زاویۀ زیست

.زاویه زیست واژه ایست در مقابل زاویه دید، فرقش این است که آدم این زاویه را زیست می کند

زاویۀ زیست

.زاویه زیست واژه ایست در مقابل زاویه دید، فرقش این است که آدم این زاویه را زیست می کند

۴ مطلب در آذر ۱۳۹۶ ثبت شده است

امضا

۲۴
آذر
همه چیو تایپ نکنین، کیبورد رو بذارین کنار و گاهی با خودکار بنویسین، اینجوری وقتی میخواین اول کتابی که هدیه میدین جملکی، خط شعری، چیزی بنویسن و امضا کنین گند نمیزنین. 
همین دیگه، یه پیشنهاد بود:)
  • پـــــر ی

اعتراف

۰۸
آذر

قسم می خورم که من استاد خراب کردن همه اتفاقات خوبم.

  • پـــــر ی

حتما امروز متنی که با نام «تهمینه میلانی» تو تلگرام دست به دست میچرخه رو دیدین. «خشونت همیشه یک چشم کبود و دندان شکسته و دماغ خونی نیست و .... » الی الاخر. اگر هم نخوندین بگین که اینجا بذارم. به هر حال، باید بگم هم می تونه متن خوبی باشه و هم متن مزخرفی. چرا؟ به چند دلیل:

1. متن خوبیه چون داره نشون میده که خشونت اون مصداق آنی که در اذهان عموم جرقه می زنه نیست. داره سعی میکنه که بگه خشونت فقط جسمی نیست. خوبه چون داره زنان رو با چند تا آیتم جدید در زمینه حقوقشون آگاه میکنه. 

2. متن بدیه چون خیلی احساسی و به دور از مبانی علمی و تخصصی فمنیسیم نوشته شده.

3. متن بدیه چون توی این متن مفاهیم «خشونت» و «قدرت» در هم آمیخته شده و هیچ تفکیکی توش صورت نگرفته، درحالیکه «خشونت» لزوما «این همانی» «قدرت» نیست. به نظر می رسه بیشتر بحث از قدرت مردانه اس تا خشونت. درحالیکه خشونت می تونه هم جنبه مردانه و هم زنانه داشته باشه.

3. متن بدیه چون وای به حال جامعه ای که فمنیستش تهمینه میلانی باشه. (یا حتی فرض کنیم این متن از میلانی نباشه، احتمالا نویسنده ای داشته که باز هم در گروه مدنظر من قرار نمیگیره.) نه اینکه تهمینه میلانی آدم بدی باشه یا هیچی سرش نشه. مسئله اینه که وقتی می تونیم موفق باشیم که پا رو از احساس فراتر بذاریم. تهمینه میلانی نتونسته این کار رو بکنه شاید چون یه هنرمنده و نه یه متخصص در این حوزه. این یعنی چی؟ یعنی اینکه ما یک متخصص، ایده پردازو نظریه پرداز درست و حسابی در حوزه زنان و فمینیسم و امثالهم نداریم. 

4.همینکه این متن هر سال به تاریخ 25 نوامبر بدون هیچ کم و کاستی تو شبکه های مجازی پخش میشه یعنی اینکه ما سال تا سال هیچ رشدی در این زمینه نمی کنیم. یه سال یه تهمینه میلانی احساساتی شد و ده خط نوشت و خوراک ذهنی ما برای سال های متمادی شد. این یعنی اینکه هر سال میگذره و ما ادعای آزادی و برابری زنان رو مطرح می کنیم، به دنبال این هستیم که خشونت رو علیه زنان متوقف کنیم ولی هیچ ایده و فکر جدیدی تولید نمی کنیم، هیچ راهکاری نمیدیم، هیچ حرف تازه ای برای گفتن نداریم و در نهایت یه متن ده خطی رو دوباره و دوباره می خونیم و گزگز بالا می کنیم و فکر می کنیم وضعیت جنبش زنان در ایران (اگر جنبشی وجود داشته باشه) بهتر شده.

5. پس یه بار دیگه متن رو بخونید و این بار برای همیشه کنارش بذارید. دوباره سال دیگه همین رو تکرار نکنید. در یک کلام تهمینه میلانی نمی تونه «ایده پرداز» این حوزه برای جامعه زنان ایران باشه. 

  • پـــــر ی

خشونت

۰۳
آذر

در آستانه روز جهانی خشونت علیه زنان، من به عنوان یک زن مدام به خشونت هایی که نسبت به من شده فکر می کنم. و بیش از همه به خشونت هایی فکر می کنم که از سوی روشنفکرترین مردانی که می شناسم به من روا داشته شده. البته معناش این نیست که فقط مردان ممکنه علیه زنان خشونت به خرج بدن. اتفاقا بزرگترین و بدترین خشونت ها علیه زنان رو خود زنان انجام میدن. مثلا اطلاق همین لفظ «ترشیده» و «سن و بالا» به دخترانی که ازدواج نکردن. حالا به هر دلیلی. فکر می کنم به خشونت هایی که نظام مردسالارانه تو خونه، دانشگاه، محل کار و زندگی اجتماعی به من وارد کرده.

شاید بشه برای هر کدوم از خشونت ها یه بهونه ای آورد و یا فکر کرد: خب، چه انتظاری میره از آدم هایی که تصور می کنن هویت هر زنی فقط با ازدواجه که مشخص و متعین میشه اما اما اما من فقط به اون خشونتی فکر می کنم که روشنفکرترین آدم ها اعم از مردها و زنها علیه من داشتن. و به جدیدترین خشونتی که رخ داد. انتظار نداشتم از آدمی که به گونه دیگه ای میشناختمش. که این خشونت چندین جنبه رو با خودش داشت، فیزیکی، جسمی، جنسی، احساسی و... . 

+ اصلا نمیخوام مردها رو تو این پست توبیخ کنم. این به معنای خشونت تاریخی مردها علیه ما زنان نیست. اما میخوام بگم اول از همه تقصیر خود ماست. ما زنها اجازه میدیم که راه خشونت بهمون باز بشه. نذارین بهتون خشونت بشه. نذارم بهم خشونت بشه.

+اگر دوست داشتید از خشونت هایی که به شما شده بنویسید. یا اینجا، یا تو وب هاتون.

  • پـــــر ی