زاویۀ زیست

.زاویه زیست واژه ایست در مقابل زاویه دید، فرقش این است که آدم این زاویه را زیست می کند

زاویۀ زیست

.زاویه زیست واژه ایست در مقابل زاویه دید، فرقش این است که آدم این زاویه را زیست می کند

۴ مطلب در آبان ۱۳۹۶ ثبت شده است

می خواستم فیلم رو همینجا بذارم که چون حجمش زیاد بود نشد. لطفا به لینک زیر برین و کلیپ 12 دقیقه ای با سخنرانی «مگان رامزی» رو در تدکس ببنید و محتواش رو با سخنرانی لیلی گلستان که من قبلا تو یه پست با عنوان «خواستم و شد؟!» بهش اشاره کردم مقایسه کنید. نتیجه اونقدر واضحه که فکر نمی کنم نیازی به توضیح باشه. همینقدر کافیه که بگم ما جوان هامون رو چجوری خطاب می کنیم و اعتمادبه نفس رو ازشون می گیریم و اونها چطور با تحلیل از جوونهاشون میخوان که خودشون رو دوست داشته باشن. این سخنرانی رو باید خانم گلستان ببینه.

https://www.ted.com/talks/meaghan_ramsey_why_thinking_you_re_ugly_is_bad_for_you#t-48357

+ مگان رامزی هم گویا محققی در زمینه بهبود اعتماد فردیه. چیزی که من از سرچ نامش به دست آوردم.

  • پـــــر ی

1. خب. خداروشکر که این هفته لعنتی هم گذشت و فردا اختتامیه این نمایشگاه کوفتیه. با اینکه خیلی از پیشکسوت های مطبوعات رو تو این روزا دیدم و باهاشون هم صحبت شدم اما روزهای طاقت فرسایی بود. شبا که می رسم خونه با خودم میگم: «ما را به سخت جانی خود این گمان نبود».

2. از وقتی که فرهاد جم اون برنامه سیب خنده رو اجرا می کرد دوست داشتم از نزدیک ببینمش. به گمونم سلبریتی ما دهه شصتیا بود. یه جور حس نوستالژی خاص و حماقت گونه ای داشتم به اینکه فرهاد جم رو ببینم. دیروز اومد غرفه ما و من بالاخره دیدمش. دیالوگ فامیل دور میومد تو ذهنم که: «آقای مجری از بچگی آرزو داشتم که ...» :)))

3. حالا که بعد از چند ماه طاقت فرسا، به نظر می رسه که من دارم روی اوضاع مسلط می شم نه اوضاع رو من ! دیگه باید به قولی که به خودم دادم عمل کنم و شروع کنم به خوندن منابع دکترا. 

4. در همین راستا میشه دوستان تهرانی بهم کلاس زبان خوب معرفی کنن؟ یه کلاسی که بشه هم گرامر هم فن ترجمه و هم نحوه تست زنی انگلیسی رو یاد گرفت. خلاصه یه دوره برای آمادگی دکترا باشه که زود هم دانشجو رو به نتیجه برسونه. چون الان فرصت یادگیری مکالمه نیست. 

  • پـــــر ی

امروز صبح با خستگی زیاد از غرفه چینی دیروز لخ لخ کنان رفتم نمایشگاه، رسیدم غرفه که همکارم یه بسته بهم داد و گفت سفارش شده که به دستت برسه. تعجب کردم. باید بگم تو خستگی شدید این روزها و هیاهوی زیاد نمایشگاه هیچی نمی تونست تا این اندازه برام زیبا و لذتبخش باشه. وقتی ببینین کسی به یاد شما بوده، حس خوبی رو تجربه می کنین. کسی که نمی دونین کی بوده و حتی حدس هم نمی تونین بزنین. واقعا هم مثل همین شعر «بی نام و نشان» اومد و رفت.

وه چه بی نام و نشان که منم 

کی ببینی مرا چنان که منم 

کی شود این روان من ساکن 

این چنین ساکن روان که منم 

  • پـــــر ی

یک. 450

۰۲
آبان
1. داشتم وبلاگ هایی که دوس دارم رو می خوندم که خب واسه یکی دوتاشون اصلا کامنت نمیذارم. واسه بقیه هم که چندبار نوشتم و دیدم دارم چرت و پرت می نویسم، پاک کردمشون. 
2.وقتی زمان حال قشنگ نیست و آینده هم مبهمه، گذشته جذاب میشه. 
3.اگه نمایشگاه مطبوعات میاین، به منم سر بزنین. از پنجم تا دوازدهم آبان تو مصلای تهران برقراره و منم پای ثابت غرفه ام. 
  • پـــــر ی