)

    :)
    واقعا خودتو جلوی خودت نمی‌بینی؟ شاید چون پشتش به توئه... 
    احتمالا یه مجموعه از کتابای انتشارات خوارزمی.

    بحث جلو و دو قدمی آدم نیست. بحث چیز دیگه ای بود. 
    اوهوم. عالیه
    موزیک زمزمه کردن :)))))
    چه قده حس خوب میده!
    اره کلکسیون سنگ

    چه باحاااااال. 
    کلکسیون سنگ :)
    سلام 
    یه زمانی کلکسیون تمبر داشتیم :)
    الان این مجموعه عظیم دست خانداداش بزرگمه چون اون بیشتر از همه،  عاشق تمبر بود و هست:)

    من خودم کلکسیون چیزهای نوستالژیک دارم :)) هر چیزی که حس نوستالژی و خوبی بهم بده :) نگه میدارم :)
    مثل کلاغ که چیزهای با ارزش رو نگه میداره:|:)
    و البته  من الان خودم  کلکسیون گوشی (موبایل) قدیمی  دارم :دی 
    البته تعدادشون زیاد نیست ولی بازم همونش هم غنیمته :)



    +
    دوستی هاتون مستدام الهی🙏



    اون مجموعه تمبر رو حتما نگهدارین. باید بسیار ارزشمنده باشه

    گوشی موبایل هم باحاله ها :)
    بوق بزن برا خودت تا از سر راه بری کنار :))
    وقتی ازش رد شدی هم فوشش بده

    وااااای خداااااا چقدر کول و بامزه ای تو :)))
  • میرزا مهدی
  • 1-موزیسیَن همان مُطرب است آیا؟ من خود مُطربی دیوانه ام...
    2-موافق نیستم. شاید تاثیر جَو و موزیک و حس و حالش باعث بشه این عقیده رو بپذیری. 

    تو شاید سر راه خودت قرار گرفته باشی؛ که وَه چه جمله ی تاثیر گذار و قشنگ و قاب کن بذار گوشه ی طاقچه ای گفته..... اما به بن بست نرسیدی. چشات بسته ست. باز کنی میبینی کافیه با یه انحراف به راست و چپ حتی، به مسیر بیافتی. حالا مسیر درست و غلطش هم باز به خودت مربوطه. مهم اینه که به بن بست نرسیدی تو.... لازم نیست برگردی به عقب تا یه راه دیگه رو انتخاب کنی. 
    3- چه کلکسیونی بهتر از بُریده ی تکه های کاغذ روزنامه ها؟ :D چون در غیر این صورت وارد یه قمار بزرگی میشی که باد برای به ثَمَر رسیدنش، تا میتونی خرج کنی. مثل پدر بزرگوار من و آلبوم های تمبر 1870 تا 2007 قطور و بی استفاده اش... البته بُریده های تکه های روزنامه ی ایران در دولت م.ا.ن (بخش سیاسی) چه کاریه؟


    مطرب چبه بابا. تو خود موزیسینی دیوانه ای ...
    فقط همین یه روز رو که حرف نزدیم که جو منو بگیره و تحت تاثیر این جمله قشنگ قرار بگیرم. یه خروار حرف پشت این جمله اس که نهایتا تو همین خلاصه شد. منظورش این نبود برگردم عقب. اتفاقا معتقده مسیرم درسته ولی موندم و تکون نمی خورم باید برم جلو.
    من بریده های روزنامه دارم. تو یه مقاطع خاصی جمعشون می کردم. اون آلبوم تمبر رو کاملا غاصبانه تحت تملک خودت دربیار و حالشو ببر :)
    ببین آدمو مجبور می کنه چه ریختی حرف بزنه هااا
    یه دانشجو داشتم سه تار میزد
    فیلماشو برام میفرستاد
    حس خوبی بود

    سلام استاد 
    همه برپا :)
    از خود راضی نیستم ولی :|

    مطمئن نباش خیلی 
    اقا ازین دوستا! ):
    کلکسیون هر آنچه که در طول تاریخ زندگیم میتونه یاد آور یه اتفاق باشه رو دارم. حتی رسید اولین کافی شاپ با دوستام :)

    ای ول بابا 
    تو خیلی کارت درسته :)
    سلام
    مرسی
    حالا چرا برپا؟))

    آخه گفتی یه شاگرد داشتم. 
    گفتن لابد استادی دیگه :) به بچه ها گفتم به احترامت وایسن :)
  • میرزا مهدی
  • از همین تریبون اعلام میکنم آن آلبوم های تمبر را به قیمتی هنگُفت خواهم فروخت. از خواهنده :D تقاضا میشود شماره کارت ، رمز دوم و آن یکی سی وی وی یا وی سی سیِ دو سه رقمی اش را اخ کند بیاید اینجا :)) (اِخ را خوب آمدم نه؟)

     
    آره پری باهاش موافقم که راهودرست رفتی... و از اونجایی که من اصلا و ابدا شناختی نسبت به تو ندارم، عرض کردم که راه و مسیرت درسته. یه انحرلف به چپ و راست-آتش به اختیار- لازم داری که بیفتی تو خط زمان. (چی گفتم اصلا...) ولایت خوش میگذره؟

    آخه آدم اونا رو میفروشه؟؟؟!! پول پرست. دنیاطلب. جاه طلب... اصلا هم خوب نیومدی.
    یعنی شیطونه میگه.... ولش کن آقا. ولش کن
    ولایت نیستم که. شما خبر داری از اونجا منم دارم
    ممنون...یه دونه که چه عرض کنم..n تا

    خب دیگه
    بدتر شد
    تمام بیان برپا :)
    مرسی

    :)
    اون کلکسیون تمبر شاید باور نکنی از زمان جنگ بوده تا چند سال پیش :)
    خیلی با ارزشه برای همه خانواده :)


    راستی کلکسیون پول هم من دارم :دی 
    پول خارجی و ایرانی قدیم
    مثلا دینار ، دلار :دی (دلار یه دونه است) 
    پول عراق با عکس صدام ملعون :| 
    قبل از سقوطش

    ده تومنی قدیم خودمون :دی 
    و الی آخر :))




    اینا خیلی باارزشن واران همه رو خوب نگهدار
  • محمود بنائی
  • تا حالا دوست موزیسین نداشتم، یعنی دارم ولی اون موقع که پیش هم بودیم تازه داشت یاد میگرفت، مصیبتی بود.
    بن بست رسیدن هم خوبه، بالاخره یعنی یک حرکتی کردی و فهمیدی ته این راه بن بستِ. 
    بله کلکسیون مجله سرزمین من!؟ 🤔 کلکسیون اسکناس های خارجی. 

    هوم. منم قبلا یه دوست موزیسین داشتم و تازه داشت یاد می گرفت مخمون رفت درواقع تا یاد گرفت :)
    اینم یه تعبیر خوبه 
    عالیه. مخصوصا اون اسکناس ها
    اولی رو میدونم
    از دومی زیاد دارم
    سومی هم همیشه دوست داشتم یه کلکسیون داشته باشم از عکس ۳×۴ هر آدمی که حتی یه بار گذری دیدمش:/ که قاعدتا نشدنیه...

    چه قشنگگگگگگگگگگگگگگ. خوشم اومد :) با اینکه اصلا منو ندیدی ولی خودم یه عکسمو بهت میدم :)))))
    1 عجب دوستی :)
    3 فک کنم داشته باشم

    یه دوست عالیییی 
    فکر می کنی؟!!!
    1.اوهوم،دوست من نوازنده ست،رباب می نوازه،آهنگ هراتی خیالت رو میبره تا دوردستها مناره ها و صدای النگوهای رنگی:)
    3.کلکسیون...نمیدونم.ولی شاید یک روز تصمیم بگیرم یک کلکسیون از انواع جعبه های موزیکال جمع کنم. از مجسمه های کوچیک هم خوشم میاد

    به بههههه. همنیجوریشم محظوظ شدم چه برسه به اینکه بشنومش :)
    خیلی خوبه. شروعش کن. به نظرم کلکسیون داشتن یکی از انگیزه های خوب زیستنه :)
  • همطاف یلنیـــز
  • سلام سلام
    اول از آخر: آلبوم تمبر دارم. وطنی و غیروطنی (دو دهه است بروز نشده)
    سکه و اسکناس هم دارم. داخلی و خارجی (آن هم همانیست که بود و اضافه نشد)
    یک زمانی بلیط اتوبوس های شرکت واحد رو جمع می کردم. خوو زمان دانشجویی از گوشه کنار سرزمینمان آدم بود در دانشگاه (آن هم به لطف پیشرفت سازمان حمل و نقل ورود کارتهای الکترونیکی خود به خود اضافه نشد)
    و اما
    اینکه آدم باید کلکسیون داشته باشد رو موافق نیستم. این‌روزها تلاشم برای کم کردن هر آنچه دور و برم دارم هست. هرچه کمتر بهترتر ( کلکسیون دوست رو شامل نمی شود ها)
    .
    برقرار بمانی و راضی


    سلام سلام 
    اگه فکر می کنی بهتره کلکسیون نداشت و تلاش می کنی کمش کنی می تونی کلکسیون هاتو بدی به بعضی از بلاگرا :))) مث من :)))) 
    به نظرم که کلکسیون هات فوق العاده ان.
  • منتظر اتفاقات خوب (حورا)
  • من زمانی خیلی دوست داشتم که یه کلکسیون از چیزی داشته باشم! ولی هیچ وقت نداشتم!  لذا بی خیال شدم:|

    خب الان باخیال شو و سعی کن یه کلکسیون جمع و جور کنی واسه خودت :)
    من یک کلکسیونرم کلکسیونی از اسامی آدمهایی دارم که میگفتند تا آخرش هستم !!!

    چه خوبه یه دوست اونجوری داشته باشی که به این خوبی بشناستت

    من از بچه گی کلکسیون پاککن جمع میکردم همشونو دارم ولی چند سالی میشه چیزی بهش اضافه نکردم

    هووووم. چه کلکسیون عجیبی. آدمها میان که برن، هیچکدوم نمی مونن. 
    اوهوم. خیلی خوبه. خیلی خیلی خوبه.
    اوهههه چه باحال. حتما کلی از اون پاک کن دو رنگ های آبی و قرمز قدیمی داری :)
  • مهدی صالح پور
  • کلکسیونِ چی؟! دوست؟! :D

    شمام که مثل دکتر میم از کلکسیون دوست و مجموعه ای از سرهای انسانی حرف می زنین :)
    من کلکسیون که نه ولی خب زیاد صدف دارم 
    البته بین ماها که همسایه دریاییم طبیعیه
    راستی سلام

    باید یه کلکسیون زیبا باشه :)
    من خیلییییی صدف دوست دارم
  • פـریـر بانو
  • ۱. یکی از حسرت‌هام...
    ۲. چه جالب گفت. حدا یه وقت‌هایی باید راهی که می‌ریم رو عوض کنیم...
    ۳. دارم. خرده ریزه‌های دوست‌داشتنی و هدیه‌هایی که خیلی برام عزیزن رو می‌ذارم تو یه جعبه. یه دفتر هم دارم توش هر شعر و تک بیت قشنگی ببینم می‌نویسم. شاید دفتر کلکسیون نباشه ولی واسه من هست. :))

    بگو یکی از آرزوهام حریر. برآورده میشه آرزو ولی حسرت ... 
    اوهوم
    منم یه همچین چیزی دارم. اینم یه جور کلکسیونه دیگه :)
  • פـریـر بانو
  • چی بگم والا. تا الان حسرت بوده دیگه. حتی اون‌هایی که ساز دارن هم نمی‌زنن! :/

    خیلی خوبه. ^__^

    این دیگه خیلی نامردیه که ساز دارن و بلدن و نزنن :(
    نه واقعاً سوال منم همینه چرا شما دست از سر خودت بر نمیداری؟ :)) 
    داشتم بچگیام.کلکسیون پوکه و‌ مرمی و فشنگ! 

    واقعا چرا؟ خودمم نمی دونم :(
    مرمی؟ مرمی چیه دیگه؟
  • פـریـر بانو
  • البته هر دوستی هم ساز بزنه نمی‌چسبه. باید اونی بزنه که عاشقه، که کنارش خودتی؛ تا همراهیش کنی و... . 
    می‌دونی پری؟ ساز برای من خیلی مقدسه؛ چون اون چیزی که ازش‌ بیرون می‌زنه روح نوازندشه، احساسیه که از قلبش ریخته تو دست‌هاش و موسیقی شده. واو! این بی‌نظیره، شاهکاره! و خیلی از آدم‌هایی که ساز می‌زنن به این‌جاش نرسیدن، خیلی‌ها به اون عشق نرسیدن. نمونه‌اش می‌شه هم‌اتاقی من که تو کل ترم، دو سه بار بیشتر ساز نزد اون هم وقت‌هایی که می‌رفت خونشون و یه استوری چند ثانیه‌ای گذاشت! آخرین استوری سازش واسه تعطیلات عیده که رفته‌بود کرمان. این عشق نیست... و کسی که عاشق ساز و زدنش نباشه، من ترجیح می‌دم نشنوم ازش. واسه همینه می‌گم باید اونی بزنه که عاشقه، که کنارش خودتی... .

    اوهوم. خیلی باهات موافقم. 
    دقیقا مثل این دوست من. خوش به حالم شده با این دوستم پس :)
    مرمی همون فشنگ وقتی از پوکه جدا باشه میگن مرمی. 
    یادم رفت اینم بگم،آیا اینگونه تیتر زدن کار خوبی ست؟ما سر میایم این سمتی بعد می‌فهمیم رکب ژورنالیستی خوردیم :)) 

    آهااا
    دقیقا چنین تیترزدنی درست و خوب است :) 
  • פـریـر بانو
  • اوهوم. خدا حفظش کنه برات. ^_^

    خدا به شمام ببخشه:))))))
    اوهوم ^_^ مگه میشه آدم کلکسیون نداشته باشه! ^_^

    کلکسیون چی داری؟!
    لوازم التحریر ، خودکاررنگی ، لاک ، پیرهن چارخونه ، کشِ مو😂 ^_^
    نمیدونم دیگه چیزی ازقلم افتادیانه!☺️

    هوووووم چه کلکسیون رنگی رنگی خوبی :)
    1 نه نمیدونم

    2 عجب دوست باحالی :) عجب حرف باحالی

    3 نه ولی خیلی دوس دارم یه کلکسیون داشته باشم مثلا یه کلکسیون ازانواع واقسام سنگها یه بارم تلاش به جمع اوری کردما ولی مامان خانوم همشوریخت دور :/

    اوهوم. یه دوست خیلی باحال :)
    من اگه جای تو بودم دوباره شروع می کردم به جمع آوری 
  • هَشْتْ حَرْفى
  • خودم که کلکسیونر نیستم؛ ولی، یه دوستی دارم که کلکسیون جعبه کبریت داره. 

    آره. خیلی باحاله. چون هر دوره ای یه عکس های خاصی روی جعبه کبریت ها چاپ شده که نشون دهنده گفتمان اون دوره است.
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">